برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1633 100 1
شبکه مترجمین ایران

بار آمدن

معنی بار آمدن در لغت نامه دهخدا

بار آمدن. [ م َ دَ ] (مص مرکب ) تربیت شدن. پرورده شدن. پرورش یافتن. بزرگ شدن :این طفل بد بار آمده است. مگر پشت تاپو بار آمدی ؟

معنی بار آمدن به فارسی

مطلق و بی ادب بزرگ شدن

معنی بار آمدن در فرهنگ معین

بار آمدن
(مَ دَ) (مص ل .) تربیت شدن (چه خوب چه بد).

بار آمدن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اناهیتا
یعنی ب ثمر رسیدن.
علی رضا بخشی
محصول دادن
رها
من نفهمیدم کجا یعنی به ثمر رساندن
آندیا
به ثمر رسیدن
عایشه
به ثمر رساندن
علی باقری
بار آمدن: ثمر دادن
(مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷.ص ۱۹).

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بار آمدن   • مفهوم بار آمدن   • تعریف بار آمدن   • معرفی بار آمدن   • بار آمدن چیست   • بار آمدن یعنی چی   • بار آمدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بار آمدن

کلمه : بار آمدن
اشتباه تایپی : fhv Hlnk
عکس بار آمدن : در گوگل

آیا معنی بار آمدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )