برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1407 100 1

بلست

معنی بلست در لغت نامه دهخدا

بلست. [ ب ِ ل ِ ] (اِ) بدست. (آنندراج ). وجب و شبر. (ناظم الاطباء).

بلست. [ ب ُ ل ُ ] (اِخ ) از قرای اسکندریه است. (از معجم البلدان ) (از مراصد).

بلسة. [ ب ُ ل ُ س َ ] (ع اِ) واحد بَلَس. یک دانه بَلَس. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به بَلَس شود.

بلسة. [ ب َ ل َ س َ ] (ع اِ) واحد بُلُس. یک دانه بلس. (از ذیل اقرب الموارد). رجوع به بُلُس شود.

بلست را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
واحد اندازه گیری با دست
.یک وجب
Belest

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بلست   • مفهوم بلست   • تعریف بلست   • معرفی بلست   • بلست چیست   • بلست یعنی چی   • بلست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بلست
کلمه : بلست
اشتباه تایپی : fgsj
عکس بلست : در گوگل

آیا معنی بلست مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )