برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

بی صورتی

معنی بی صورتی در لغت نامه دهخدا

بی صورتی. [ رَ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی صورت. اصل. مقابل صورت که فرع است. || (اصطلاح تصوف ) بی شکلی :
صورت از بی صورتی آمد برون
بازشد کانا الیه راجعون.
مولوی.
و رجوع به صورت و هیولی شود.

معنی بی صورتی به فارسی

بی صورتی
حالت و عمل بی صورت ٠ اصل ٠ مقابل صورت که فرع است ٠ یا در اصطلاح تصوف بی شکلی ٠

بی صورتی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی صورتی   • مفهوم بی صورتی   • تعریف بی صورتی   • معرفی بی صورتی   • بی صورتی چیست   • بی صورتی یعنی چی   • بی صورتی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی صورتی

کلمه : بی صورتی
اشتباه تایپی : fd w,vjd
عکس بی صورتی : در گوگل

آیا معنی بی صورتی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )