برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

بیت

/beyt/

مترادف بیت: اطاق، خانه، دار، سرا، کاشانه، منزل، دومصراع شعر

برابر پارسی: خانه، سرا، کاشانه، کد

معنی بیت در لغت نامه دهخدا

بیت. [ ب َ ] (ع اِ) خانه. ج ، ابیات ، بیوت. جج ، ابابیت ، بیوتات ، ابیاوات. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خانه. (ترجمان القرآن ). مسکن. (اقرب الموارد). خانه و سرای. بیوت جمع و بیوتات جمعالجمع. (آنندراج ). محل سکونت. جای باش ، از هرچه ساخته باشند. (از اقرب الموارد). خانه و این مأخوذ است از بیتوته ای که بمعنی شب گذرانیدن باشد چون اکثر اوقات بیتوتت در خانه میباشد لهذا خانه را بیت گفتند. (غیاث ). خانه و سرای. ج ، بیوت. جج ، بیوتات. (آنندراج ).
- اهل بیت .
- اهل بیت النبوة.
- اهل بیت طهارت .
- اهل بیت عصمت .
- بیت الربة ؛ نام بتکده است برای لات. رجوع به لات شود.
- بیت عزی ؛ نام بتکده برای عزی. رجوع به عزی شود.
رجوع به هریک از این کلمات شود. || (اِخ ) خانه ٔ کعبه. (منتهی الارب ). کعبه. (آنندراج ). بیت العتیق ، کعبه. (اقرب الموارد). خانه ٔ کعبه زادها اﷲ شرفاً. (ناظم الاطباء). رجوع به بیت الحرام و بیت العتیق و کعبه شود. || (ع اِ) قبر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گور. (آنندراج ). قبر و منه «کیف تصنع اذا مات الناس حتی یکون البیت بالوصیف ». اراد ان مواضع القبور تضیق فیبتاعون کل قبر بوصیف ای غلام. (اقرب الموارد). || فرش خانه. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و منه : تزوجها علی بیت ؛ ای علی فرش یکفی البیت. (از اقرب الموارد). || عیال و خانگیان مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). عیال مرد. (از آنندراج ). دودمان. (کشاف اصطلاحات الفنون ). قول بدوی لاَّخر: هل لک بیت ؛ ای امراءة. (اقرب الموارد). || شرف. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یقال : بیت بنی تمیم فی بنی حنظلة؛ ای شرفهم. (اقرب الموارد). || فلان جاری بیت بیت ؛ یعنی همسایه ٔ من است. (از منتهی الارب ). || قصر. کوشک. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شریف. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مرد شریف. (آنندراج ). یقال : فلان بیت قومه ؛ ای شریفهم. (اقرب الموارد). || (اصطلاح نجوم ) بیت یا خانه ٔ کوکبی در نزد احکامیان ، برج یا بروجی است که قوت حال کوکب در آن برج یا برجها باشد. بیت هر ...

معنی بیت به فارسی

بیت
خانه، بیوت جمع، ابیات جمع
( اسم ) ۱ - خانه اطاق . جمع : بیوت . جمع الجمع : بیوتات . ۲ - دو مصراع از شعر. جمع : ابیات .
ظاهرا نام پارچه ایست .
[bit] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی] رقم دوگانی صفر یا یک
گور . قبر .
[bit stuffing] [مهندسی مخابرات] افزودن بیت به قاب رقمی (digital frame) برای هم زمان سازی و واپایش
عبارت است از بیت المقدس و اقصی چه آن مسجدی است که دورتر است از اهل مکه .
در علم احکام نجوم برجی پس از بیت الاخوه باشد و آن بیت چهارم است .
خان. غم ها . غم خانه . یا خانه ای که یعقوب برای خود گزید و در آن خانه می نشت و در فراق یوسف می گریست ٠
در علم احکام نجوم برج پس از بیت المال و آن بیت بیست و سوم است ٠
در احکام نجوم برج پس از بیت السفرو الدین باشد و آن بیت یازدهم است .
بتخانه . بغستان . بهار خانه . بتکده . هیکل . بهار .
در احکام نجوم برج پس از بیت الاصدقائ باشد و آن بیت دوازدهم است .
بیت المقدس
( اسم ) خانه ای که اموال متوفی را بعد از ظبط در آن نگهدارند .
( اسم ...

معنی بیت در فرهنگ معین

بیت
(بِ یا بَ) [ ع . ] ( اِ.) ۱ - خانه ، اتاق . ج . بیوت . ۲ - دو مصراع از شعر. ج . ابیات .
(بِ تُ لْ حَ) [ ع . ] (اِمر.) خانة مقدس و محترم ، بقعة متبرک .
(ب ِ ت ُ عَ) [ ع . ] ( اِ.)خانة کهن ، کعبه .
( ~. غَ زَ) [ ع . ] (اِمر.) بیت منتخب یک غزل .
( ~. لْ لا) [ ع . ] (اِمر.)خانة خدا، کعبه .
( ~. لْ) [ ع . ] (اِمر.) خزانة کل مملکت .
( ~. مَ) [ ع . ] ( اِ.) خانه ای است در آسمان چهارم .

معنی بیت در فرهنگ فارسی عمید

بیت
۱. [جمع: ابیات] (ادبی) دو مصراع از شعر.
۲. [جمع: بُیُوت، جمع الجمع: بُیُوتات] [قدیمی] خانه.
خانۀ اندوه ها، خانه ای که در آن غم وغصه بسیار باشد.
= بیت اﻟﻠﻪ
= بیت اﻟﻠﻪ
خانۀ غم و اندوه، خانه ای که در آن غم و غصه باشد.
۱. خانۀ حکمت، خانۀ دانش.
۲. (تصوف) قلبی که اخلاص بر آن غالب باشد، دلی که با نور حکمت و معرفت روشن شده.
مستراح، جایی.
هریک از خانه هایی که شرف سیاره ای در آن است، مانندِ حَمَل که شرف آفتاب در آن است: یعنی که قرص خورشید از حوت در حمل شد / کرد اعتدال بر وی بیت الشرف مقرر (خاقانی: ۱۹۱).
کعبه.
حجله.
۱. تار عنکبوت.
۲. [مجاز] هر خانۀ سست و بی ثبات.
بهترین بیت غزل، شعر برگزیدۀ غزل، شاه بیت غزل.
۱. بهترین شعر قصیده، شاه بیت قصیده.
۲. بیتی که غرض شاعر در آن گنجانیده شده.
خانۀ خدا، کعبه.
۱. [مجاز] اموال عموم ...

بیت در دانشنامه اسلامی

بیت
بیت یک کلمه عربی است و در متون فارسی یا عربی به معانی زیر به کار میرود:
بیت
معنی بَيَّتَ: شب نشینی کرد (از کلمه بيتوته به معناي ادراک شب است چه باخواب همراه باشد و يا نباشد مراد از بيتوته در شب در حال سجده و حال ايستاده در عبارت "وَﭐلَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماً "اين است که : شب را به عبادت خدا به آخر ميرسانند و در ع...
معنی بَيْتَ: خانه
معنی مَعْمُورِ: آباد - آباد شده (بعضي گفتهاند : مراد از بيت معمور کعبه مشرفه است ، چون کعبه اولين خانهاي بود که براي عبادت مردم بنا شد ، و همواره از اولين روز بنايش (چهار هزار سال پیش ) تاکنون آباد و معمور بوده است ، همچنان که قرآن کريم در بارهاش ميفرمايد : ان اول ب...
معنی إِلْ يَاسِينَ: آل ياسين -اهل بيت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
معنی کَعْبَةَ: خانه ي خدا - بيت الله الحرام - کعبه (نام کعبه اشاره به چهار گوشه بودن آن دارد)
معنی عَتِيقِ: قديمي (منظور از بيت عتيق کعبه است که به خاطر قديمي بودنش به اين نام ناميده شده ، چون اولين خانهاي که براي عبادت خدا در زمين ساخته شد ، همين کعبه بوده همچنانکه قرآن کريم هم فرموده : ان اول بيت وضع للناس للذي ببکة مبارکا و هدي للعالمين و امروز قريب چها...
معنی يَأْتِينَ ﭐلْفَاحِشَةَ: آن زنان مرتکب زنا مي شوند (فاحشه :طبق روايات وارده از ائمه اهل بيت (عليهمالسلام) گناهي ظاهر و فاش از قبيل زنا و يا ناسزا و يا اذيت اهل خانه)
معنی يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ: که آن زنان مرتکب زنا شوند (فاحشه :طبق روايات وارده از ائمه اهل بيت (عليهمالسلام) گناهي ظاهر و فاش از قبيل زنا و يا ناسزا و يا اذيت اهل خانه)
معنی أَهْلِ: اهل-خانواده (خواص آدمي از زن و فرزند و عيال است .کلمه اهل به معناي آن کسي است که : يک خانه ، او و مثل او را در خود جمع ميکند و يا خويشاوندي و يا دين آنان را جمع مينمايد ، پس اهل خانه و اهل دين و اهل بيت ، به معناي کساني است که يک خانه و يک دين و يک د...
معنی مُبَوَّأَ: جايگاه - مسكن (عبارت " مُبَوَّأَ صِدْقٍ "يعني خداي سبحان بني اسرائيل را در مسکني سکن ...


بیت در دانشنامه ویکی پدیا

بیت
واژه بیت در فارسی در معانی زیر بکار می رود:
بیت (شعر) در شعر و ادبیات
بیت (رایانه) به عنوان کوچک ترین واحد حافظه در رایانه
جنبش بیت جنبش هنری ادبی در قرن بیستم
موسیقی بیت، سبک موسیقی بریتانیایی اوایل دهه ۶۰
بیت (آهنگ)، در موسیقی و نظریه موسیقی
بیت، یک واژه زبان عربی به معنی خانه
بیت (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۶ دهانه اقماری دارد.
بیت (به انگلیسی: Bit) (کوتاه شدهٔ binary digit به معنی رقم دوتایی) به معنای رقم در دستگاه اعداد دودویی است. همان طور که در عددنویسی در مبنای ده، که عددنویسی رایج امروز در کارهای روزمره است، ده رقم ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹ به کار می رود، در عددنویسی در مبنای دو فقط دو رقم وجود دارد: صفر و یک. به هریک از این ارقام یک بیت می گویند. مثلاً عددی مثل ۱۰۰۱۱۰۱ در مبنای دو، هفت رقم یا هفت بیت دارد. «بیت» در نظریه اطلاعات، بیان گر واحدِ (یکای) محتوای اطلاعاتی (Information content)؛ یا به طور خلاصه، واحد اطلاعات است. آن را نباید لزوماً با «بیت» به معنی رقم دستگاه دودویی که در بالا معرفی شد یکی دانست.
مخفف: b
سرواژه عبارت: Bit
Bit مخفف عبارت binary digit است.
کوچک ترین واحد کامل در شعر کهن فارسی بیت است که دو مصراع (مِصرَع) را شامل می شود.یک اثر هنری که خطاطی دو بیت را نمایش می دهد.   یک بیت شعر به خط نستعلیق که توسط نرم افزار خطاطی شده است.
بیت در زبان عربی به معنی خانه و در اصطلاح، حداقل شعر است که از دو مصراع تشکیل شده باشد.
نمونه:
اگر هر دو مصراع یک بیت قافیه دار باشند، آن بیت را مصرّع می نامند؛ یعنی قافیه دار. نمونه:
بیت (فیلم ۲۰۰۰) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بیت در دانشنامه آزاد پارسی

بِیت
کوچک ترین واحد شعر در زبان فارسی و عربی، متشکل از دو مصراع، در نسخه شناسی. واحد اندازه گیری نوشتۀ کتاب، برابر با چهل یا پنجاه حرف، برای محاسبۀ حق الزحمۀ کاتبان. عموماً حق الزحمۀ کاتب را به ازای هر هزار بیت محاسبه می کردند و می پرداختند. رواج این اصطلاح و پرداخت حق الزحمه به این شیوه از قرن ۸ق متداول شد. پیش از آن، حق الزحمۀ کاتبان را به ازای هر «ورق کتابت» محاسبه می کردند. نسخه شناسان ایران نیز تا دورۀ معاصر اندازۀ کتابت نسخ خطی را براساس بیت می سنجیدند و ثبت می کردند.

بیت در جدول کلمات

بیت
خانه
بیت الحرام
کعبه, خانه خدا
از مثنوی های اهلی شیرازی که 520 بیت دارد و موضوع آن عشق پاک « جم » به دختر پسر عم خود « گل » است
سحر حلال
بنایی در بیت المقدس با گنبدی طلایی که نزدذ عامه مردم به اشتباه مسجدالاقصی تلقی میشود
مسجد قبه الصخره
جمع بیت به معنای دو مصراع از شعر
ابیات
جمع بیت به معنی خانه ها
بیوت
منظومه ای حماسی تاریخی در 5000 بیت از قاسمی گنابادی
شاهرخ نامه
منظومه ای عاشقانه به زبان فارسی در قالب مثنوی نوشته محمد عصار تبریزی که در سال 778 هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده و دارای 5120 بیت است
مهر و مشتری
منظومه ای مشتمل بر 14000 بیت به وزن شاهنامه فردوسی از ادیب پیشاوری
قیصرنامه
نام قدیم بیت المقدس
دژهوخت گنگ

معنی کلمه بیت به عربی

عائلة , منزل

بیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمیا
گات - خانه - هر بیت از یک سروده(شعر) - گات در زبان پهلوی برابر بیت بکار میرفته ایما(اشاره) به گاتهای زرتشت -
گاث , گات و گاه از یک ریشه هستند.
وحشي بافقي
به ســــودای تو مشــــغولم
ز غـوغـــــــای جــهـان فارغ
ملیکا
این واژه از اساس پارسى و پهلوى ست و تازیان (اربان) از واژه پهلوىِ بیتا Bita به معنى خانه ، سراى ، مسکن برداشته معرب نموده و ساخته اند: البیت ، بُیوت ، بیات ، أبیات ، باتَ یبیت ، بَیَّتَ یُبَیِّتُ تبییت ، مبیّت ، بیتوتة و ...!!! دیگر همتایان آن در پارسى
اینهاست: خانه Xaneh (پهلوى: خانَگ ) ، سَراى-سرا Sara-Saray (پهلوى) ، خان Xan (پهلوى: خانه) ، مان Man (پهلوى: خانه ، پناه ، سرا) ، خانگاه Xangah (پهلوى: خانه گاه ، خانه و کاشانه) ، کاشانه Kashaneh (پهلوى: کاشانَگ ) ، آشیان Ashiyan (پهلوى: خانه ، منزل ، مأوا)
، آوَریشْنْ Avarishn (پهلوى: خانه ، مسکن ، منزل ، آوردن و ..) ، خانمان Xaneman (پهلوى: خانه و خانواده) ، خُن Xon (پهلوى: خانه ، منزل ، مسکن ) ، کده Kadeh (پهلوى: کَتَک : خانه ، منزل ، سرا ، مکان ، جا) ، کَرْتْمانKartman (پهلوى: خانه ، منزل ، مسکن خوب ساخته
شده) ، ماند Mand(پهلوى: خانه ، سرا ، منزل) ، ماسنا Masna (پهلوى: منزل ، مسکن ، خانه بزرگ) ،
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
شعر.
Baet
ملیحه
همه یاران به سر راه تو بودیم ولی
غم روی تو مرا دید و ز من یغما برد
The one
این واژه بسیار عجیب است چون که واژه ی �بت� در بسیاری از نوشته های پهلوی هست. و‌ در زبان هایی که همخانواده پارسی هستند نیز دیده می شود، یونانی: b�ta, سانسکریت/هندی: beta. و سانسکریت هیچ وام واژه ای ندارد. و شاید که این واژه عربی شده است.

ولی همزمان، این واژه در زبان هایی که هم خانواده عربی هستند نیز دیده می شود. عبری: bet، زبان اتیوپی: bet.
زبان عبری وام واژگان کمی دارد.

شاید که اتفاقی این واژه در هر دو خانواده زبانی دیده می شود.
اروند رشنو
بیت درزبان فارسی به معنی شهر است وبا بیت عربی به معنی خانه است فرق دارد.
فر کیانی
این واژه در پارسی پهلوی:
بیتا= bit� خانه، منزل، مسکن
پوریا صادقی
بیت( به معنای خانه )بیتوته هم همان ریشه را دارد(بیتوته به معنای شب را سپری کردن در جایی.)پس بیت یعنی مکانی که بتوان در آن شب را به روز رساند .لفظ دیگر بیت (بیت شعری )است و از این جهت به بیت شعر شهرت یافته چون بیت حروف و کلام را در خود جمع کرده همان طور که بیت به معنای خانه افرادی را در خود جمع کرده است.بیت 2 تا جمع داره -بیوت جمع مخصوص خانه و ابیات جمع مخصوص شعر است.
علی سیریزی
نام قبیله ی دیاکو بنیانگذار مادها
Asma.aa
به نظر من معنی بیت همان خونه یا همون بیت فارسی هستش هرکسی با من موافق بهم نظر مثبت بده و از مدیر آبادیس خواهش می کنم که هرچه زودتر به به به نظر من کنه ممنونم از شما که همچین دیکشنری رو در اختیار ما گذاشتین مرسی ممنون از تک تک شما ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود بیت رپ رایگان   • دانلود بیت رپ دیس لاو   • دانلود بیت رپ جدید   • دانلود بیت رپ اجتماعی   • دانلود بیت رایگان پاپ   • بیت چیست   • دانلود بیت رپ گنگ   • دانلود بیت پاپ   • معنی بیت   • مفهوم بیت   • تعریف بیت   • معرفی بیت   • بیت یعنی چی   • بیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بیت

کلمه : بیت
اشتباه تایپی : fdj
آوا : beyt
نقش : اسم
عکس بیت : در گوگل

آیا معنی بیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )