برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

بسط

/bast/

مترادف بسط: اتساع، توسعه، فراخی، گسترش، وسعت، اطاله، تفصیل، توضیح، شرح، انبساط، باز کردن، گشادن، گشودن، گستردن، گسترانیدن ، انتشار، پراکنش، پراکندن

متضاد بسط: قبص

برابر پارسی: گسترش

معنی بسط در لغت نامه دهخدا

بسط. [ ب َ ] (ع اِمص ) فراخی. (غیاث اللغات ) (مؤیدالفضلاء) (آنندراج ). فراخی. وسعت. (ناظم الاطباء). گشادگی. پهن شدن. پهنی یافتن. پهنی. پهنا. (نفایس الفنون ). فراخی. حیز میان ذرات. انشراح. (نفایس الفنون ). پهن کردگی. (ناظم الاطباء). جای فراخ. (مؤید الفضلاء). || مأخوذ ازتازی در اصطلاح جغرافی ، وسعت. گسترش. پهناوری شهر یاسرزمین : شهریست (پسا) بزرگ چنانکه بسط آن چند اصفهان باشد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ). بسط پارس و اعمال آن صد و پنجاه فرسنگ طول است در صد و پنجاه فرسنگ عرض. (ایضاً). و بسط این کوره (اصطخر). جمله پنجاه فرسنگ طول است در پنجاه فرسنگ عرض (ایضاً).
|| (اصطلاح عرفانی مقابل قبض ) در نزد ارباب سلوک انبساطی که سالک رادست دهد. کیفیت و حالتی باشد از حالات سالک ، صاحب مجمعالسلوک گوید: قبض و بسط و خوف و رجا قریب و نزدیک بهم باشند ولکن خوف و رجا در مقام محبت عام بود. و قبض و بسط در مقام اوائل محبت خاص باشد پس کسی که اوامر و نواهی بجا آرد حکم ایمان دارد ویرا قبضی و بسطی نباشد. بلکه خوفی و رجائی میباشد، شبیه بحال قبض و بسط و آن را گمان برد که آن قبض و بسط است. مثلاً اگرحیرتی و حزنی پیش آید گمان برد آن را بسط. و حزن و حیرت و نشاط و اهتزاز از جوهر نفس اماره است تا چون بنده به اوائل محبت خاص برسد خداوند حال و خداوند قلب و خداوند نفس لوامه گردد. در این وقت قبض و بسط به نوبت حاصل میشود چرا که آن بنده از مرتبه ٔ ایمان به مرتبه ای رفته فیقبضه الحق تارة و یبسط اخری. پس حاصل آنکه وجود بسط به اعتبار و غلبه ٔ قلب و ظهور صفت اوست. و نفس مادام که اماره است قبض و بسط نبود و مادام که لوامه است گاه مغلوب میشود و گاه غالب. و وجودقبض و بسط مر سالک را در این وقت به اعتبار غلبه ٔ نفس و ظهور صفت او میشود. (کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین کتاب و اصطلاحات صوفیه شود. بسط، انشراق قلبست به لمعان نور حال سرور. چنانچه در نفائس الفنون آمده است که : قبض انتزاع حظ است از قلب به امساک حال سرور ازو و مراد از بسط انشراق قلب بلمعان نور حال سرور. سلب وجود قبض ظهور اوصاف نفس است و حجاب شدن آن و سبب بسط رفع حجاب نفس از پیش دل. (از نفائس الفنون ) : خوشحال می باید بود صفت ...

معنی بسط به فارسی

بسط
گستردن، گسترانیدن، فراخ کردن، فراخی، وسعت
( اسم ) جمع بساط گستردنیها شادروانها.
جمع بساط گستردنیها شادروانها
توسعه یافتن . امتداد پیدا کردن .
[consciousness expansion] [روان شناسی] روشی برای کمک به افراد به منظور تعدیل افکار آنها، به ویژه برای پذیرفتن هرچه بیشتر یک باور جدید که عموماً در فعالیت های گروهی انجام می شود
( مصدر ) ۱- گشاد دادن توسعه دادن . ۲- بتفصیل گفتن بشرح باز نمودن .
از نظر سوفی دو حالت است که پس از ترقی عبد از حالت خوف و رجائ پیدا میشود .

معنی بسط در فرهنگ معین

بسط
(بَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .)گستردن ، پهن کردن . ۲ - باز کردن . ۳ - شرح دادن . ۴ - (اِمص .) انتشار. ۵ - فراخی ، وسعت . ۶ - آسوده شدن ، آرامش خاطر. ۷ - آرامش خاطری که سالک و عارف را دست دهد، مق قبض .
(بُ سُ) [ ع . ] ( اِ.) جِ بساط ، گستردنی ها.
(بَ. دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - توسعه دادن . ۲ - به تفصیل گفتن .

معنی بسط در فرهنگ فارسی عمید

بسط
۱. گستردن، گسترانیدن، فراخ کردن، وسعت دادن، فراخی، وسعت.
۲. شرح، تفضیل.

بسط در دانشنامه اسلامی

بسط
بسط در فقه به دو معنا بکار رفته است، یکی به معنای پخش و توزیع کردن و دیگری به معنای حاکمیت.
از بسط به معنای اوّل، در برخی باب ها نظیر زکات، به مناسبت سخن رفته است.
حکم بسط در زکات
بسط زکات در میان همه ی اصناف مستحق زکات و نیز در میان همه ی افراد یک صنف، واجب نیست و می توان آن را به یک نفر از یک صنف داد. هرچند برخی بسط آن را بر اصناف مستحب دانسته اند. بعضی استحباب آن را نپذیرفته اند.
بسط
معنی بَسَطَ: گسترش داد-وسعت داد
معنی بُسَّتِ: کوبيده وخورد شد مثل آرد
معنی شَرَحَ: بسط داد - گشود (کلمه شرح به معناي بسط و وسعت دادن واصل اين کلمه به معناي پهن کردن و بسط دادن گوشت و امثال آن است)
معنی لَا تَبْسُطْهَا: آن را باز نکن -آن را بسط نده
معنی بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ: دست گشوده ها (بسط يد در يک شخص توانگر به معناي بذل و بخشش مال و احسان به مستحقين است ، و بسط يد در يک زمامدار قدرت بر اداره امور مملکت است بدون اينکه مزاحمي در کارش باشد ، و بسط يد در يک مامور و مجري دستور دولت در باره يک مجرم به معناي زدن و بستن و ش...
معنی يَبْسُطُواْ: مي گشايند - گسترش مي دهند-وسعت مي دهند (جزمش به دليل شرط شدن براي جمله بعدي است . "يَبْسُطُواْ إِلَيْکُمْ أَيْدِيَهُمْ "يعني : دستهايشان را (به اسارت ، آزار و کشتن) بر ضد شما مي گشايند . بسط يد در يک شخص توانگر به معناي بذل و بخشش مال و احسان به مستح...
معنی مَغْلُولَةً: بسته (دست به گردن بستن در عبارت "وَلَا تَجْعَلْ يَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ ﭐلْبَسْطِ "کنایه است از خرج نکردن و خسيس بودن و خودداري از بخشش نمودن ، درست مقابل بسط يد است که کنايه از بذل و بخشش ميباشد و اين که هر چه به د...
تکرار در قرآن: ۲۵(بار)
گشودن. وسعت دادن. گستردن. هر سه معنی نزدیک به هم‏اند اگر خدا روزی را بر بندگانش گشایش می‏داد: حتماً در زمین طغیان می‏کردند. ، خدا زمین را برای شما گسترده قرار داده است. راغب گفته: بساط به معنی گسترده و وسعت یافته است.
...

بسط در دانشنامه ویکی پدیا

بسط
بسط می تواند به موارد زیر اشاره کند:
بسط یا انبساط
بسط یا تعمیم
بسط حروف در علم حروف
بسط اِنگِل (Engel expansion) بیان می کند هر عدد گویا را می توان به صورت سری متناهی از کسرها و هر عدد گنگ را به صورت سری نامتناهی از کسرها نوشت
Erdős, Paul; Rényi, Alfréd; Szüsz, Peter (1958), "On Engel's and Sylvester's series" (PDF), Ann. Univ. Sci. Budapest. Eötvös Sect. Math., 1: 7–32.
Erdős, Paul; Shallit, Jeffrey (1991), "New bounds on the length of finite Pierce and Engel series", Journal de théorie des nombres de Bordeaux, 3 (1): 43–53, doi:10.5802/jtnb.41, MR 1116100.
Kraaikamp, Cor; Wu, Jun (2004), "On a new continued fraction expansion with non-decreasing partial quotients", Monatshefte für Mathematik, 143 (4): 285–298, doi:10.1007/s00605-004-0246-3.
Wu, Jun (2000), "A problem of Galambos on Engel expansions", Acta Arithmetica, 92 (4): 383–386, MR 1760244.
Wu, Jun (2003), "How many points have the same Engel and Sylvester expansions?", Journal of Number Theory, 103 (1): 16–26, doi:10.1016/S0022-314X(03)00017-9, MR 2008063.
فریدریش انگل برای اولین بار چنین سری را بسط داد که مجموعی از کسرهای مصری می باشد. بسط پیرس شبیه به بسط فریدریش انگل است. دانشمندان دریافتند که بسط انگل را می توان به صورت کسرهای نامتناهی (کسرهای خیامی ) نوشت
برای نوشتن بسط انگل برای عدد 75/1 مراحل زیر را انجام می دهیم
با پایان یافتن سری ها داریم:
بسط پسانیوتنی (به انگلیسی: Post-Newtonian expansion) در نسبیت عام برای یافتن پاسخ تقریبی معادلات میدان اینشتین برای تنسور متریک به کار می رود.
صورت گرایی پسا-نیوتنی پارامتری
گرانش خطی شده
معادلات اینشتین-اینفلد-هافمن
شرایط مختصات
تقریبهای پسانیوتنی بسط هایی از یک پارامتر کوچک هستند که برابر با نسبت سرعت ماده تشکیل ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بسط در جدول کلمات

بسط دادن
مد
سیاست مبتنی بر توسعه و بسط نفوذ و تجاوز قوای یک کشور بر کشورهای دیگر
امپریالیسم
گسترده و بسط یافته
بسیط
نظام سرمایه داری پیشرفته مبتنی بر بسط نفوذ و سلطه کشوری بر کشورهای دیگر
امپریالیسم

معنی بسط به انگلیسی

amplification (اسم)
تقویت ، تشدید ، افزایش ، بسط ، توسعه
extension (اسم)
مد ، اضافی ، بسط ، توسعه ، کشش ، تمدید ، گسترش ، تعمیم ، توسیع ، تلفن فرعی
development (اسم)
پیشرفت ، پیش روی ، ترقی ، ظهور ، بسط ، توسعه ، ایجاد ، سیر ، رشد ، نمو ، سیر تکاملی ، تقریر
expansion (اسم)
بسط ، توسعه ، انبساط ، خاصیت انبساط و گسترش
stretch (اسم)
دوره ، بسط ، کوشش ، قطعه ، اتساع ، مدت ، ارتجاع ، خط ممتد
auxesis (اسم)
افزایش ، بسط ، رشد توام با عدم تقسیم یاخته
outspread (اسم)
بسط ، توسعه
outstretch (اسم)
بسط

معنی کلمه بسط به عربی

بسط
امتداد , تطوير , توسع
امتداد , تضخم , توسع , صعد
فسحة
نقالة
توسع

بسط را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هانیه
گسترش دادن ، پهن کردن ، وسیع نمودن
الهام
گسترش
آ
گستردگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بسط ریاضی   • بست   • بسط دادن در ریاضیات   • معنی بست   • معنی کلمه بسط   • بسط دو جمله ای   • معادل فارسی استحصال   • معنی قبض   • معنی بسط   • مفهوم بسط   • تعریف بسط   • معرفی بسط   • بسط چیست   • بسط یعنی چی   • بسط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بسط

کلمه : بسط
اشتباه تایپی : fsx
آوا : bast
نقش : اسم
عکس بسط : در گوگل

آیا معنی بسط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )