برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1612 100 1
شبکه مترجمین ایران

بدرد خوردن

معنی بدرد خوردن در لغت نامه دهخدا

بدرد خوردن. [ ب ِ دَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) بی فایده نبودن. مفید واقع شدن. بکاری آمدن. سودمند بودن. رجوع به درد و ترکیبات آن شود.

معنی بدرد خوردن به فارسی

بدرد خوردن
بی فایده نبودن مفید واقع شدن .

معنی بدرد خوردن به انگلیسی

do (فعل)
انجام دادن ، عمل کردن ، بدرد خوردن ، کردن ، کفایت کردن
answer (فعل)
از عهده برامدن ، دفاع کردن ، پاسخ دادن ، جواب دادن ، جوابگو شدن ، بکار امدن ، بکار رفتن ، بدرد خوردن ، جواب احتیاج را دادن ، عهده دار شدن
avail (فعل)
سودمند بودن ، بدرد خوردن ، دارای ارزش بودن ، در دسترس واقع شدن
bestead (فعل)
کمک کردن ، یاری کردن ، بدرد خوردن ، سودمند واقع شدن ، جای کسی را گرفتن
serve (فعل)
بکار رفتن ، بدرد خوردن ، خوراک دادن ، خدمت کردن ، پیشخدمتی کردن ، توپ را زدن ، خدمت انجام دادن
vail (فعل)
بدرد خوردن ، بکار خوردن
bested (فعل)
کمک کردن ، بدرد خوردن ، جای کسی را گرفتن
subserve (فعل)
بدرد خوردن ، زیر زاوری کردن ، مخدوم بودن ، عبید بودن

معنی کلمه بدرد خوردن به عربی

بدرد خوردن
جواب , ضربة , فائدة

بدرد خوردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بدرد خوردن   • مفهوم بدرد خوردن   • تعریف بدرد خوردن   • معرفی بدرد خوردن   • بدرد خوردن چیست   • بدرد خوردن یعنی چی   • بدرد خوردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بدرد خوردن

کلمه : بدرد خوردن
اشتباه تایپی : fnvn o,vnk
عکس بدرد خوردن : در گوگل

آیا معنی بدرد خوردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )