برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1597 100 1
شبکه مترجمین ایران

بیدار گردیدن

معنی بیدار گردیدن در لغت نامه دهخدا

بیدار گردیدن. [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) بیدار گشتن. سر از خواب برداشتن. || کنایه از هشیار و آگاه گردیدن :
هرکه او بیدار گردد بنده ٔ ایشان شود
زآنکه چون مولای ایشان گشت خود مولا شود.
ناصرخسرو.

معنی بیدار گردیدن به فارسی

بیدار گردیدن
بیدار گشتن ٠ سر از خواب برداشتن ٠ یا کنایه از هوشیار و آگاه گردیدن ٠

بیدار گردیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بیدار گردیدن   • مفهوم بیدار گردیدن   • تعریف بیدار گردیدن   • معرفی بیدار گردیدن   • بیدار گردیدن چیست   • بیدار گردیدن یعنی چی   • بیدار گردیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیدار گردیدن

کلمه : بیدار گردیدن
اشتباه تایپی : fdnhv 'vndnk
عکس بیدار گردیدن : در گوگل

آیا معنی بیدار گردیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )