برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

بواسیر

/bavAsir/

معنی بواسیر در لغت نامه دهخدا

بواسیر. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ باسور، که نوعی از بیماری مقعد و بینی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ِ باسور. بیماریی که در مقعد حادث گردد. (از اقرب الموارد). مرض مشهور و این جمع باسور است و آن گوشت پاره ای باشد که در مقعد یا بینی پیدا شود. (غیاث اللغات ).ماده ای که در اطراف مقعد متشکل شده و نوعاً موجب سیلان خون می گردد. (ناظم الاطباء). و آن عبارت از زیادتی است که بر دهانه ٔ مقعد روید و آن از خون سوداوی غلیظ پدید آید و آن دو قسم است : یکی بصورت تکمه ٔ کوچک که پهن گردد و ارغوانی رنگ باشد و هر یک از این دو قسم یا برآمده و آشکار است یا فرورفته و پنهان. و دیگر بواسیر بینی که گوشتی زائد در دماغ پیدا شود و گاه سست و سفید و بدون درد است و معالجه ٔ آن آسان باشد. وگاه سرخ و با درد سخت توأم است و معالجه ٔ آن نیز سخت است. مفرد این کلمه باسور است. و دارویی نیز که بکار برند باسوری میگویند. گاه این بیماری بر لب عارض شود و موجب ستبری و شقاق وسط لب گردد و آن بواسیر لب نامیده میشود. (از بحر الجواهر). بواسیر یا تکمه ٔ اتساع سیاهرگهای دور مخرج نشستن ؛ غالباً ناشی از یبوست و ضعف جریان خون و فشار وارد بر جدار امعاء مستقیم (قسمت انتهای قولون نازل ) است. (دائرة المعارف فارسی ). ج ِ باسور (مفرد آن در فارسی مستعمل نیست ). از نظر پزشکی تورم مخاط و انساج عضلانی و پوششی اعضای داخلی ، تورم سیاهرگهای نزدیک به مقعد در راست روده که اغلب دردناک است و ممکن است در نتیجه ٔ فشار، شکاف برداشته و خون دفع شود . بواسیر مقعد. (فرهنگ فارسی معین ) : پس نالان شد [بغراخان ] بعلت بواسیر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 196).
اقسام آن :
- بواسیر لحمی ؛ پولیپ.
- بواسیر لحمی اذن ؛ پولیپ گوش.
- بواسیر لحمی بینی ؛ پولیپ بینی.
- بواسیر لحمی رحم ؛ پولیپ رحم.

معنی بواسیر به فارسی

بواسیر
زخم وورم بینی یامقعدورم رگهای مقعدهمراه خون
( اسم ) جمع باسور ( مفرد در فارسی مستعمل نیست ) تورم مخاط و انساج عضلانی و پوششی اعضای داخلی تورم سیاهرگهای نزدیک بمقعد در راست روده که اغلب دردناک است و ممکنست در نتیج. فشار شکاف برداشته و خون دفع شود بواسیر مقعد . یا بواسیر لحمی . پولیپ یا بواسیر لحمی اذن . پولیپ گوش یا بواسیر لحمی رحم . پولیپ رحم
ورمی است با دردی چون قولنج

معنی بواسیر در فرهنگ معین

بواسیر
(بَ) [ ع . ] ( اِ.) زخم و ورم رگ های مقعد که حاد آن موجب خونریزی می شود و با عمل جراحی معالجه می شود.

معنی بواسیر در فرهنگ فارسی عمید

بواسیر
عارضۀ تورم رگ های مقعد که براثر یبوست یا نشستن زیاد بروز می کند و در مراحل پیشرفته با جراحی معالجه می شود، زخم و ورم بینی یا مقعد.

بواسیر در دانشنامه اسلامی

بواسیر
بواسیر نوعی بیماری مقعد است.
بواسیر، تورّم سیاه رگ های نزدیک مقعد می باشد که اغلب توأم با درد است و گاهی بر اثر فشار، شکاف برداشته و خون از آن دفع می شود.
کاربرد فقهی
از این عنوان به مناسبت در باب طهارت یاد شده است.
حکم خون بواسیر
خون جراحت و زخم پدید آمده در بدن تا زمانی که بهبود نیافته برای نماز و نیز طواف نیاز به شستن ندارد، هرچند زیاد باشد. لیکن در اینکه بواسیر از مصادیق جراحت و زخم به شمار می رود تا خون بیرون آمده از آن در نماز و طواف بخشوده باشد یا نه، اختلاف است.


بواسیر در دانشنامه ویکی پدیا

بواسیر
عکس بواسیر
علف بواسیر (نام علمی: Erechtites hieraciifolius) نام یک گونه از زیرخانواده کاسنیان آستروئیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بواسیر در دانشنامه آزاد پارسی

بَواسیر (haemorrhoids)
بَواسیر
بَواسیر
بَواسیر
(یا: هموروئید) مخاط و تورم رگ های خونی گشادشده (سیاهرگ های واریسی)، در ناحیۀ مقعد. غالباً با التهاب و لخته شدن خون و خون ریزی حالت پیچیده ای پیدا می کند. این بیماری معمولاً عارضۀ شایعی است و درنتیجۀ عواملی که تولید پرخونی سیاهرگی می کنند، از قبیل یبوست، اسهال و بارداری، به وجود می آید. در مواردی، درد ناشی از التهاب بواسیر زیاد شده و خون ریزی به قدری افزایش می یابد که خطر کم خونی را به دنبال می آورد. بواسیر اگر چندان شدید نباشد، یعنی خون ریزی جزئی بوده و در فواصل نسبتاً طولانی رخ دهد، معالجۀ خاصی لازم ندارد و کافی است عوامل به وجودآورندۀ آن مانند یبوست از بین برود. در صورت شدیدبودن، آن را با حمام آب گرم و در صورت لزوم با تزریق، جراحی لیزری و یا جراحی سنتی معالجه می کنند.

معنی بواسیر به انگلیسی

hemorrhoid (اسم)
بواسیر

بواسیر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
ارساس ársâs (سنسکریت: ársas)
انامک ánâmak (سنسکریت: anâmaka)
موینبو muyenbu (پشتو)
شهریار آریابد
بواسیر تازی شده " باسورگ " پهلوی است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس بواسیر   • درمان گیاهی بواسیر   • درمان خانگی بواسیر   • درمان سنتی بواسیر   • راه درمان بواسیر   • شکل بواسیر   • بواسیر خارجی   • بواسير چيست   • معنی بواسیر   • مفهوم بواسیر   • تعریف بواسیر   • معرفی بواسیر   • بواسیر چیست   • بواسیر یعنی چی   • بواسیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بواسیر

کلمه : بواسیر
اشتباه تایپی : f,hsdv
آوا : bavAsir
نقش : اسم
عکس بواسیر : در گوگل

آیا معنی بواسیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )