برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

بوسه

/buse/

مترادف بوسه: بوس، قبله، ماچ

متضاد بوسه: گاز

معنی بوسه در لغت نامه دهخدا

بوسه. [ س َ / س ِ ] (اِ مرکب ) مرکب از: بوس + ه (پسوند سازنده ٔ اسم ) قبله. ماچ. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). عملی که حاصل می گردد از انطباق لبها به روی صورت یا دست کسی از روی محبت و یا احترام. و یا انطباق لبها به روی یک چیز مقدس و محترمی مانند قرآن و جز آن. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). بوس معرب آن. و سیراب تر، شکرآمیز، گلوسوز، جان پرور، بجا، تشنه لب ، بکر، سرجوش از صفات ، متاع ، نم ، خیر، شر، نیشکر، قند مکرر، ثمر، حلوا، می ، نقل ، شراب ، شربت ، ابریشم ، روزی ، خراج ، گوهر، سیلی ، مرکز، مهر، دزد، و گل از تشبیهات او است. (آنندراج ) :
با دوسه بوسه رها کن این دل از گُرم و خباک
تا بمنت احسان باشد احسن اﷲ جزاک.
رودکی.
کار بوسه چو آب خوردن شور
بخوری بیش تشنه تر گردی.
رودکی.
بوسه ٔ یک مهه گردآمده بودم بر دوست
نیمه ای داد و همی خواهم یک نیم دگر.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 150).
بوسه و نظرت حلال باشد باری
حجت دارم به این سخن ز وچرگر.
زینبی (از لغت فرس اسدی ص 162).
وصال تو تا باشدم میهمانی
سزد کز تو یابم سه بوسه نهاری.
خفاف (از لغت فرس اسدی ص 518).
زو بوسه نیابی اگر او را بزنی کارد
هر چند تو با کارد بوی آن تن تنها.
ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 526).
بدین مشتی خیال فکرت انگیز
بساط بوسه را کردم شکرریز.
نظامی.
عاشقان را بوسه از دشنام باشد خشک وتر
گوهر سیرآب جای آب نتواند گرفت.
صائب.
نه بوسه ای نه شکرخنده ای نه پیغامی
بهیچ وجه مرا روزی از دهان تو نیست.
صائب.
|| نزد صوفیه ، بمعنی فیض و جذبه ٔ باطن که به نسبت سالک واقع شود. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- بوسه به پیغام ؛ حصول مقصود به وساطت غیر. (آنندراج ) :
معشوق در آغوش بود طالع ما را
اما ز لبش بوسه به پیغام گرفته.
کلیم (از آنندراج ).
- || کنایه از امر محال . (آنندراج ) :
باز مشتاق ترا بوسه به پیغام افتاد
گفتگوهای زبانی بلب بام افتاد. ...

معنی بوسه به فارسی

بوسه
عملی که باگذاشتن دولب روی هم یاچیزدیگرانجام شود
( اسم ) تماس لبهای کسی بر لب گونه دست و پای دیگری یا چیزی مقدس از روی محبت و احترام بوس قبله ماچ .
[ گویش مازنی ] /boosse/ پاره شد
بوسه زدن . غرق بوسه کردن .
بوسه فراوان زدن
بوسه دادن در عشقبازی .
[ گویش مازنی ] /boosse betim/ بسیار شکم گنده - سیری ناپذیر
[ گویش مازنی ] /boosse boKhoerden/ بوسه کردن
بخشند. بوس
جایی که بر آن بوسه دهند
( اسم ) برگزینند. بوسه بوسه گیر .
( اسم ) بوسه گیر .
تقاضای بوسه کردن . بوسه طلبیدن
طالب و خواستار بوس
طلب بوسه کردن .
( مصدر ) بوسه گرفتن .
( مصدر ) بوسیدن ماچ کردن .
( اسم ) دهان .
بوسه ...

معنی بوسه در فرهنگ معین

بوسه
(س ِ) ( اِ.) ۱ - تماس لب های کسی بر لب ، گونه ، دست و پای کس دیگر یا چیز مقدس از روی محبت و احترام و عشق یا چاپلوسی . ۲ - ماچ .

معنی بوسه در فرهنگ فارسی عمید

بوسه
عملی که با گذاشتن هر دو لب بر روی گونه یا لب های کسی یا بر روی چیزی صورت می گیرد، ماچ.

بوسه در دانشنامه ویکی پدیا

بوسه
عکس بوسه
بوسه تماس دادن لب با چیزی است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
روبوسی
بوسه فرانسوی
بوسه هوایی
بوسه (کلیمت)، نقاشی گوستاو کلیمت
بوسه (مونک)، نقاشی ادوارد مونک
یک بوسه، آلبومی از لیلا فروهر
مارتین بوسه، بازیکن فوتبال
هربرت بوسه، استاد دانشگاه و جز نویسندگان تاریخ ایران کمبریج
بوسه هاگ، روستایی از توابع بخش جبالبارز جنوبی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران
«بوسه» (انگلیسی: The Kiss) یک فیلم است که در سال ۱۸۹۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به می ایروین و جان سی. رایس اشاره کرد.
۱۸۹۶ (۱۸۹۶)
«بوسه» (انگلیسی: The Kiss (1914 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۱۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به مارگارت گیبسون، جورج هالت، و ویلیام دزموند تیلور اشاره کرد.
۱۵ آوریل ۱۹۱۴ (۱۹۱۴-04-۱۵)
«بوسه» (انگلیسی: The Kiss (1916 film)) یک فیلم به کارگردانی دل هندرسون است که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد.
۱۹ اکتبر ۱۹۱۶ (۱۹۱۶-10-۱۹)
بوسه (انگلیسی: The Kiss) فیلمی در ژانر درام و رمانتیک به کارگردانی ژاک فیدر است که در سال ۱۹۲۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گرتا گاربو، کنراد نیگل و لو آیرس اشاره کرد.
۱۶ نوامبر ۱۹۲۹ (۱۹۲۹-11-۱۶)
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های بوسه

بوسه تماس دادن لب با جایی است که معمولاً برای ابراز محبت، نشان دادن احترام و یا به عنوان سلام و خداحافظی استفاده می شود.
• «اسلحه را با بوسه و گلوله را با گل نمی توان نابود کرد.» -> ایزابل آلنده
• «یک بوسه کافی است که گناهی محسوب شود.» -> انوره دو بالزاک
• «برای یک زن نخستین بوسه پایان یا آغازی است و برای مرد نخستین بوسه آغاز پایانی است.» هلن رولند بدون منبع
• «خر به بوسه و پیغام آب نمی خوره.»
• «هزار سیلی مادر را در ازای یک بوسه از مادر خریدارم.» -> ضرب المثل ارمنی
• «آن که لبش مایهٔ حلاوت قند است// کاش بگوید که نرخ بوسه به چند است» -> فروغی بسطامی
• «آیی و گویی که بوسه خواهی؟ خواهم// کور چه خواهد بجز دو دیده روشن» -> فرخی سیستانی
• «از برای مصلحت، مرد حکیم// دمب خر را بوسه زد خواندش کریم» -> مولوی
• «از بهر بوسه ای ز لبش جان همی دهم// اینم نمی ستاند و آنم نمی دهد» -> حافظ
• «از لب شکرین او بوسه بجان خریده ام// ز آن که حلاوتی بود جنس گران خریده را» -> فروغی بسطامی
• «ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس// بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس» -> حافظ
• «بگفتمش: به لبم بوسه ای حوالت کن// بهخنده گفت: کی ات با من این معامله بود؟» -> حافظ
• «بوسه ای ز آن دهن تنگ بده یا بفروش// کاین متاعی است که بخشند و بها نیز کنند» -> سعدی
• «به بوسه ای ز دهان تو آرزومندم// فغان که با همه حسرت به هیچ خرسندم» -> فروغی بسطامی
• «پی یک بوسه گرد پایه حوض// بسی گشتم تو دل دریا نکردی» -> خاقانی شروانی
• «تو بوسه ده که منت جان نثار خواهم کرد// کسی معامله بهتر از این دوتا نکند» -> عارف قزوینی
• «جان به لب آمد و بوسید لب جانان را// طلب بوسه جانان به لب آرد جان را» -> فروغی بسطامی
• «خوش آن که ز می مست شوی بی خبر افتی// پنهان ز تو من بوسه زنم آن کف پا را» -> عبدالرحمن جامی
• «دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی ست// که اگر باز ستانند دوچندان گردد» -> صائب تبریزی
• «روی نگار در نظرم جلوه می نمود// وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم» -> حافظ
• «سرمست در قبای زرافشان ...

بوسه در جدول کلمات

بوسه
ماچ
بوسه آبدار
ماچ

معنی بوسه به انگلیسی

buss (اسم)
بوس ، بوسه ، ماچ
kiss (اسم)
بوس ، بوسه ، ماچ
osculation (اسم)
برخورد ، بوسه ، تماس ، اشتراک صفات

معنی کلمه بوسه به عربی

بوسه
سفينة الحمل , قبلة
قبلة

بوسه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
بوسه چاک:بوسه ای پرشور و به آرزو خواسته شده ، بوسه ای صدا دار
سرش تنگ بگرفت و یک بوسه چاک
بداد و نبود آگه از شرم و باک
دکتر کزازی در مورد این واژه می نویسد: 《 بوسه ی چاک آمیغی ( ترکیبی) است شگرف و نو آیین که بگمان ، در معنی بوسه ای به کار رفته است که با آواز دهان همراه است و از آن ، به کنایه ی ایما، بوسه ی پرشور و بآرزو خواسته شده 》
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۲۳۸.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بوسه متحرک   • بوسه شعر   • اموزش بوسه   • بوسه لب   • بوسه عاشقانه از لب   • بوسه ایرانی   • بوسه عکس   • بوسه فرانسوی   • معنی بوسه   • مفهوم بوسه   • تعریف بوسه   • معرفی بوسه   • بوسه چیست   • بوسه یعنی چی   • بوسه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بوسه

کلمه : بوسه
اشتباه تایپی : f,si
آوا : buse
نقش : اسم
عکس بوسه : در گوگل

آیا معنی بوسه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )