برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

بنا

/banA/

مترادف بنا: بناگر، بنیادگر، پاخیره زن، لادگر، گل کار، معمار، والادگر، سازنده | ساختمان، عمارت، ساخت، ساختن، اساس، بنیان، شالوده، بنیاد، قرار

برابر پارسی: ساختمان، خانه، سرا، سازه، گِلکار

معنی بنا در لغت نامه دهخدا

بنا. [ب ُ ] (اِ) بلغت زند، پی. بنیاد. (از ناظم الاطباء).

بنا. [ ب ِ ] (از ع ، اِ) عمارت. (غیاث اللغات ). عمارت. لاد. ساختمان. (ناظم الاطباء). مقابل عرصه. مقابل اعیانی. آن قسمت از خانه که در آن ساختمانی هست. در تداول عامه بفتح باء گفته شود. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا) :
بناهای آباد گردد خراب
ز باران و از گردش آفتاب.
فردوسی.
از چندان باغهای خرم و بناهای جانفزا... چهار پنج گز زمین بسنده کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 382). کسانی که شهرها و دیهه ها و بناها و کاریزهاساختند... بگذاشتند و برفتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 339).
در عالم دوم که بود کارگاهشان
ویران کنندگان بنا و بناگرند.
ناصرخسرو.
محتاج بلشکر نه ای ایرا که ز دولت
دارنده ٔ لشکرگه این هفت بنائی.
خاقانی.
بنای قصر مشید آسمان ساخت. (سندبادنامه ص 2).
بدین خان کو بنا بر باد دارد
مشو غره که بد بنیاد دارد.
نظامی.
رجوع به بناء شود. || بیخ عمارت. (غیاث اللغات ). پی. بن. لاد. بنیان. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) :
چون نباشد بنای خانه درست
بی گمانم بزیر رشت آئی.
فرالاوی.
لاد را بر بنای محکم نه
که نگهدار لاد بن لاد است.
فرالاوی.
میر کز گوهر پاکیزه ٔ محمود بود
همچو محمود بنای کرم و جود بود.
منوچهری.
بنای کار بر حیلت باید نهاد. (کلیله و دمنه ).
رجوع به بناء شود. || قرار. برقراری. (ناظم الاطباء):
هرگونه چیز داشت جهان تا بنای داشت
ملکی قوی چو ملک ملک ارسلان نداشت.
- بنا گذاشتن ؛ قرار گذاشتن. (از ناظم الاطباء).
- || طرح ریختن. نقشه ٔ ساختمان نهادن :
گردون بنای حسن ترا بر زمین گذاشت
روزی که رنگ خانه ٔ گل را بهار ریخت.
دانش (از آنندراج ).

بنا. [ ب َن ْ نا ] (از ع ، ص ) معمار و بسیار بناکننده. (غیاث اللغات ) :
معمار دین آثار او دین زنده از کردار او
گنجی است آن دیوار او از خضر بنّا داشته.
خاقانی.
بل خشت ز ...

معنی بنا به فارسی

بنا
۱- ( مصدر ) بر آوردن ساختن. ۲ - ( اسم ) عمارت ساختمان هر نوع ساختمان که برای سکونت و استفاده انسان و حیوان و جا دادن اشیائ بکار رود . جمع : ابنیه . ۳ - قرار برقراری . ۴ - بنیاد اساس . ۵- شکل . ۶- عدم تغییر اواخر کلمات مقابل اعراب. یا بنائ آهنی.یا بنائ سیمانی. یا بنائ بودن . قرار بودن : ( بنا بود که دیگر دروغ نگویی ) یا بنائ باب رسانیدن.۱ - ساختمان استوار کردن . ۲ - خراب کردن ساختمان .
معمار و بسیار بنا کننده ٠
[ گویش مازنی ] /benaa/ بنیان – اساس
( مصدر ) ۱ - بنا کردن ساختن عمارت . ۲ - خراب کردن بنا سرنگون ساختن عمارت .
مرادف رنگ خانه ریختن
بدون اراده بدون میل مقابل بخواست: ( بنده معصیت بنا خواست خدای کند . )
( مصدر ) ساخته شدن .
در حال ناشناخته ناشناس .
( اسم ) ۱ - نر. گوش . ۲ - شقیقه . ۳ - پس گوش .
( صفت ) احمق کندفهم .
[ گویش مازنی ] /benaa giten/ شروع کردن – تصمیم در مورد آغاز کار یا عملی
( مصدر ) ۱ - ساختمان کردن . ۲ - قرار گذاشتناساس نهادن .
بنا سازی . خان. ساختمانی که بنایان سازند فروختن را و در آن چنانکه باید استورای بنا رعایت نمی شود .
( مصدر ) عمارت کرد ...

معنی بنا در فرهنگ معین

بنا
(بَ نّ) [ ع . ] ( اِ.) کارگر ساختمانی ماهر که زیر نظر معمار یا مهندس کارهای ساختمانی انجام می دهد.
(بَ) [ ع . بناء ] ( اِ.) ساختمان ، ج . ابینه .
(بَ. گُ تَ)(مص م .)بنیاد گذاشتن ، اساس گذاشتن .
( ~. بِ) (اِمر.) هفت آسمان .

معنی بنا در فرهنگ فارسی عمید

بنا
کسی که پیشه اش ساختن خانه و سایر کارهای ساختمانی است، سازندۀ عمارت، گِلکار، والادگر، راز.
۱. عمارت، ساختمان.
۲. بُن، پایه، اساس.
۳. (اسم مصدر) ساختن.
* بنا کردن: (مصدر متعدی) عمارت کردن، ساختمان کردن، ساختن عمارت.
* بنا نهادن: (مصدر متعدی)
۱. ساختمان کردن.
۲. بنیاد کردن، بنا کردن، قرارگذاشتن.

بنا در دانشنامه اسلامی

بنا
معنی بَنَّاءٍ: بنّا-کسي که بنا (هر ساختماني که بر آن قبه و بارگاه گذارند)را مي سازد
معنی أَتَبْنُونَ: آيا بنا مي کنيد
معنی ﭐبْنُواْ: بنا کنيد
معنی مَّبْنِيَّةٌ: بنا شده
معنی بَنَاهَا: آن را بنا کرد
معنی بَنَوْاْ: بنا کردند - ساختند
معنی بَنَيْنَا: بنا کرديم
معنی بُنيَان: اساس- بنيان - بنا
معنی دَمْدَمَ: فرو ريخت (از دمدمه به معني خراب کردن بنا بر روي کسي است)
معنی رَاکِعاً: رکوع کننده (رکوع - بنا به گفته راغب - به معناي مطلق انحنا و خم شدن است . )
معنی رَاکِعُونَ: رکوع کنندگان (رکوع - بنا به گفته راغب - به معناي مطلق انحنا و خم شدن است . )
معنی رَّاکِعِينَ: رکوع کنندگان (رکوع - بنا به گفته راغب - به معناي مطلق انحنا و خم شدن است . )
معنی نَتَّخِذَنَّ: حتماً می گیریم (عبارت "لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِداً "یعنی :مسلّماً مسجدی بر روی [جايگاه] آنان بنا خواهيم کرد)
معنی فَرْثٍ: کثافاتي که در رودهها ست و در روده بزرگ جمع ميشود ، ولي وقتي به خارج آمد آن را سرگين گويند (بنا به روايتي مقصود از فرث ، آن چيزي است که در شکمبه است)
ریشه کلمه:
ب‌ (۲۶۴۹ بار)
نا (۱۱۸۲ بار)
ابن بنا عالم علوم قرآنی ، محدث ، فقیه و استاد در انواع علوم است.
اِبْن ِ بَنّا، ابوعلی حسن بن احمد بن عبدالله بن بناء بغدادی حنبلی ، عالم علوم قرآنی ، محدث ، فقیه و استاد در انواع علوم .وی در بغداد زاده شد.ابن بنا را داماد ع لی بن حسن قرمیسینی (د ۴۶۰ق /۱۰۶۸م ) دانسته و گفته اند که دختر قرمیسینی ، مادر ابونصر محمد - بزرگ ترین فرزند ابن بنا - بوده است .
← اساتید
(۱) محمد ابن ابی یعلی ، طبقات الحنابلة، به کوشش محمدحامد فقی ، ۱۳۷۱ق .(۲) حسن ابن بنا، (نک: Makdisi, در مآخذ لاتین ).(۳) عبدالرحمان ابن جوزی ، المنتظم ، حیدرآباد دکن ، ۱۳۵۹ق .(۴) احمد ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، حیدرآباد دکن ، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ق .(۵) عبدالرحمان ابن رجب ، الذیل علی طبقات الحنا ...


بنا در دانشنامه ویکی پدیا

بنا
بنا شهری در شهرستان سولنزو در استان بانوا در بورکینافاسوی غربی است و جمعیت آن ۱۱,۹۶۳ نفر است.
بانوا
بنا شهری در شهرستان سولنزو در استان بانوا در بورکینافاسوی غربی است و جمعیت آن ۱۱,۹۶۳ نفر است.
بنا (به ایتالیایی: Benna) یک کومونه در ایتالیا است که در استان بیه لا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایتالیا
بنا ۹٫۴ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۱۷۰ نفر جمعیت دارد و ۲۷۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
بنا العبد (به انگلیسی Bana al-Abed)، (زاده ۲۰۰۹م) دختر سوری است که از طریق شبکه اجتماعی توئیتر در مورد جنگ سوریه به انتشار مطالب می پردازد.
حساب توئیتر العابد با شناسه AlabedBana@ از تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۶ فعال شده و توانسته است که به سرعت دنبال کننده های زیادی را به خود جلب کند. طی مدت کوتاهی بسیاری از رسانه های خارجی دربارهٔ بنا، دختربچه هفت ساله ای که از شهر حلب توییت می کند، خبر منتشر کرده اند. جهت گیری توئیت های او بر ضذ حکومت بشار اسد است. او در دسامبر ۲۰۱۶ ار حلب خارج شده و به ترکیه رفت و در کاخ ریاست جمهوری ترکیه با رجب طیب اردوغان ملاقات کرد.
مادر او فاطمه نام دارد که گفته می شود معلم زیان انگلیسی بوده و در نوشتن مطالب به بنا کمک می کند. بنا پیش از این در صفحه توئیتر خود نوشته بود که پدرش کشته شده است؛ ولی مشخص شده است که پدر او در سلامتی در ترکیه بسر می برد. در ماه های پایانی سال ۲۰۱۶ تصاویری از پدر بنا با پرچم داعش و اسلحه به دست در کنار پیکارجویان منتشر شد که تردیدهای بسیاری دربارهٔ درستی پیامها و داستانهای او مطرح کرده است.
العبد چند روز قبل از تحلیف دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا نامه ای به او نوشت و از ترامپ خواست تا برای نجات مردمش به اقدام مؤثری دست بزند. علاوه بر این ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بنا در جدول کلمات

بنا
ساختمان
بنا نهادن
تاسیس
بنا و عمارت
ساختمان
بنا کردن
ابنا
بنا کرده شده
مبنی
تازه بنا شده
نوساز
دست افزار نجار و بنا و سنگتراش
تیشه
فرعون مصر که نخستین هرم را بنا کرد
جوسر
کشور گشای اسپانیایی که بوئنوس آیرس که مرکز آرژانتین را بنا نهاد
مندوزا
کمپانی بزرگ فیلم سازی که توسط خالق کارتون بنا نهاده شد
والت دیسنی

معنی کلمه بنا به عربی

بنا
بناء , بناية , موسسة
آلي
حسب المحکمة
حسب أمر القائد
حسب إفادة الشهود
ارض
حجر الاساس

بنا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اشکان
این واژه به واژه ایرانی بنیاد و بن نزدیک است شاید عرب این واژه را از ایرانی ها گرفته باشد بهر حال عرب" دد " که بنایی نداشت که برای آن واژه داشته باشد
محمد
سازنده-کسی که می سازد.کسی که ساختمان را می سازد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محمد بنا و همسرش   • محمد بنا و دخترش   • بنا کشتی   • محمد بنا و همسر اسپانیایی اش   • اصالت محمد بنا   • زندگی شخصی محمد بنا   • زندگینامه محمد بنا   • دختر محمد بنا   • معنی بنا   • مفهوم بنا   • تعریف بنا   • معرفی بنا   • بنا چیست   • بنا یعنی چی   • بنا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بنا

کلمه : بنا
اشتباه تایپی : fkh
آوا : banA
نقش : اسم
عکس بنا : در گوگل

آیا معنی بنا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )