برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

بدیل

/badil/

مترادف بدیل: اهل اله، سالک، صالح، عارف، جانشین، عوض، جایگزین، انتخاب، گزینه، شق

برابر پارسی: همتا

معنی بدیل در لغت نامه دهخدا

بدیل. [ ب َ ] (ع اِ) هرچه بجای دیگری بود. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). بدل چیزی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).بدل. عوض. ج ، ابدال و بدلاء. یقال : «هذا بدیل ماله عدیل ». (از اقرب الموارد). خلف از چیزی یا کسی. آنکه تواند بجای دیگری بود. (یادداشت مؤلف ) :
جشن فریدون خجسته باد و همایون
بر عضد دولت آن بدیل فریدون.
فرخی.
در جهانداری بملک و در عدو بستن بجنگ
هم سلیمان را قرینی هم فریدون را بدیل.
فرخی.
از جهان علم و دین بری وین جا
حکمت و پند ماند از تو بدیل.
ناصرخسرو.
ور جز در تست بوسه جایم
پس من نه بدیل بوالعلایم.
خاقانی.
بدیل دوستان گیرند و یاران
ولیکن شاهد ما بی بدیل است.
سعدی (طیبات ).
- بدیل یافتن ؛ عوض یافتن. چیزی را بجای چیز دیگر بدست آوردن :
شاید که مرد پیر بدین گه شود جوان
گیتی بدیل یافت شباب از پی مشیب.
رودکی (احوال و اشعار رودکی ، نفیسی ص 969).

بدیل. [ ب َ ] (اِخ ) نام خاقانی شروانی. (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ) :
بدل من آمدم اندر جهان سنایی را
بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد.
خاقانی.

بدیل. [ ب ُ دَ ] (اِخ ) نام چند تن صحابی و چند تن محدث است. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رجوع به الاصابة و امتاع الاسماع شود.

معنی بدیل به فارسی

بدیل
ابن علی
عوض، جانشین، بدلائ جمع
( اسم ) هر چه بجای دیگری بود عوض جانشین . جمع : ابدال بدلائ .
نام چند تن صحابی و چند تن محدث است .
[variant] [موسیقی] 1. اصطلاحی برای روایت های مختلف از یک اثر موسیقایی 2. تغییر ناگهانی از مقام بزرگ به کوچک یا بر عکس 3. روایت های مختلف از یک موسیقی مردمی که، با تغییراتی، از یک ناحیه به ناحیۀ دیگر انتقال می یابد
[rhythmic variant] [موسیقی] روایت متفاوتی از یک ریتم
[formal variant] [موسیقی] روایت متفاوتی از یک شکل (form)
[melodic variant] [موسیقی] روایت متفاوتی از یک لحن
[metric variant] [موسیقی] روایت متفاوتی از یک وزن
[cocoa butter alternative, CBA] [علوم و فنّاوری غذا] چربی یا چربی هایی که می توانند همه یا بخشی از خواص کرۀ کاکائو را داشته باشند
[alternative futures] [آینده پژوهی و آینده نگری] آینده های گوناگونی که ممکن است برای افراد و گروه ها و رویدادها وجود داشته باشد
[آینده پژوهی و آینده نگری] ← دگرتاریخ
[alternative television] [سینما و تلویزیون] نوعی برنامه یا شبکۀ تلویزیونی، اغلب پولی و بافه ای/ کابلی، که برنامه هایی متفاوت با برنامه های شبکه های رسمی را در اختیار مشترکان قرار می دهد

معنی بدیل در فرهنگ معین

بدیل
(بَ) [ ع . ] ( اِ.) عوض ، جانشین .

معنی بدیل در فرهنگ فارسی عمید

بدیل
عوض، جانشین.

بدیل در دانشنامه ویکی پدیا

بدیل
مختصات: ۳۲°۱۲′۳۱″شمالی ۴۸°۵۲′۲۳″شرقی / ۳۲٫۲۰۸۶۹°شمالی ۴۸٫۸۷۳۰۳°شرقی / 32.20869; 48.87303
بدیل، روستایی از توابع بخش عقیلی شهرستان گتوند در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان عقیلی شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۷۲ نفر (۱۹۶خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۶°۴۹′۳۰″ شمالی ۵۴°۰۷′۴۱″ شرقی / ۳۶٫۸۲۵۰۰°شمالی ۵۴٫۱۲۸۰۶°شرقی / 36.82500; 54.12806
بدیل آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان کردکوی در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان سدن رستاق غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹ نفر (۹خانوار) بوده است.
ده بدیل، روستایی از توابع بخش جزینک شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جزینک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۳ نفر (۵۹خانوار) بوده است.
دیوید لیونل بدیل(به انگلیسی: David Baddiel) (متولد ۲۸ می۱۹۶۴) کمدین و رمان نویس برتانیایی است. وی در شهر نیویورک زاده شد و وقتی که چهار ساله بود خانواده اش به بریتانیا مهاجرت کردند. پدرش کولین برایان بدیل(زادهٔ ولز) شیمیدان بود. مادرش سارا یک پناهنده بود که از رژیم آلمان نازی فرار کرده بود. وی زمانی که فرزندش دیوید پنج ماهه بود، در سال ۱۹۳۹ همراه با شوهرش به بریتانیا فرار کرده بود. پدر و مادر دیوید هر دو یهودی بودند. دیوید در شمال لندن بزرگ شد. وی دارای مدرکپی اچ دی زبان انگلیسی است.
ویکی پدیای انگلیسی
رأی پیش رونده: رأی صحیحی ای که در دور بعدی شمارش هم لحاظ خواهد شد.
رأی فرسوده: رأی صحیحی ای که در دور بعدی شمارش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بدیل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد احسانی
Variant, alternate
جانشین، عوض

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه بی بدیل   • معنی بدیع   • معنى كلمه بديل   • معنی جانشین در جدول   • معنی کلمه لایزال   • واژه یاب   • معنی بدیل   • مفهوم بدیل   • تعریف بدیل   • معرفی بدیل   • بدیل چیست   • بدیل یعنی چی   • بدیل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدیل

کلمه : بدیل
اشتباه تایپی : fndg
آوا : badil
نقش : اسم
عکس بدیل : در گوگل

آیا معنی بدیل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )