برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1662 100 1
شبکه مترجمین ایران

بر کنار کردن

معنی بر کنار کردن به انگلیسی

relieve (فعل)
تخفیف دادن ، کمک کردن ، داشتن ، تسلی دادن ، بر کنار کردن ، خلاص کردن ، تغییر پست دادن ، بر جسته ساختن ، ریدن
out (فعل)
قطع کردن ، رفتن ، اخراج کردن ، فاش شدن ، خاموش کردن ، بر کنار کردن ، اخراج شدن
oust (فعل)
دور کردن ، اخراج کردن ، بر کنار کردن

معنی کلمه بر کنار کردن به عربی

بر کنار کردن
اشعر بالارتياح

بر کنار کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میرحسین سیاوشی خیابانی
( در افغانستان ) سبک دوش کردن ( مودبانه )
میرحسین سیاوشی خیابانی
( در افغانستان ) سبک دوش کردن ( مودبانه )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بر کنار کردن   • مفهوم بر کنار کردن   • تعریف بر کنار کردن   • معرفی بر کنار کردن   • بر کنار کردن چیست   • بر کنار کردن یعنی چی   • بر کنار کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بر کنار کردن

کلمه : بر کنار کردن
اشتباه تایپی : fv ;khv ;vnk
عکس بر کنار کردن : در گوگل

آیا معنی بر کنار کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )