برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1395 100 1

بیرون زدن

معنی بیرون زدن در لغت نامه دهخدا

بیرون زدن. [ زَ دَ ] (مص مرکب ) برون زدن. برزدن. خارج شدن.
- بیرون زدن سر ؛ برآوردن. طلوع کردن :
چون کشتی پرآتش و گرد اندر آب نیل
بیرون زد آفتاب سر از گوشه ٔ جهن.
عسجدی.
|| خارج کردن.
- بیرون زدن لشکر ؛ بیرون آوردن لشکر. مجهز کردن لشکر در خارج :
لاله سوی جویبار لشکر بیرون زده ست
خرگه آن سبزگون خیمه ٔ آن آتشین.
منوچهری.
رجوع به برون زدن شود.
|| برجستگی یافتن. بالا آمدن. || بیرون زدن بثورات از تن ؛ جوش زدن. بیرون زدن آبله و حصبه و غیره. (یادداشت مؤلف ). بیرون آمدن دانه های آبله و غیره.بروز کردن بثورات و آبله. || بیرون نویسی کردن اقلامی از حسابی. نقل کردن اقلامی از حسابی به جای دیگر. (از یادداشت مؤلف ).

معنی بیرون زدن به فارسی

بیرون زدن
برون زدن ٠ بر زدن ٠ خارج شدن

بیرون زدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
Stick out
Protrude

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بیرون زدگی مقعدی بدون خونریزی   • بیرون زدگی مقعدی در بارداری   • درمان بیرون زدگی مقعدی   • درمان گیاهی بیرون زدگی مقعدی   • درمان گیاهی بیرون زدگی بواسیر   • درمان خانگی بیرون زدگی مقعدی   • درمان بیرون زدگی هموروئید   • علت بیرون زدگی مقعدی   • معنی بیرون زدن   • مفهوم بیرون زدن   • تعریف بیرون زدن   • معرفی بیرون زدن   • بیرون زدن چیست   • بیرون زدن یعنی چی   • بیرون زدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیرون زدن
کلمه : بیرون زدن
اشتباه تایپی : fdv,k cnk
عکس بیرون زدن : در گوگل

آیا معنی بیرون زدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )