برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1660 100 1
شبکه مترجمین ایران

بیرون انداختن

معنی بیرون انداختن در لغت نامه دهخدا

بیرون انداختن. [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) خارج افکندن. طرح. || جدا کردن. بریدن : خرطوم پیلی را بشمشیر بیرون انداخت. (تاریخ سیستان ).

معنی بیرون انداختن به فارسی

بیرون انداختن
خارج افکندن ٠ طرح ٠ یا جدا کردن ٠ بریدن ٠

معنی بیرون انداختن به انگلیسی

sputter (فعل)
بیرون انداختن ، با خشم ادا کردن ، با خشم سخن گفتن ، تف پراندن ، تند و مغشوش سخن گفتن
eject (فعل)
دفع کردن ، پس زدن ، بیرون انداختن ، معزول کردن ، بیرون راندن
bounce (فعل)
پریدن ، گزاف گویی کردن ، بالا جستن ، پس جستن ، بیرون انداختن ، مورد توپ و تشر قرار دادن
throw out (فعل)
بیرون انداختن
expel (فعل)
بیرون انداختن ، خارج کردن ، بزور خارج کردن
excrete (فعل)
دفع کردن ، بیرون انداختن ، پس دادن
extrude (فعل)
تبعید کردن ، دفع کردن ، بیرون انداختن ، بیرون آمدن ، از قالب دراوردن

معنی کلمه بیرون انداختن به عربی

بیرون انداختن
ارجاع , اطرد , اقذف , تغوط
الغ
تدفق

بیرون انداختن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بیرون انداختن   • مفهوم بیرون انداختن   • تعریف بیرون انداختن   • معرفی بیرون انداختن   • بیرون انداختن چیست   • بیرون انداختن یعنی چی   • بیرون انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیرون انداختن

کلمه : بیرون انداختن
اشتباه تایپی : fdv,k hknhojk
عکس بیرون انداختن : در گوگل

آیا معنی بیرون انداختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )