برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

بندگی

/bandegi/

مترادف بندگی: پرستش، عبودیت، خدمت، خدمتکاری، خدمتگزاری، غلامی، نوکری، اسارت، بردگی، اطاعت، انقیاد ، آقایی، آزادی، حریت

متضاد بندگی: ربوبیت

معنی بندگی در لغت نامه دهخدا

بندگی. [ ب َ دَ / دِ ] (حامص ) فعلی که منسوب به بنده باشد و این ترجمه ٔ عبودیت است و با لفظ کردن و رسانیدن و کشیدن و بجا آوردن مستعمل است. (آنندراج ). اطاعت و انقیاد. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). طاعت. عبادت. رقیت. عبودیت. مملوکیت :
و گر شاهی آسان تر از بندگیست
بدین دانش تو بباید گریست.
فردوسی.
فرزند بدرگاه فرستاد و همی داد
بر بندگی خویش بیکباره گوایی.
منوچهری.
و مردم شهر به طاعت پیش آمدند و دولت عالی را بندگی نمودند. (تاریخ بیهقی ). و دیگر اعیان و مقدمان نبشته بودند و طاعت و بندگی نموده. (تاریخ بیهقی ). بنده باید از حد بندگی بیرون نرود و خود را بشناسد. (قصص الانبیاء ص 10).
این همه میری و همه بندگی
هست در این قالب گردندگی.
نظامی.
من در ره بندگی کشم بار
تو پایه ٔ خواجگی نگه دار.
نظامی.
بندگی افکندگی می دان و بس
بندگی این باشد و دیگر هوس.
عطار.
مطرب عشق این زند وقت سماع
بندگی بند و خداوندی صداع.
مولوی.
نیست جز قاعده ٔ بی ضرری
از طمع بندگی همچو خودی.
جامی.
|| سلام و تحیت رساندن :
حافظ مرید جام جم است ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان شیخ جام را.
حافظ.
|| غلامی. بنده بودن. (فرهنگ فارسی معین ). || نوکری و خدمت.(ناظم الاطباء). نوکری. خدمتکاری. خدمت. (فرهنگ فارسی معین ). || عبودیت. پرستش. (فرهنگ فارسی معین ). پرستش و غلامی. (ناظم الاطباء). || نزد صوفیه تکلیف را گویند. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی بندگی به فارسی

بندگی
۱ - غلامی بنده بودن . ۲ - نوکری خدمتگزاری خدمت . ۳ - عبودیت پرستش . ۴ - اطاعت انقیاد: ( روی دل باخلاص بندگی درگاه جهان پناه آورده . )
( مصدر ) ۱ - غلامی کردن بنده بودن . ۲ - نوکری کردنخدمت کردن.۳ - پرستش کردن. ۴ - اطاعت کردن انقیاد ورزیدن .
عمل اشتابنده شتابندگی
شغل و عمل خر بنده
شکم خوارگی پر خوری
شکم خوارگی شهوت طعام .
بشرایط بندگی نیکو عمل کردن بند. نیک بودن : (( اگر مرا هزار جان باشد فدای یکساعته رضا و فراغ ملک دارم از حقوق نعمتهای او یکی نگزارده باشم و در احکام نیک بندگی خود را مقصر شناسم. ))
نیک بندگی: (( و بیشتر شیخ ابراهیم حاکم شروانات که سلوک چار. نیکو بندگی و جانسپاری با قدم اخلاص و هوا داری همیشه پیش. دولت و بختیاری او بود . ))
خط بندگی و این مجاز است
مستعد بودن و مهیا شدن برای خدمت

معنی بندگی در فرهنگ معین

بندگی
(بَ دِ) [ په . ] (حامص .) ۱ - غلامی ، بنده بودن . ۲ - نوکری . ۳ - عبودیت . ۴ - اطاعت ، فرمانبرداری .

معنی بندگی در فرهنگ فارسی عمید

بندگی
۱. بنده بودن.
۲. عبادت، پرستش.

بندگی در دانشنامه اسلامی

ترجمه و شرح موضوعی نهج البلاغة، پیرامون رستاخیز و وظیفه بندگی، اثر سید علی محمد موسوی جزایری می باشد.
از جمله ویژگی ها و شایستگی های امیرالمؤمنین(ع)، گفتار وحی گونه اوست که بخش اعظم آن در کتاب گران قدر «نهج البلاغة» گردآوری شده است؛ کتابی که پس از قرآن، بالاترین سند حقانیت اسلام و تشیع و دریایی بی کران از معارف، علوم و حقایق حیات بخش بشری است؛ کتابی که بی شک فراتر از کلام مخلوق و پایین تر از کلام خالق است ....
تاکنون شرح های زیادی در تفسیر و تبیین این کتاب ارزشمند از دانشمندان اسلام، چه شیعه و چه سنی، نوشته شده است که هرکدام به نوبه خود، سودمند و منشأ استفاده اند. از جمله این شرح ها کتاب «بهج الصباغة فی شرح نهج البلاغة»، تألیف علامه حاج شیخ محمدتقی شیخ شوشتری است که در چهارده جلد و به شکل موضوعی تدوین شده است. این شرح، به علت ویژگی ها و ابتکاراتی که در آن به کار رفته، از جامع ترین و ارزشمندترین شرح هاست ....
کتاب حاضر، ترجمه دو فصل از آن کتاب می باشد: یکی فصل «38» که درباره «قیامت، دوزخ و بهشت» است و دیگری فصل «39» که «وظایف بندگان در برابر پروردگار» را آورده که در جلد دوازدهم قرار دارند ....
این ترجمه، به قلم شیوا و رسای سید علی محمد موسوی جزایری و به شکلی سلیس و روان صورت گرفته است.
در این اثر، در ترجمه آیات قرآن، از ترجمه آقای مهدی الهی قمشه ای استفاده شده و عنوان ها نیز به منظور تکمیل فایده، از مترجم افزوده شده است ....

نقل قول های بندگی

بندگی
• «هرکه طعم بندگی کردن نچشید او را هرگز ذوق نبود.» پ -> بایزید بسطامی

بندگی در جدول کلمات

بندگی
رق
بندگی در برابر حق
عبودیت
بندگــی و عبودیــت
رق

معنی بندگی به انگلیسی

vassalage (اسم)
تبعیت ، وابستگی ، بیعت ، تیول ، رعیتی ، بندگی
thrall (اسم)
غلام ، بنده ، بندگی
bondage (اسم)
اسارت ، بردگی ، بندگی
thraldom (اسم)
اسارت ، بندگی ، عبودیت
servitude (اسم)
خدمت اجباری ، بردگی ، رعیتی ، بندگی
slavery (اسم)
بردگی ، بندگی
thralldom (اسم)
اسارت ، بندگی ، عبودیت

معنی کلمه بندگی به عربی

بندگی
عبودية

بندگی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رعنا عباسعلی زاد
رق
علی
یوق
علی باقری
بندگی در پهلوی بندگیه bandagīh
حمیدرضا دادگر_فریمان
رق، پرستش، عبودیت، خدمت، خدمتکاری، خدمتگزاری، غلامی، نوکری، اسارت، بردگی، اطاعت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بندگی در جدول   • نام دیگر بندگی   • معنی بندگی   • بندگی خدا یعنی چه؟   • بندگی سه حرفی   • معنای بندگی   • بندگی یعنی چه   • بندگی در لغت   • مفهوم بندگی   • تعریف بندگی   • معرفی بندگی   • بندگی چیست   • بندگی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی بندگی

کلمه : بندگی
اشتباه تایپی : fkn'd
آوا : bandegi
نقش : اسم
عکس بندگی : در گوگل

آیا معنی بندگی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )