برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

بی رمق

/biramaq/

مترادف بی رمق: بی نا، ناتوان، ضعیف، بی تاب وتوان، شل، بی حال ، رقیق، آبکی، ناچیز

متضاد بی رمق: پرتوان

برابر پارسی: سست

بی رمق در جدول کلمات

معنی بی رمق به انگلیسی

spent (صفت)
خسته ، نیروی خود را از دست داده ، کم زور ، کوفته ، رها شده ، خرج شده ، بی رمق ، از پا درامده

بی رمق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا دادگر_فریمان
بی نا، ناتوان، ضعیف، بی تاب وتوان، شل، بی حال، رقیق، آبکی، ناچیز،سست
الهه
بی نا،سست
.....
شل .بی حال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بی رمق   • مفهوم بی رمق   • تعریف بی رمق   • معرفی بی رمق   • بی رمق چیست   • بی رمق یعنی چی   • بی رمق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بی رمق

کلمه : بی رمق
اشتباه تایپی : fd vlr
آوا : biramaq
نقش : صفت
عکس بی رمق : در گوگل

آیا معنی بی رمق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )