برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

باز شدن


مترادف باز شدن: گشاده شدن، گشوده شدن، مفتوح شدن، وا شدن ، شکفته شدن، شکوفا شدن

متضاد باز شدن: بسته شدن، پژمرده شدن، خشکیدن

معنی باز شدن در لغت نامه دهخدا

باز شدن. [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ضد بسته شدن. گشایش یافتن. مفتوح شدن :
بروی خود در طماع باز نتوان کرد
چو باز شد، به درشتی فراز نتوان کرد.
سعدی (از ارمغان آصفی ).
- باز شدن آسمان ؛ گشاده شدن آن. بی ابر شدن. صافی شدن. اِصحاء. صَحو. (منتهی الارب ).
- بازشدن چشم ؛ واقف شدن. مطلع شدن. آگاه شدن. بازشدن دیده :
چو چشم و دل پادشه باز شد
جهان نیز بااو هم آواز شد.
فردوسی.
- || روشن شدن. نور یافتن :
بو دوای چشم باشد نورساز
شد ز بوئی دیده ٔ یعقوب باز.
مولوی.
- || دیده باز کردن. نگاه کردن. چشم انداختن. نگریستن :
کدام دیده به روی تو باز شد همه عمر
که آب دیده به رویش فرو نمی آید.
سعدی (بدایع).
دگر به روی کسم دیده باز می نشود
خلیل من همه بتهای آذری بشکست.
سعدی (طیبات ).
- باز شدن خورشید یا ماه پس از خسوف یا کسوف ؛ بیرون آمدن از گرفتگی. انجلاء شمس. انجلاء قمر. انکشاف.
- باز شدن در ؛ انسفاق :
جز بدین حال کی شود بر مرد
بدو عالم در سعادت باز.
ناصرخسرو.
- باز شدن دل ؛ خوشحال شدن.خوشدل شدن. آرامش یافتن. مسرور شدن. رفع غم و کدورت شدن. فرح و انبساط دست دادن.
- باز شدن راه ؛ رفع مانع شدن از طی طریق ، (تمام شدن برف ، مصون ماندن از دزد و قطاع الطریق و دشمن ).
- باز شدن غنچه و گل و امثال آن ؛ شکفتن. شکوفان شدن. بشکفتن :
گل شکفته شنیدی که باز شد به شجر.
عنصری.
چو نرگس شود باز چون چشم باز
شود پای بط بر چنار آشکار.
ناصرخسرو.
- باز شدن گوشه ٔ چشم به چیزی ؛ التفات کردن به وی. (آنندراج ) (مجموعه ٔ مترادفات ).
گوشه ٔ چشم رضائی به منت باز نشد
هم چنین عزت صاحبنظران میداری.
حافظ (از آنندراج ).
- باز شدن هوا ؛روشن شدن. آفتابی شدن هوا پس از ابر و بارندگی و مه. بی ابر شدن آسمان.
- باز شدن یخ (و هر چیز که منجمد شده باشد) ؛ آب شدن. از حالت جمادبه میعان درآمدن. ذوبان.

معنی باز شدن به فارسی

باز شدن
( مصدر ) گشاده شدن ( درو مانند آن ) گشود شدن مفتوح گردیدن .
انفهاق . بسیار باز شدن
دوباره باز شدن
روا شدن حاجت

معنی باز شدن در فرهنگ معین

باز شدن
(شُ دَ) (مص ل .) ۱ - گشاده شدن . ۲ - رفتن .

باز شدن در جدول کلمات

استنشاق بخار آب گرم یا داروی جوشانده به منظور رفع سرماخوردگی و باز شدن مجاری تنفسی
بخور دادن

معنی باز شدن به انگلیسی

open (فعل)
گشودن ، روشن شدن ، شکفتن ، باز کردن ، گشادن ، افتتاح کردن ، اشکار ساختن ، باز شدن ، اشکار کردن، بسط دادن
unroll (فعل)
باز کردن ، باز شدن
unlatch (فعل)
باز شدن ، چفت را باز کردن ، قفل را باز کردن
uncouple (فعل)
رها کردن ، جدا کردن ، باز شدن ، از قلاده باز کردن ، از حالت زوجی خارج کردن

معنی کلمه باز شدن به عربی

باز شدن
افتح , مفتوح

باز شدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
باسلام
واژه ی "وا شدن" محاوره محسوب می شود یا رسمی؟
علی باقری
باز شدن: برگشتن.
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۲۷۱).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دعا برای باز شدن بخت پسر   • بخت گشایی میرزا محمد   • دعای بخت گشایی سریع دختر   • دعای مقنعه چیست   • دعای مقنعه برای گشایش بخت   • طريقه نوشتن دعاي مقنعه را بگوييد   • بخت گشایی تضمینی   • دعای چهل کلید برای ازدواج   • معنی باز شدن   • مفهوم باز شدن   • تعریف باز شدن   • معرفی باز شدن   • باز شدن چیست   • باز شدن یعنی چی   • باز شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باز شدن

کلمه : باز شدن
اشتباه تایپی : fhc ank
عکس باز شدن : در گوگل

آیا معنی باز شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )