برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

بگومگو یا بگونگو کردن

بگومگو یا بگونگو کردن

معنی اصطلاح -> بگومگو / بگونگو کردن
بحث تند / دعوای لفظی کردن
مثال:
- به خاطر تو با یارو بگومگویم شد.
- من وقت و حوصله ی بگونگو کردن را ندارم. همین است که هست، می خواهی بخواه نمی خواهی به سلامت !

بگومگو یا بگونگو کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بگومگو یا بگونگو کردن   • مفهوم بگومگو یا بگونگو کردن   • تعریف بگومگو یا بگونگو کردن   • معرفی بگومگو یا بگونگو کردن   • بگومگو یا بگونگو کردن چیست   • بگومگو یا بگونگو کردن یعنی چی   • بگومگو یا بگونگو کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بگومگو یا بگونگو کردن

کلمه : بگومگو یا بگونگو کردن
اشتباه تایپی : f',l', dh f',k', ;vnk
عکس بگومگو یا بگونگو کردن : در گوگل

آیا معنی بگومگو یا بگونگو کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )