برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1406 100 1

بلوا

/balvA/

مترادف بلوا: آشوب، ازدحام، اغتشاش، غوغا، ناامنی، فتنه، هرج ومرج، هنگامه، سختی، مشقت، گرفتاری، آزمایش، آزمودن

متضاد بلوا: آرامش، امنیت

برابر پارسی: شورش، آشوب، غوغا، هنگامه

معنی بلوا در لغت نامه دهخدا

بلوا. [ ب َل ْ ] (از ع ، اِ) بلوی. زحمت. (غیاث اللغات ). مشقت :
نزد عاشق درد و غم حلوا بود
لیک حلوا بر خسان بلوا بود.
مولوی.
|| شورش. غوغا. هنگامه. ازدحام. || عدم انقیاد. سرکشی. (ناظم الاطباء). و رجوع به بلوی شود.

بلوا. [ ب ُل ْ ] (اِ) در لهجه ٔ خراسانیان امروز، بالوایه ٔ قدما است یعنی پرستو. (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی بلوا به فارسی

بلوا
مصیبت، سختی، آشوب وغوغا
( اسم ) ۱ - شورش غوغا هنگامه ازدحام . ۲ - عدم انقیاد سرکشی .
در لهج. خراسانیان امروز بالوای. قدماست یعنی پرستو .

معنی بلوا در فرهنگ معین

بلوا
(بَ) [ ع . بلوی ] ( اِ.) ۱ - شورش ، آشوب . ۲ - سرکشی .

معنی بلوا در فرهنگ فارسی عمید

بلوا
۱. = بلیه
۲. سختی.
۳. آشوب، غوغا.

معنی بلوا به انگلیسی

uproar (اسم)
غوغا ، داد و بیداد ، همهمه ، غریو ، بلوا ، شورش ، هنگامه
riot (اسم)
غوغا ، اشوب ، داد و بیداد ، یاغیگری ، فتنه ، بلوا ، طغیان ، شورش
fracas (اسم)
زد و خورد ، قیل و قال ، بلوا
uprising (اسم)
خیز ، بلوا ، برخاستگی ، طغیان ، شورش ، قیام ، بر خیزش

معنی کلمه بلوا به عربی

بلوا
اضطرابات , انتفاضة , شجار

بلوا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرنیکا
بدبختی
سختی
ادبار
فاطمه رضایی
شورش،همهمه
توحيد
هوالعلیم

بلوا : آشوب ؛ فتنه ؛ جنجال ؛ هنگامه ؛ هیاهو ؛ غوغا...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سال بلوا   • عباس معروفی   • خوراک فرنگی شبیه تاس کباب   • منسوب   • آشوب در جدول   • معنی بلوا   • مفهوم بلوا   • تعریف بلوا   • معرفی بلوا   • بلوا چیست   • بلوا یعنی چی   • بلوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلوا
کلمه : بلوا
اشتباه تایپی : fg,h
آوا : balvA
نقش : اسم
عکس بلوا : در گوگل

آیا معنی بلوا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )