برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

بی عیب

/bi'eyb/

مترادف بی عیب: پاک، مبرا، بی نقص، سالم، صحیح، کامل

متضاد بی عیب: عیبناک، معیوب

معنی بی عیب در لغت نامه دهخدا

بی عیب. [ ع َ / ع ِ ] (ص مرکب ) (از: بی + عیب ) بی نقص. (آنندراج ). سلام. سلیم. سالم. بی آهو. درست. بری. (یادداشت مؤلف ) :
بپرسید دیگر که بی عیب کیست
نکوهیدن آزادگان را ز چیست .
فردوسی.
خهی گزیده و زیبا و بی بدل چو خرد
زهی ستوده و بی عیب و پاک چون قرآن.
فرخی.
کرا بداد هنر نیز عیب داد خدای
مگر ترا که تو بی عیب و سربسر هنری.
عنصری.
اوستاد اوستادان زمانه عنصری
عنصرش بی عیب و دل بی غش و دینش بی فتن.
منوچهری.
پندی بمزه چو قند بشنو
بی عیب چو باره ٔ سمرقند.
ناصرخسرو.
پاک و بی عیب خدایی که قدیر است و عزیز
ماه و خورشید مسخر کند و لیل و نهار.
سعدی.
گر دلم در عشق تو دیوانه شد عیبش مکن
بدر بی نقصان و زر بی عیب و گل بی خار نیست.
سعدی.
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود
ور بود نیز چه شد مردم بی عیب کجاست ؟
حافظ.
معشوقه ٔبی عیب مجوی. (شیخ ابوسعید ابوالخیر از اسرارالتوحید). و رجوع به عیب شود.
- بی عیب و علت ؛ بی نقص. سالم.
- بی عیب و نقص ؛ بی نقص و کاستی. رجوع به عیب شود.

معنی بی عیب در فرهنگ فارسی عمید

بی عیب
بی نقص، بی آفت، بی ضرر.

بی عیب در دانشنامه ویکی پدیا

بی عیب
بی عیب ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
بی عیب (فیلم ۱۹۹۹)
بی عیب (فیلم ۲۰۰۷)
بی عیب (به انگلیسی: Flawless) فیلمی محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جوئل شوماخر است. در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت دنیرو، فیلیپ سیمور هافمن، بری میلر، کریس باوئر، ویلسون جرمین اردیا، دافنه رابین-وگا، روری کوچرین، جود سیکوللا، ویکتور راسوک و لوئیس ساگوآر ایفای نقش کرده اند.
۲۶ نوامبر ۱۹۹۹ (۱۹۹۹-11-۲۶)
یک نگهبان بازنشسته به نام «والت کونتس» (دنیرو) سکته می کند. پزشکان به او تجویز می کنند پس از خروج از بیمارستان به حرکات و تمرین های بدنی بپردازد و هم چنین برای بازیافتن قدرت تکلم، درس آواز بگیرد. از سر اتفاق یک معلم آواز در همسایگی اش زندگی می کند، اما او کشف می کند این معلم آواز، «راستی» (هافمن) یک مرد زن نماست…
بی عیب (انگلیسی: Flawless) فیلمی در ژانر سرقت، جنایی و درام به کارگردانی مایکل ردفورد است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مایکل کین، دمی مور، لمبرت ویلسون، جاس آکلند و ناتالی دورمر اشاره کرد.
۱۱ فوریه ۲۰۰۷ (۲۰۰۷-02-۱۱)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بی عیب در جدول کلمات

بی عیب
سالم
بی عیب ونقص
کامل

معنی بی عیب به انگلیسی

perfect (صفت)
کامل ، درست ، بی عیب ، اتم ، مکمل ، سرامد ، گسترده ، تمام عیار ، کاملا رسیده
all right (صفت)
صحیح ، خیلی خوب ، بسیار خوب ، حتمی ، فرخنده ، بی عیب ، موثق
entire (صفت)
درست ، تمام ، سراسر ، بی عیب ، دست نخورده ، یکتیع
spotless (صفت)
بی عیب ، بی لکه ، بی خال
flawless (صفت)
بی عیب
faultless (صفت)
بی عیب ، بی تقصیر
sound (صفت)
دقیق ، بی عیب ، بی خطر ، استوار ، سالم ، مستدل
blameless (صفت)
بی عیب ، منزه ، بی گناه ، منزه از گناه ، بی تقصیر
intact (صفت)
کامل ، بی عیب ، دست نخورده ، سالم ، صدمه ندیده
fault-free (صفت)
بی عیب ، بی نقص
unexceptionable (صفت)
بی عیب ، استثناء ناپذیر ، انتقاد ناپذیر
indefectible (صفت)
درست ، بی عیب ، عیب نکردنی ، خراب نشدنی
point-device (صفت)
بی عیب ، بسیار درست ، کاملا راست
serviceable (صفت)
قابل استفاده ، سودمند ، بی عیب ، تعمیر پذیر ، روبراه شدنی ، بدرد خور

معنی کلمه بی عیب به عربی

بی عیب
بدون بقع , سليم , صوت , کامل , لا عيب فيه , مثالي

بی عیب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا دادگر_فریمان
پاک، مبرا، بی نقص، سالم، صحیح، کامل،سلیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بی عیب در جدول   • معنی حمال   • معنی تکه پارچه کهنه   • معنی نافرمان   • معنی مخالف و زد   • معنی دالان   • معنی بی عیب   • مفهوم بی عیب   • تعریف بی عیب   • معرفی بی عیب   • بی عیب چیست   • بی عیب یعنی چی   • بی عیب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی عیب

کلمه : بی عیب
اشتباه تایپی : fd udf
آوا : bi'eyb
نقش : صفت
عکس بی عیب : در گوگل

آیا معنی بی عیب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )