برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1634 100 1
شبکه مترجمین ایران

بحث کردن


مترادف بحث کردن: جدل کردن، گفت وگو کردن، مباحثه کردن، محاوره کردن، مذاکره کردن، مناظره کردن، حفر کردن، کندن

برابر پارسی: گفتگو کردن

معنی بحث کردن در لغت نامه دهخدا

بحث کردن. [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کاویدن. واکاویدن. || گفتگو کردن. مباحثه کردن. حجت آوردن. (ناظم الاطباء). || مباحثه. مطارحه. حجت آوردن :
گفت تو بحث شگرفی می کنی
معنیی را بند حرفی می کنی.
مولوی.
با طایفه ٔ دانشمندان در جامع دمشق بحثی همی کردم. (گلستان سعدی ).
خجل بازگردیدن آغاز کرد
که شرم آمدش بحث آن راز کرد.
سعدی (بوستان ).
نه در هر سخن بحث کردن رواست
خطا بر بزرگان گرفتن خطاست.
سعدی.
مستند اهل مدرسه زان بحث می کنند
ورنه چرا کند بکسی هوشیار بحث.
محمدقلی سلیم.
مستان کنند در سر مستی بهم نزاع
من میکنم همیشه به وقت خمار بحث.
محمدقلی سلیم.
|| نزاع کردن. || شرط کردن. گرو بستن. (ناظم الاطباء). و رجوع به بحث شود.

معنی بحث کردن به فارسی

بحث کردن
( مصدر ) ۱ - کنجکاوی کردن در امری . ۲ - گفتگو کردن دربار. مطلبی .
مجادله سخت در گفتار را به درازا کشاندن .

معنی بحث کردن به انگلیسی

treat (فعل)
رفتار کردن ، مربوط بودن به ، مهمان کردن ، سالم کردن ، درمان کردن ، تلقی کردن ، مورد عمل قرار دادن ، بحث کردن ، درمان شدن
tussle (فعل)
تقلا کردن ، نزاع کردن ، بحث کردن

معنی کلمه بحث کردن به عربی

بحث کردن
جادل , منحرف , ناقش
عادم

بحث کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
بحث کردن: جستجو کردن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۲۷).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بحث کردن   • مفهوم بحث کردن   • تعریف بحث کردن   • معرفی بحث کردن   • بحث کردن چیست   • بحث کردن یعنی چی   • بحث کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بحث کردن

کلمه : بحث کردن
اشتباه تایپی : fpe ;vnk
عکس بحث کردن : در گوگل

آیا معنی بحث کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )