بروکراتیک

پیشنهاد کاربران

بخشی از کتاب "قدرت بی قدرتان" در نقد نظام پساتوتالیتر و بوروکراتیک چنین آمده:

بخش اعظم هنجارها ابزارهای مستقیمی برای ملعبه ای پیچیده هستند که ذات نظام پساتوتالیتر است. افراد چیزی بیش از چرخ دنده های کوچک یک دستگاه غول پیکر نیستند و معنا و اهمیتشان فقط منحصر به نقشی می شود که در این دستگاه دارند.
...
[مشاهده متن کامل]

شغل شان، مسکن شان، جابجایی شان، جلوه های اجتماعی و فرهنگی شان و خلاصه همه چیزشان باید هرچه سفت و سخت تر وابسته به دولت، از پیش تعیین شده، نظم یافته و تحت نظارت باشد. هر نوع انحراف از مسیر تجویز شدهء زندگی در حکم خطا، بی بندوباری و لجام گسیختگی است.

بروکراتیک اداری همان رعایت سلسله مراتب اداری می باشد
بوروکراتیک یعنی گام بگام محور یا فرایند محور یا همان سلسله محور - دکتر محمود دهگان
دیوان سالاری یا بروکراسی - بیروکراسی ( به فرانسوی: Bureaucratie ) از دو بخش bureau به معنی میز و دفتر کار و پسوند cratie - به معنی ـ سالاری ساخته شده است. برابر فارسی آن �دیوان سالاری� است. به طور کلی، دیوان سالاری به معنی یک سیستم کارکرد عقلانی و قانونمند است.
در پاسخ به دوست عزیزمون
بروکراتیک در علم سیاست به نوعی از نظام های حکمرانی گفته میشه که در اون همه چیز بر اساس سلسله مراتب اداره میشه ( بهترین نمونه یک ارگان بروکراتیک، نیروهای نظامی و درجات آنهاست ) . از اونجایی که کارهای اداری مدام بین بخش های مختلف یک اداره و بین مدیران و کارمندان جابجا میشه، چون کار سلسله مراتبی هست به این نظم حاکم بر ادارات هم بروکراسی گفته شده. متاسفانه این معنا در زبان پارسی اشتباه فهم شده و به معنای کاغذبازی تعبیر میشه.
...
[مشاهده متن کامل]

چرا در قسمت معنی تکنوکرات به بوروکراتیک اشاره ای شده مگر همه بروکراسی را بمعنی پروسه معمولا مطول و دست و پاگیر کاغذبازی نمی دانیم درحالی که تکنوکرات یا فنسالار چیز دیگری است، ؟
برنامه یا چشمهای من ایراد دارد یا سازندگان برنامه خود زیادی تکنوکرات هستند؟
قانونمداری. . . پیرو اصول. . . .
بروکراتیک. ( صفت ) مربوطِ به دیوان سالاری، بسیار علاقه مند و وابسته به امور رسمی.
توضیح:
«بروکراتیک» واژۀ فرانسویِ «bureaucratique» است که در زبان انگلیسی رسوخ نموده و در این زبان بصورت «bureaucratic» نگاشته می شود.