برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1630 100 1
شبکه مترجمین ایران

بزرگ سال

/bozorgsAl/

مترادف بزرگ سال: بالغ، رشید، پیر، جاافتاده، سال خورده، سال دیده، سالمند، کلان سال، مسن

متضاد بزرگ سال: خردسال

معنی بزرگ سال در لغت نامه دهخدا

بزرگ سال. [ ب ُ زُ ] (ص مرکب ) سالخورده. مسن. معمر. بزادبرآمده. (آنندراج ). مسن و کلانسال. (ناظم الاطباء). مقابل خردسال. سالمند. (یادداشت بخط دهخدا).

معنی بزرگ سال در فرهنگ معین

بزرگ سال
( ~.) (ص مر.) سالمند، مسن .

بزرگ سال در دانشنامه ویکی پدیا

بزرگ سال
بزرگسال پنداری یا بزرگسال انگاری به انگلیسی:adultomorphism تعبیر و تغسیر رفتار کودک از دیدگاه بزرگسالان؛ انتساب نابه جای ویژگی ها، صفات یا فرایند های بزرگسای به کودکان. .


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بزرگ سال در جدول کلمات

نام دومین نمایشگاه بزرگ سال با محوریت آثار تجسمی
هفت نگاه

بزرگ سال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

y.e
adult
grown up

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود فیلم بزرگسال رایگان   • دانلود فیلم بزرگسالان بدون اکانت   • دانلود فیلم بزرگسالان با لینک مستقیم رایگان   • دانلود فیلم بزرگسالان جدید   • دانلود فيلم بزرگسالان+18   • دانلود فیلم بزرگسالان رایگان 2015   • دانلود فیلم بزرگسالان 2016   • دانلود فیلم بزرگسالان با زیرنویس فارسی   • معنی بزرگ سال   • مفهوم بزرگ سال   • تعریف بزرگ سال   • معرفی بزرگ سال   • بزرگ سال چیست   • بزرگ سال یعنی چی   • بزرگ سال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بزرگ سال

کلمه : بزرگ سال
اشتباه تایپی : fcv' shg
آوا : bozorgsAl
نقش : صفت
عکس بزرگ سال : در گوگل

آیا معنی بزرگ سال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )