برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

بازرگان

/bAzargAn/

مترادف بازرگان: پیشه ور، تاجر، سوداگر، کاسب، محترف، معامله گر، ثروتمند، دارا

متضاد بازرگان: فقیر

معنی بازرگان در لغت نامه دهخدا

بازرگان. [ زَ ] (اِ مرکب ) سوداگر. تاجر. (دهار) (منتهی الارب ). مخفف بازارگان است و مرکب باشد از لفظ بازار که معروف است و از لفظ گان که برای لیاقت آید. پس معنی بازارگان کسی که لایق بازار باشد و آن سوداگر است و کسانی که به ضم زا خوانند خطاست. در بهار عجم نوشته که بازرگان جمع بازاره [ است ] که به های نسبت بمعنی کسی که در بازار نشیند، مخفف بازارگان و اطلاق آن بر شخص واحد از عالم مژگان و دندان که جمع مژه و دندان است و بمعنی مفرد مستعمل میشودو بمعنی سوداگر مجاز است. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).مخفف بازارگان است که سوداگر باشد. (برهان قاطع). مخفف بازارگان... و آن را سوداگر نیز گویند، یعنی نفعآور. (انجمن آرای ناصری ). در لهجه ٔ زباکی بازارگان «گریرسن 75». (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : و چون از سیل تباه شد،عیوبه ٔ بازرگان... چنین پلی برآورد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 261). بازرگانی را که وی را ابومطیع سکزی گفتندی یکشب شانزده هزار دینار بخشید. (تاریخ بیهقی ).
ای به نان کرده بدل عمر گرامی را
من ندیدم چو تو بی حاصل بازرگان.
ناصرخسرو.
مزدور چندانکه در خانه ٔ بازرگان بنشست. (کلیله و دمنه ). بازرگان پرسید که دانی زدن ؟ (کلیله و دمنه ). بازرگان در آن نشاط مشغول شد. (کلیله و دمنه ). گویند بازرگانی بود و جواهر بسیار داشت. (کلیله و دمنه ).
ز بازرگان عمان در نهانی
به ده من زر خریده زر کانی.
نظامی.
چو بازرگان صد خروار قندی
چه باشد گر به تنگی در نبندی.
نظامی.
چو دانستم که خواهد فیض دریا
که گردد کار بازرگان مهیا.
نظامی.
گفت بازرگانم آنجا آورید
خواجه ٔ زرگر در آن شهرم خرید.
مولوی.
به نیکی و بدی آوازه در بسیط جهان
سه کس برند: غریب و رسول و بازرگان.
سعدی.
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هول رسید. کسی گفت فلان بازرگان نوشدارو دارد، اگر بخواهی باشد که دریغ ندارد و چنین گویند که آن بازرگان به بخل معروف بود. (گلستان ). عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت. (گلستان ). عُسعُس ؛ بازرگان آزمند و ح ...

معنی بازرگان به فارسی

بازرگان
( صفت اسم ) بازارگان
دهی از ماکو
کالائی که توسط بازرگان خریداری شود
دهی از رودسر

معنی بازرگان در فرهنگ معین

بازرگان
(زَ) (اِمر.) بازارگان ، تاجر.

معنی بازرگان در فرهنگ فارسی عمید

بازرگان
آن که کالا را به صورت عمده خرید و فروش می کند، تاجر، سوداگر.

بازرگان در دانشنامه ویکی پدیا

بازرگان
بازرگان یا تاجر به فردی اطلاق می گردد، که شغل خود را معاملات تجاری قرار می دهد و به دلیل آنکه معاملات تجارتی، خرید و فروش به قصد انتفاع است، بنابراین کلیه اشخاصی که مبادرت به خرید و فروش یا اجاره اموال منقول می نمایند، تاجر شناخته می شوند. از آنجا که طبق ماده ۵۸۸ قانون تجارت اشخاص حقوقی نیز می توانند دارای حقوق و مسئولیت هایی که قانون برای افراد وضع کرده باشند، بنابراین شرکت های تجارتی هم تاجر تلقی می شوند.
با این ترتیب ظاهراً کسبه نیز در ردیف تجار قرار داده شده اند و این معنی از شق ۱ ماده ۲ قانون بر می آید بنابراین کسبه جزء نیز از مزایای قوانین تجارتی بی بهره نیستند. منتهی در تشریفاتی که به جهت انتظام امور تجارت وضع شده کسبه جزء مستثنی گردیده است. مثلاً این دسته از داشتن دفاتر تجارتی و ثبت تجارتخانه معاف اند و در موقعی که از اداء دیون خود عاجز باشند، تابع مقررات ورشکستگی نیستند.
تشخیص اینکه چه کسی کاسب جزء می باشد چون در هر زمان فرق می کرده و تعریف جامع و مانع آن در قانون اشکال فراوان داشته، به نظر وزارت دادگستری موکول شده که طی آئین نامه معلوم شود.
با تمام این احوال قانون، معاملات تجارتی را معلوم نموده و آن را به ده قسمت تقسیم کرده، بنابراین کسی که شغل خود را یکی از اقسام ده گانه قرار دهد از نظر قانون تاجر شناخته می شود.
بازرگان به معنای شخص تجارت پیشه است. همچنین ممکن است در یکی از این موارد به کار رود:
مهدی بازرگان سیاست مدار
عبدالعلی بازرگان سیاست مدار
فرشته بازرگان سیاست مدار
بازرگان، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان منگور غربی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۲۱ نفر (۲۹ خانوار) بوده است.
بازرگان (ش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بازرگان در جدول کلمات

بازرگان
ارتاق, تاجر, سوداگر
نام اولین فروشگاه بزرگ زنجیره ای که توسط بازرگان فرانسوی به نام «آریستید بوسکو» در سال 1852 تاسیس شد
مارشه

معنی بازرگان به انگلیسی

monger (اسم)
دلال ، تاجر ، بازرگان ، فروشنده
businessman (اسم)
تاجر ، بازرگان
merchant (اسم)
خواجه ، تاجر ، بازرگان ، مرد تاجر ، سودا گر
trader (اسم)
بازرگان ، سودا گر

معنی کلمه بازرگان به عربی

بازرگان
تاجر , رجل الاعمال
افلاس

بازرگان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید
تجار
محمد خضری
ارتاق
بهار
تجار

اااا
تاجر
حمیدرضا دادگر_فریمان
پیشه ور، تاجر، سوداگر، کاسب، محترف، معامله گر، ثروتمند، دارا
حنانه
تاجر
کسی که تجارت کند
محمد
بازرگان معنی تاجر را دارد
هم خانواده بازرگان:تجارت ، تاجر ،
مهیار _ب
تاجر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهر بازرگان   • فرشته بازرگان   • عبدالعلی بازرگان   • فرزندان مهندس بازرگان   • بازرگان مرز   • مهندس بهمن بازرگان   • معنی بازرگان   • زهرا بازرگان   • مفهوم بازرگان   • تعریف بازرگان   • معرفی بازرگان   • بازرگان چیست   • بازرگان یعنی چی   • بازرگان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بازرگان

کلمه : بازرگان
اشتباه تایپی : fhcv'hk
آوا : bAzargAn
نقش : اسم
عکس بازرگان : در گوگل

آیا معنی بازرگان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )