برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1673 100 1
شبکه مترجمین ایران

بر آوردن

معنی بر آوردن به فارسی

بر آوردن
بر داشتن بلند کردن .
انتبار
ناله کردن زاری کردن فغان سر دادن
حاجت کسی را بر آوردن . به آرزو رسانیدن .
رستن بال بر اندام طیور است
بچه زادن بچه آوردن .
( مصدر ) ۱- روییدن و بر آمدن پر مرغ . ۲- سریع پرواز کردن . ۳- بشتاب رفتن .
( مصدر ) ۲- زمینهای موجود را برای زراعت بین دهقانان بحکم قرعه توزیع کردن . یا پشت کردن بر چیزی . ترک آن گفتن . یا پشت کردن کتاب . جلد کردن آن تجلید .
( مصدر )۱- پوست کندن از...۲-سخت عذاب کردن سخت شکنجه دادن .
( مصدر ) تولید شدن پینه و شوخ و کبره .
تبخال زدن بر آوردن تبخال بر لب ظاهر شدن تبخال بر اطراف لب تبخال کردن لب تبخال دمیدن بر لب .
بر آمدن برگ تازه از درخت و گیاه و کشت .
تظلم آوردن
کنایه از دمیدن و روشن صبح .
...

معنی بر آوردن به انگلیسی

compliance (اسم)
موافقت ، قبول ، اجابت ، بر اوردن

بر آوردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بر آوردن   • مفهوم بر آوردن   • تعریف بر آوردن   • معرفی بر آوردن   • بر آوردن چیست   • بر آوردن یعنی چی   • بر آوردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بر آوردن

کلمه : بر آوردن
اشتباه تایپی : fv H,vnk
عکس بر آوردن : در گوگل

آیا معنی بر آوردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )