برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

برکند

معنی برکند در لغت نامه دهخدا

برکند. [ ب َ ک َ ] (ص ، اِ) مرد ضخیم و تنومند. || رشوت و پاره. (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج )(ناظم الاطباء). || جغد. (ناظم الاطباء).

برکند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الینا عیوضی
جدا کرد
..
مرد ضخیم و نیرومند
پانیذ طاهایی
برکند : کند، جدا کرد ، و...
پانیذ طاهایی
برکند:کنده شدن ،جداشدن
یونس نادری
جدا کرد
کنده شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برکند   • مفهوم برکند   • تعریف برکند   • معرفی برکند   • برکند چیست   • برکند یعنی چی   • برکند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برکند

کلمه : برکند
اشتباه تایپی : fv;kn
عکس برکند : در گوگل

آیا معنی برکند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )