برج

/barj/

مترادف برج: خرج غیرضروری، هزینه های غیراساسی | شهر، ماه، بارو، حصار، حصن، دژ، قلعه، کوشک، کاخ، قصر، ساختمان چند طبقه، آسمان خراش

متضاد برج: خرج |

برابر پارسی: دژ

معنی انگلیسی:
star, minor or secondary expenses, tower, sign of the zodiac, steeple, constellation

لغت نامه دهخدا

برج. [ ب َ رَ ] ( ع مص ) فراخ عیش شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سپیدی سخت سپید و سیاهی سخت سیاه شدن چشم و فراخ چشم گردیدن. ( از اقرب الموارد )( ناظم الاطباء ). || ( ص ) خوبروی با جمال. || روشن و نمایان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ج ، ابراج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

برج. [ ب َ رَ] ( اِ ) علم و رایت معطر و خوشبوی. ( ناظم الاطباء ).

برج. [ ب َ رَ ] ( اِ ) رستنی باشدکه آنرا اکر ترکی گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( برهان ). وج. ( بحر الجواهر ). بحرالجواهر در ذیل کلمه وج گوید فارسی آن برج است. رجوع به بحرالجواهر شود.

برج. [ ب َ ] ( اِ ) در تداول مقابل خرج. آنچه مصرف شود از نقد برای چیزهایی که از ضروریات زندگی نباشد. خرجها که جز برای خوردن و آشامیدن و منزل است. خرجهای غیرضروری. ( یادداشت مؤلف ).

برج. [ ب ُ ] ( ع اِ ) کوشک. ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( کشاف اصطلاحات الفنون ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( زمخشری ) ( مهذب الاسماء ). قصر. ( از اقرب الموارد ). کاخ :
بیار آن ماه را یک شب درین برج
که پنهان دارمش چون لعل دردرج
نبود آگه که آن شبرنگ و آن ماه
ببرج او فرود آیند ناگاه.
نظامی.
چندانکه از نظر غایب شد ببرجی رفت و درجی بدزدید. ( گلستان ). || کرانه قویتر قلعه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || حصن. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). رکن و حصن. ( از اقرب الموارد ). ج ، ابراج و بروج ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( زمخشری ). قلعه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بنای قلعه مانند اما بسیار کوچک شبیه برجهایی که در باروی شهر سازند. برخی از برجها که در ایران یا خارج از ایران اهمیت هنری یا تاریخی دارد فهرست وارعبارت است از: برج بابل. رجوع به بابل شود. برج رِسْکِت ، واقع در بخش مرکزی شهرستان ساری. برج طغرل ، که برج آجری مدوری است در شهر ری و محتملاً از قرن هشتم هجری است. برج کاشانه ، که برج مضرس بلندی است در بسطام مجاور مسجد جمعه آنجا و از آثار قرن هشتم هجری است. برج کشمر، که برج مضرس بلند با گنبد مخروطی از آثار قرن هفتم است در شهر کاشمر خراسان. برج لاجیم ، که برج مدور آجریست نزدیک آبادی لاجیم از بخش سوادکوه شهرستان ساری دارای دو کتیبه پهلوی و کوفی مورخ 430هَ. ق. برج لندن ، واقع در لندن. برج مهماندوست ، برج آجری در آبادی مهماندوست دامغان از آثار قرن پنجم هجری دارای کتیبه کوفی.بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- بنای بلند استوانه یی یا مکعب که در جانبین یا جایی دیگر از قلعه جهت دیدبانی و نگهبانی و دفاع سازند . ۲- قلعه دژ . ۳- هر یک از دوازده حص. منطقه البروج که اسامی آنها از این قرار است : ۱- حمل . ۲- ثور . ۳- جوزا . ۴- سرطان. ۵- اسد . ۶- سنبله . ۷- میزان . ۸- عقرب . ۹- قوس . ۱٠- جدی . ۱۱- دلو . ۱۲- حوت . جمع : بروج ابراج توضیح قدما برای هر یک از برجهای دوازده گان. فلکی قو. فاعله و منفعله قایل بودند یعنی آنها را گرم و سرد و یا خشک و تر می پنداشتند بهمین جهت دوازده برج را بچهار دست. آبی و آتشی و بادی و خاکی تقسیم کرده بودند و هر سه برجی بیکی از این تقسیمات تعلق داشت . یا برج های آبی . برجهایی که دارای مزاجی سرد وترند : سرطان عقرب و حوت . یا برج های آتشی . برجهایی که دارای مزاجی گرم و خشک اند : حمل اسد و قوس . یا برج های بادی . برجهایی که دارای مزاجی گرم و ترند : جوزا میزان و دلو . یا برج خاکی . برجهایی که دارای مزاجی سرد و خشک اند : ثور سنبله وجدی . یا برج زهر مار . ۱- بسیار خشمگین . ۲- بسیار اندوهناک .
دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه این ده مرکب از دو محل بنامهای برج با و برج پایین میباشد .

فرهنگ معین

(بَ ) ( اِ. ) کنایه از: هزینه های بی مورد و بی جا.
(بُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - جای بلندی که برای نگهبانی عمارت و قلعه درست کنند. ۲ - قلعه ، د ژ. ۳ - هر یک از دوازده برج منطقة البروج که خورشید هر ماه در یکی از آن ها قرار می گیرد: ۱ - حمل (فروردین ). ۲ - ثور(اردیبهشت ). ۳ - جوزا (خرداد ). ۴ - سرطان (تیر ). ۵ -

فرهنگ عمید

۱. ساختمانی که بیش از ده طبقه داشته باشد: برج میلاد.
۲. بنای بلند استوانه ای یا مربع شکل که در کنار قلعه یا جای دیگر برای دیده بانی یا محافظت و نگهبانی می ساختند، کوشک، قلعه.
۳. [جمع: بُرُوج] (نجوم ) = منطقة البروج

فرهنگستان زبان و ادب

{column , tower} [مهندسی بسپار، مهندسى شیمى] مخزن استوانه ای قائمی که در صنایع شیمیایی و نفتی برای بهبود جداسازی مخلوط ها به روش تقطیر و استخراج به کار می رود متـ . ستون 1

واژه نامه بختیاریکا

( بَرج ) خرج و برج؛ دیگر غیر احتیاجات همراه خرج

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] برج آشیانه پرندگان یا هریک از خانه هاى دوازده گانه منطقة البروج است .
برج به معناى اوّل به آشیانه برج مانند و مدوّرى گفته مى شود که کبوتر هاى اهلی را در آن جاى دهند؛ چنان که به ساختمانى که به منظور گردآورى کود و فضله پرندگان، بویژه کبوتران در مزارع ساخته مى شود نیز اطلاق مى گردد.
کاربرد برج به معنای اول در فقه
از آن به مناسبت در باب صید و ذباحه سخن رفته است.
احکام فقهی برج به معنای اول
صرف ورود کبوتر ى که مالک ندارد به برجى، موجب مالکیت صاحب برج نسبت به آن نمى شود مگر آنکه انگیزۀ وى از ساختن برج تملک چنین کبوتر ى باشد. در این صورت حصول تملک به صرف فرود آمدن کبوتر در برج، بدون گرفتن آن، محلّ بحث است.
طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۶، ص ۲۷۵.
...

[ویکی الکتاب] معنی لَا تَبَرَّجْنَ: در برابر مردم ظاهر نشوید (ازکلمه تبرج به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است ، همان طور که برج قلعه برای همه هویدا است)
معنی صَّرْحَ: برج بلند - قصر - حیاط قصر (قصر و هر بنایی است بلند و مشرف بر سایر بناها ، و نیز به معنای محلی است که آن را تخت کرده باشند و سقف هم نداشته باشد )
معنی بُرُوجٍ: برجها -بناهای استوار وریشه دار-صورتهای فلکی (کلمه بروج جمع بُرج و برج به معنای آن بنائی است که در چهار گوشه ی قلعهها بنا میکنند و بنیان آن را محکم میکنند تا بتوانند در آن برجها دشمن را دفع کنند و اصل معنای این کلمه ظهور است چون برج هم از راه دور ظا...
معنی کُنَّسِ: پنهان شونده ها (جمع کانس ،مصدر کنوس به معنای داخل شدن وحشیهایی از قبیل آهو و طیور به درون لانهشان می باشد ،الکنس نیز از صفات ستارگان است ، چون هر یک در برج خود کنوس میکند ، یعنی پنهان میشود ، همانطور که آهوان در کناسه و آشیانه خود پنهان میشوند ، و ای...
تکرار در قرآن: ۷(بار)
آشکار شدن. در مجمع البیان ذیل آیه 60 از سوره نور گوید:تَبَرُّج آنست که زن زیبائیهای خود را اظهار کند و اصل آن به معنی ظهور است و به عبارت دیگر از آن جهت برج گویند که ظاهر و هویدا است. چون در این مادّ از کلمه بروج آسمان که سه بار در قرآن آمده است، صحبت خواهد شد لازم است معنای اصلی برج کاملاً روشن شود، آنگاه ببینیم آیا مراد قرآن از بروج، نجوم است یا برجهای دوزاده گانه موهوم و اعتباری؟ زمخشری در کشّاف ذیل آیه 60 از سوره نور گفته: بَدا و بَرَزَ به معنی ظهور، نظیر تبرّج اند، در سوره فرقان ذیل آیه 61 می‏گوید: اشتقاق بروج از تبرّج است به جهت ظاهر بودن آنها. بیضاوی در تفسیر سوره بروج گوید: اصل برج برای ظهور است. ور ذیل آیه 60 از سوره نور گفته: به کشتی آشکار که پرده ندارد گویند: بارجه. در اقرب الموارد گوید: «تَبَرَّجَتِ الْمَرْئَةُ» یعنی زن زینت خود را آشکار کرد برای نامحرم در نهایه ابن اثیر نیز چنین است. بنابر آن که گفته شد شکّی نمی‏ماند که معنای اصلی برج، ظهور است یعنی ظاهر نشوید، خودنمائی نکنید مانند خودنمائی جاهلیّت اوّلی. ، یعنی زنانی که خود نمائی به زینت نمی‏کنند. اکنون می‏رسیم به آیاتی که راجع به بروج آسمان‏اند ، ، . بنا بر آنچه گفته شد بروج آسمان، همان ستارگان‏اند که در آسمان، می‏درخشند و به مناسبت ظهور و آشکار بودنشان که معنای اصلی برج است، بروج نامیده شده‏اند و آسمان به وسیله آنها زینت داده شده است چنان که در آیه دوّم است، و در آیه سوّم آفتاب و ماه در ردیف بروج شمرده شده، پیداست که ستارگان مرادند نظیر آیه ، در دعای سنات به طور صریح گفته شده که بروج همان کواکب و ستارگان اند اینک آن جلمه از دعای سمات «وَ خَلَقْتَ بِها الْکَواکِبَ وَ جَعَلْتَها نُجُوماً وَ بُرُوجاً وَ مَصابیحَ وَزینَةً وَ رُجُوعاً وَ جَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَ مَغارِبَ...». در تفسیر برهان ذیل آیه سوم از امام باقر «علیه السلام» نقل شده: بروج عبارتند از کواکب در ذیل روایت بروج دوازده گانه یونانی شمرده شده به احتمال قوی ذیل آن ساخته است. وانگهی روایت از زیاد بن منذر ابی الجارود است که کشّی در رجال خود از امام صادق «علیه السلام» نقل کرده: و آن حضرت درباره ابی الجارود و چند نفر دیگر فرمود: «کذّابون، کفار، علیهم لعنةاللّه» فقط صدر روایات را به حساب امام «علیه السلام» نمی‏شود گذاشت. طبرسی ذیل آیه 61 فرقان از حسن و مجاهد و قتاده نقل می‏کند که گفته‏اند: بروج همان ستارگان بزرگ و درخشنده‏اند، به واسطه روشن و آشکار بودن، بروج نامیده شده‏اند. زمخشری در ذیل آیه 1 از سوره بروج آورده: گفته شده بروج، ستارگان بزرگ‏اند، علت این تسمیه آشکار بودنشان است. علی هذا، آن عدّه از مفسّران که بروج را به معنی بر جهای دوازده گانه گرفته‏اند، سخنان‏شان عاری از حقیقت است، زیرا برجهای مزبور موهوم و اعتباری صرف‏اند، مثلاً چند ستاره را در آسمان دیده و پیش خود فکر کرده‏اند: اگر فاصله این ستارگان با خطّی به هم متصل شود به شکل گوسفند «حَمَل» می‏آیند و گرنه در آسمان برج حمل وجود ندارد، گفته‏اند برجهای دوازده گانه منازل آفتاب اند که در هر برج یک ماه حرکت می‏کند وانگی نامهای حَمَل، ثور، جَوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قَوس، جَدی، دَلْو، وحُوت، ابتدا از نام بت‏های یونانیان گرفته شده است. مقام قرآن والاتر از آن است که روی این موهومات سخن گوید و آنها را به حساب آورد. وجدی در دائره المعارف گوید: بروج در اصطلاح فلکی، منازل مختلف آفتاب اند در فصول مختلف سال، یونانیان قدیم این برجها را با نامهائی که از عقائد خرافی آنان سرچشمه گرفته و بر خدایانشان نسبت می‏دادند، نام گذاری کرده‏اند... مردم این نامها را از آنها آموخته و ریشه آنها را یاد برده‏اند. آیا می‏شود گفت که قرآن این موهومات را تصدیق کرده‏اند؟!!! و روی آنها سخن گفته است؟!!!. ناگفته نماند در زمان عباسّی‏ها که عقاید یونانیان به زبان عربی ترجمه شد، مردم به آنها را یافتند و پاره‏ای از روی اشتباه مطالب اسلامی را با آنها تطبیق کردند، تطبیق بروج قرآن با بروج یونانیان از آنجمله است. . یعنی: هر کجا بوده باشید مرگ شما را خواهد یافت هر چند در قلعه بلند باشید. مراد از بروج در این آیه قلعه‏ها است و آنها را چنان که از طبرسی نقل شد به واسطه آشکار و هویدا بودن، بروج گویند.

[ویکی فقه] برج (قرآن). برج در چند معنای ظهور و قصر و هر چیز ظاهر و مرتفع به کار رفته است که در این مقاله شواهدی برای آن می آوریم.
(بروج) جمع (برج) در اصل به معنی قصر است، و بعضی آن را به معنی (شی ء ظاهر و آشکار) می دانند، و نام گذاری قصرها و عمارت های بلند و مرتفع را به این نام به خاطر وضوح و ظهورشان دانسته اند، به همین جهت قسمت مخصوصی از دیوار اطراف شهر یا محل اجتماع لشکر که بروز و ظهور خاصی دارد (برج) نامیده می شود، و هنگامی که زن زینت خود را آشکار سازد (تبرجت المراة) می گویند.برج های آسمانی یا به معنی ستارگان درخشان و روشن آسمان است یا به معنی (صورت های فلکی) است، یعنی مجموعه ای از ستارگان که در نظر ما شباهت به یکی از موجودات زمینی دارد، و برج های دوازده گانه دوازده صورت فلکی است که خورشید در مسیر سالانه خود در هر ماه محاذی یکی از آنها قرار می گیرد (البته خورشید حرکت نمی کند بلکه زمین به دور آن می گردد ولی به نظر می رسد که خورشید جا به جا می شود و محاذی یکی از این صورت های فلکی می گردد).سوگند به هر یک از این معانی باشد حکایت از عظمت آن می کند، عظمتی که شاید در آن زمان در نظر عرب روشن نبود، ولی امروز برای ما کاملا شناخته شده است، هر چند بیشتر به نظر می رسد که منظور همان ستارگان درخشان آسمانی باشد.
معنای برج
برج، در اصل به معنای ظهور است و به هر چیز ظاهر و مرتفع و نیز به قصر گفته می شود. در این مدخل از واژه های «بروج» و «صرح» استفاده شده است.

دانشنامه آزاد فارسی

برج (اخترشناسی). بُرج (اخترشناسی)
بُرج
بُرج
بُرج
هر یک از دوازده بخش قراردادی کرۀ آسمان در ناحیۀ برجگاه (منطقةالبروج) و در مسیر حرکت ظاهری سالانۀ خورشید. طول هر برج یک دوازدهم فلک (۳۰ درجۀ قوسی) است و یکی از صورت های فلکی ناحیه بُرجگاه را تقریباً در خود جای داده است. دوازده بُرج منسوب به دوازده صورت فلکی بُرجگاه که از روزگار باستان مورد توجه بشر بوده اند، به ترتیب عبارت اند از حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جَدْی، دلو، حوت. خورشید در ضمن حرکت ظاهری سالانۀ خود، هر ماه یکی از این بُرج ها را پشت سر می گذارد و، از این رو، آن ماه را نیز به نام بُرج موردنظر می خوانند. گاه شماری اعتدالی ایرانی (تقویم جلالی) تنها گاه شماری جهان است که ماه های آن با توالی بُرج های دوازده گانه مطابقت کامل دارد. این یادآوری ضروری است که، براثر حرکت تقدیمی زمین، نقطۀ اعتدال بهاری که نقطۀ آغاز حرکت ظاهری سالانۀ خورشید در نخستین روز بهار یا تحویل سال اعتدالی است، هر سال نزدیک به ۳۰ ثانیۀ قوسی برخلاف جهت توالی برج ها جابه جا می شود. درنتیجه، این نقطه که حدود ۲۲۰۰ سال پیش در اول برج حمل واقع می شد، اکنون تقریباً به ابتدای صورت فلکی (بُرج) حوت منتقل شده است. سه برج نخست را برج های بهاری (ربیعه)، سه برج دوم را برج های تابستانی (صیفیه)، سه برج سوم را برج های پاییزی (خریفیه) و سه برج چهارم را برج های زمستانی (شتویه) نیز می نامند. شش برج نخست سال، برج های شمالی و مالیه و شش برج نیمه دوم سال، جنوبی یا منخفضه نیز نام گرفته اند. در تداول عام، اصطلاح برج به معنی ماه نیز به کار می رود مانند برج فروردین، برج شهریور، «سرِ برج» (به معنای اول ماه).

برج (معماری). بُرْج (معماری)
باب زویله
(به لاتینی: بورگوس) بنای بلند و باریک استوانه ای یا چند پهلو که بیشتر برای دیده بانی و دفاع ـ جدا یا پیوسته به دیوار و باروی شهر ـ ساخته می شود. در سرزمین های شرق اسلامی، برج عنصر اصلی استحکاماتی است. برج های دفاعی از اوایل دورۀ اسلامی تا قرن دهم اهمیت بسیاری داشته اند. این برج ها مشتمل بودند بر برج های قلعه های روستایی، قلعه های نظامی، کاروان سراها، و شهرها و معمولاً
طرح نیم دایره، استوانه ای، مخروطی شکل و مستطیل داشتند. اما برج هایی نیز بوده اند که جنبۀ نظامی نداشتند و طرح معماری آن ها بسیار ساده بوده است، مثل برج های فانوس دریایی، برج های کبوتر، و برج های آرامگاهی که آخری از همه مهم تر است. برج های آرامگاهی مانند مقبره قابوس بن وشمگیر در گنبد قابوس، نمای تزیینی آجری دارند و کهن ترین کتیبه های ایران بعد از اسلام در گردنی، پیشانی و قاب های آن ها یافت می شود. این برج ها در طرح های چهارگوش، استوانه، چندضلعی و ترک دار بنا شده اند. مسلمانان تا قرن دهم از برج های جانبی به شیوۀ رومی استفاده می کردند که از نظر اندازه و شکل و تدابیر دفاعی مطلوب و کارآمد بود. معماری نظامی رومی تا دورۀ سلجوقیان همچنان باقی بود. نمونۀ برج های کاملاً اسلامی، برج های دروازه های قاهره (باب النصر، باب الفتوح و باب زُوَیله) است که همچنان محفوظ مانده اند. در عهد ایوبیان در بناهای استحکاماتی و نظامی تغییراتی بنیادین پدید آمد و حتی به استفاده از فن منجنیق دست یافتند و ساختن برج های عظیم با دیواره های ضخیم برای تقویت جنبه های دفاعی گسترش یافت. در شمال افریقا، اسپانیا، الجزایر، تونس، و هند نیز سابقۀ ساخت استحکامات به قرن ۳ق می رسد. کاربرد برج در ایران پیش از اسلام، به منزلۀ عامل تقویتی و دفاعی، به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی گردد. در دوران مادها برج ها همگی دارای نقشۀ چهارگوش بودند. در زمان هخامنشیان، در قلاع برخی شهرها، ساختن برج در حصارها معمول بوده است. در روزگار اشکانیان علاوه بر قلعه سازی در شهرها، ساختن برج و بارو در حدود مرزی نیز توسعه یافت. در دورۀ ساسانیان کاربرد برج های مدور و مستطیل شکل در باروی قلعه ها و شهرها گسترش پیدا کرد. برخی برج های معروف ایران عبارت اند از برج طغرل در شهر ری، برج لاجیم در مازندران، برج مهماندوست در دامغان.

جدول کلمات

کوشک, قلعه

مترادف ها

house (اسم)
خانقاه، منزل، مسکن، جا، برج، نشیمن، خانه، سرای، اهل خانه، جایگاه، اهل بیت، محل سکنی، منزلگاه

pinnacle (اسم)
اوج، ذروه، برج، راس، منتهی درجه، قله نوک تیز

month (اسم)
ماه، برج، ماه شمسی، ماه قمری

asterism (اسم)
نشان ستاره، صورت فلکی، هر چیزی شبیه ستاره، برج، دستهای از ستارگان، روشنایی و نور، بشکل ستارهء پنج پر

constellation (اسم)
صورت فلکی، برج، مجمع الکواکب

tower (اسم)
برج، قلعه بلند بودن

pylon (اسم)
در، برج، شاه تیر، پیل یا تیر برق

steeple (اسم)
برج، برج کلیسا، مناره کلیسا، ساختمان بلند

فارسی به عربی

برج , برج الکنیسة , ذروة , سحر , منزل

پیشنهاد کاربران

بُرج=بلند= بَرز
بَرج وند =بَرژ وند=برز وند= منظره = ویو
معنی برج؛ جای بلند گویند . قلعه خوانند و دژ. همان گونه که در پادگان نظامی برجک است و برج دیده بانی دارند که بلند است و چشمانی برای نظاره. یا در آسمانها، جایی که مجموع کواکب در کنار هم به نظر استاده اند
...
[مشاهده متن کامل]
و خورشید در این بروج به گمان زمینیان طی طریق می کند چون برج سنبله. و اصل آن بورگ است که عرب برج خواند به سبب آنکه حرف ( گ ) را نتواند گفتن. در بختیاری ابرو را بورگ بگویند و جای بلند و پرتگاه را بورگه. در جنوب ایران بورقع نامند. در شکل و ظاهرآدمی پایین تر از پیشانی بورگ هست و پرتگاه. برج هست و چشمانی به کار دیده بانی. واژه ای است هندواروپایی که امروزه نشان های آن نیز در سرتاسر جهان وجود داردمانند شهر پیترزبورگ. ( پیترز بورگ ) قلعه و دژ پیترز. برج پیترز. چون هامبورگ و . . . که قلعه های باستانی بوده اند. ( شهریار بابادی نیاکان )

در لهجه لری از کلمه برگ berg به معنای کوه نه چندان بلند استفاده می شود و برای کوه های بلندتر از همان کوه یا کُه استفاده می شود. واژه دیگری هم وجود دارد و آن برچ است، به معنای درخشیدن. مثلا برچ می زنه .
...
[مشاهده متن کامل]
فرض کنید به یک ظرف استیل در زیر تابش خورشید در دور دست نگاه می کنید و می گویید داره برچ می زنه. به نظرم اگر بخواهیم معادل سازی کنیم باید برج در قرآن معرب برچ باشه.

برج برابری پارسی برژ
سازه برج یا هولکhulk
به پیشنهاد خودم
واژه ( بُرج ) واژه ای پارسی است؛کارواژه یِ آن نیز ( برز/برزیدن/برزاندن ( برزینیدن ) ) ( با دگرگونیِ آواییِ ز/ج ) می باشد. در زبان آلمانی نیز واژه ( Burg ) به چمِ ( برج، بارو، دژ ) و واژه ( Berg ) به چمِ ( کوه ) می باشد که هر دو با واژگان پارسیِ نامبرده در بالا همریشه می باشند.
...
[مشاهده متن کامل]

چنانکه در رویه هایِ 208، 137 از نبیگِ ( فرهنگنامه کوچک پهلوی ) نوشته یِ ( دیوید مک کنزی ) آمده است:
( زبان پهلوی )

برجبرج
برج، برجه، برجا ( محلی برای آتش و روشنایی )
بر به معنی روشنایی و آتش و نور است.
ج، جه هم جا و مکان است.
برج محل روشن کردن آتش در برجک های قلعه ها برای دیدبانی.
برج فلکی یا برج ماه، ششب چهاردهم ماه است که ماه کامل است و روشنایی ماه بسیار است
در ترکی آذری معاصر برج / borj/ به معنای "قرض" و "وام" است که ادا و پرداخت آن بر عهده مقروض و وام دار بوده و ظاهرا موعد ادای آن در آخر هر برجی از برج های سال شمسی بوده است.
برج از برژ پارسی گرفته شده و لغزش نکنید راست از بُرگ به ماناک بزرگ گرفته ونشده ، برژ ریشه در برگ دارد ولی به بنایی بسیاردبلند آریاییان بُرژ میگفتند۔البرز نیز هربرژ بوده ، و الوند نیز هروند بوده که دگرگون شده و معرب شده
برج:
دکتر کزازی در مورد واژه ی برج می نویسد : ( ( برج ریخت تازیکانه بورگ burg در پهلوی می تواند بود. ریخت دیگر واژه بُرز است. همتاهای این واژه در فرانسوی bourge می تواند بود که در واژه ی bourgeois هنوز به کار برده می شود. bourgeois در کاربرد کهن خویش به معنی برج نشین است: کسی که در کاخدژهای خانی و اربابی در سده های میانی می زیست و در اسپانیایی burgo که امروز در معنی شهرک به کار برده می شود ؛ burgues در این زبان ، به معنی شهرنشین است؛ نیز در آلمانی berg و در روسی butg که چونان پساوند جای در نام هایی چون " هایدلبرگ" و "پترزبورگ" مانده است. ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( پدید آمد این گنبد تیزْ رو
شگفتی نماینده ی نوبه نو؛
در او ، ده دو برج آمد پدید
ببخشید دانا ، چنان چون سزید ) )
معنی بیت : آنگاه که آسمان شگفت و تیز رو پدید آمد ۱۲ برج در آن پدیدار گردید. آفریدگار دانا ، بدان سان که سزاوار بود، آسمان را در این دوازده برج بخش کرد.
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 191 )
در زبان پهلوی به برج burg گفته می شده است امروزه در زبان ترکی به کلاه نیز" بورگ "یا" بؤرک " گفته می شود که با واژه برج و برز همریشه می باشد از این رو که کلاه در بالا ترین قسمت بدن جای دارد به این نام خوانده می شود. ( نگارنده )

در پارسی پهلوی:
بُرز= borz برج، بلند، مرتفع
برج پارسی عربی شده است. از برگ ( borg ) ، چون که عربی �گ� ندارد. این واژه از پارسی میانه به لاتینی رفت و ساختند borgum، از لاتینی به آلمانی رفت و شد Burg، و از آلمانی به انگلیسی. در انگلیسی، Burg هم مانا ( مترادف ) ی castle است.
...
[مشاهده متن کامل]

بن مایه ( منبع ) : Oxford dictionary, etymology of English words
واژه نامه ی آکسفورد، ریشه شناسی واژگان انگلیسی.
فرهنگ برابر پارسی واژگان بیگانه، ابوالقاسم پرتو

آسمان خراش
پرساز
برج دگرگون شده واژه " بیرتا " پهلوی و " بارو " پارسی است که امروزه به گونه آمیخته بکار میرود : برج و بارو
برابر نسک ( کتاب ) : تاریخ سیاسی و اجتماعی اشکانیان ، پارتیان و پهلویان قدیم ، نوشته محمد جواد مشکور و مسعور رجب نیا - مهرداد اشکانی پس از پیروزی های بسیار بر سلوکیان بجای شهر ویران شده " نسا " در خراسان بزرگ شهر نوینی را بنیاد گذارد و آنرا " میترادات کرت بیرتا" یعنی شهر برج و بارودار مهردادگرد نام نهاد، که در اینجا بیرتا و بارو به معنای برج است نه دژ یا کلات.
...
[مشاهده متن کامل]

آزادی بیرتا = برج آزادی

( borj ) این واژه در اوستایی بَرِز barez و در پهلوی بُرز borz بوده ( بالا، بلند، مرتفع ) و در پارسی دری برج خوانده و نوشته شده است؛ زیرا در زبان پارسی «ج» می تواند جایگزین «ز» شود پس این واژه پارسی است.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)

بپرس