لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف ها
تشخیص، شناخت، شناسایی، به رسمیت شناختن، بازشناسی، بازشناخت
پیشنهاد کاربران
بازشناسی در بحث حافظه با یاداوری متفاوت است چون بازشناسی تابع استفاده از نشانه های معنایی است
بازشناسی را با دلالت هایی نظیر "آشتی" میان دو امر متضاد ( همزمان هر دو ) ، اتحاد میان موجودات متضاد در یک واحد برتر ( ترکیب یا آرایش ) ، ایجاد یک مرحله مطلوب تر از وضع موجود، متحد سازی از طریق تجزیه و
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
تحلیل بر اساس هم ریشگی و یک سرشتی، فرایندی از ساده به مرکب، از عناصر به کل، از علل به عواقب و چکیده، خلاصه یا خلاصه داستان می دانند
آشتی میان دو چیز سابقا متضاد
تمیز، تمییز