برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1358 100 1

بسیچ

معنی بسیچ به فارسی

بسیچ
( اسم ) ۱- سامان جهاز اسباب وسایل. ۲- سلاح ساز جنگ . ۳- رخت سفر. ۴- ( اسم ) ساختگی آمادگی آماد. سفر شدن . ۵- قصد اراده عزم عزیمت . ۶- آماده ساختن نیروی نظامی و تمامی ساز و برگ سفر و جنگ ۷- تجهیزات
بهانه بسیج . بهانه پسیج . بهانه جو

معنی بسیچ در فرهنگ فارسی عمید

آن که دانش فرا گیرد و علم و دانش اندوزد: شه از گفت آن مرد دانش بسیچ / فرومانْد بر جای خود پیچ پیچ (نظامی۵: ۱۰۱۱).

بسیچ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
همکاری کردن-اراده کردن-جمع شدن
علی سیریزی
همان بسیج است.
شهریار آریابد
در پارسی کهن " پسیچ " از بن پسیچیدن به چم تجهیز کردن ، گرهم آوردن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بسیچ   • مفهوم بسیچ   • تعریف بسیچ   • معرفی بسیچ   • بسیچ چیست   • بسیچ یعنی چی   • بسیچ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بسیچ
کلمه : بسیچ
اشتباه تایپی : fsd]
عکس بسیچ : در گوگل

آیا معنی بسیچ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )