برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1394 100 1

برحذر

/barhazar/

معنی برحذر در لغت نامه دهخدا

برحذر. [ ب َ ح َ ذَ ] (ص مرکب ) (از: بر + حذر) یکسو وبرکنار و بضم بای فارسی چنانکه شهرت گرفته خطاست. (آنندراج ). دور. به پرهیز. به بیم. بحذر :
اندرین جای گیاهان زیانکار بسی است
زین چراگاه ازیرا حکما برحذرند.
ناصرخسرو.
اگر رأی تو بر این کار مقرر است... نیک برحذر باید بود. (کلیله و دمنه ). ازتلون طبع پادشاهان برحذر باید بود. (گلستان سعدی ). از حدت و صولت پادشاهان برحذر باید بود. (گلستان سعدی ).
توپاک آمدی برحذر باش و پاک
که ننگست ناپاک رفتن بخاک.
سعدی (بوستان ).
زان چهره ٔ عرقناک زنهار برحذر باش
سیلاب عقل و هوشند این قطره های باران.
صائب.
سلیم برحذر از تیر فتنه باش که باز
بلند ساخت زمانه کمان شیطان را.
سلیم (آنندراج ).
- برحذر بودن ؛ پرهیز کردن. دور بودن.
- برحذر کردن ؛ پرهیزکردن. دوری کردن.

معنی برحذر به فارسی

برحذر
یکسو و بر کنار و بضم بای فارسی چنانکه شهرت گرفته خطاست به پرهیز .

برحذر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عایشه ایرانی
هوشیار بودن
عباس احمدی
هوشیار بودن، برابر خوبی نیست. پرهیز کردن بهتر است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی برحذر   • مفهوم برحذر   • تعریف برحذر   • معرفی برحذر   • برحذر چیست   • برحذر یعنی چی   • برحذر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برحذر
کلمه : برحذر
اشتباه تایپی : fvpbv
آوا : barhazar
نقش : اسم
عکس برحذر : در گوگل

آیا معنی برحذر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )