برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1431 100 1

بهبودی

/behbudi/

مترادف بهبودی: شفا، مداوا، معالجه ، خوبی، نکویی

متضاد بهبودی: وخامت

برابر پارسی: بهبود

معنی بهبودی در لغت نامه دهخدا

بهبودی. [ ب ِ ] (حامص مرکب ) خوبی و خیریت. (ناظم الاطباء). خوبی. نیکی. (فرهنگ فارسی معین ). || تندرستی. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). || زور و توانائی. || (اِ) کنایه از خنجر و دشنه. (ناظم الاطباء).

معنی بهبودی به فارسی

بهبودی
۱ - خوبی نیکی . ۲ - تندرستی .توضیح چون ( بهبود ) خود مصدر مرخم و اسم مصدر است الحاق آن به ( ی ) حاصل مصدر صحیح نیست ( بر خلاف ( نابودی ) که نابود صفت است )

معنی بهبودی در فرهنگ معین

بهبودی
( ~.) (حامص .) ۱ - خوبی ، نیکی . ۲ - تندرستی .

معنی بهبودی در فرهنگ فارسی عمید

بهبودی
= بهبود &delta، این کلمه درست نیست، زیرا بهبود خود اسم مصدر است و نباید «ی» به آن الحاق کرد.

بهبودی در دانشنامه ویکی پدیا

بهبودی
بهبودی اشاره به صفحه های زیر دارد:
رضا بهبودی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون.
داوود بهبودی خواننده، آهنگساز و نوازنده گیتار.
سلیمان بهبودی از وابستگان دربار پهلوی دوم.
علیرضا بهبودی والیبالیست ایرانی.
محمدباقر بهبودی پژوهشگر دینی.
کلاته بهبودی روستایی از توابع بخش چاپشلو شهرستان درگز.
بهبودی ریکاوری یا واحد مراقبت پس از بیهوشی.
بهبودی (به پنجابی: بهبدی) یک روستا در پاکستان است که در ناحیه اتک واقع شده است. بهبودی ۳۱۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
بهبودی دشوار است (انگلیسی: Healing Is Difficult) دومین آلبوم استودیویی خواننده استرالیایی سیا است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد.
داوود بهبودی ( زاده ۱۳۳۰) خواننده، آهنگساز و نوازنده گیتار ایرانی و خواننده موسیقی پاپ است.
عسل (۱۳۶۷)
می میرم برات (۱۳۷۱)
نازی نازی (۱۳۷۲)
فریاد عشق (۱۳۷۳)
هم صدا (۱۳۷۵)
مهتاب خانوم (۱۳۷۹)
طناز (۱۳۸۰)
دختر بابا (۱۳۸۳)
ناز گل (۱۳۸۷)
دنیای عشق (۱۳۹۵)
داوود بهبودی متولد شهرستان میانه است. وی فعالیت هنری خود را از ۱۴ سالگی با گیتار آغاز کرد و در سال ۱۳۵۷ برای اجرای کنسرت به لس آنجلس، کالیفرنیا سفر کرد.
داوود بهبودی در لس آنجلس با مینا که دختری ایرانی و مقیم امریکا بود ازدواج کرد. او از این ازدواج صاحب دو فرزند پسر شد. فرزند اولش به کار هنری مشغول است و فرزند دومش،تحصیل کرده در رشته علوم سیاسی در دانشگاه UCLA می باشد .او با یک دختر آمریکایی که هم دانشگاهی اش هم می باشد، ازدواج کرده است.
وی هم اکنون ساکن لس آنجلس،کالیفرنیا است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با بهبودی

بهبودی در جدول کلمات

بهبودی زخم
التیام
بهبودی و رهایی از مرض
شفا

معنی بهبودی به انگلیسی

recovery (اسم)
حصول ، بهبودی ، ترمیم ، جبران ، بهبود ، وصول ، بهوش امدن ، تحصیل چیزی ، استرداد ، باز یافت ، بخودایی
betterment (اسم)
اصلاح ، بهتری ، بهبودی ، بهبود
amelioration (اسم)
بهتر شدن ، بهبودی
recuperation (اسم)
بهبودی ، رمق تازه ، نیروی تازه
health (اسم)
بهبودی ، مزاج ، حال ، سلامت ، سلامتی ، تندرستی

معنی کلمه بهبودی به عربی

بهبودی
تحسن , تحسين , صحة
تحسن , علاج
عضول , فاسد
تحسن

بهبودی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بهبودی نیلوفر   • بهبودی والیبالیست   • سلیمان بهبودی   • خیابان بهبودی   • بهبودی علیرضا   • بهبودی داوود   • عکس سلیمان بهبودی   • معنی بهبودی   • مفهوم بهبودی   • تعریف بهبودی   • معرفی بهبودی   • بهبودی چیست   • بهبودی یعنی چی   • بهبودی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بهبودی
کلمه : بهبودی
اشتباه تایپی : fif,nd
آوا : behbudi
نقش : اسم فامیل
عکس بهبودی : در گوگل

آیا معنی بهبودی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )