برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1532 100 1
شبکه مترجمین ایران

بارفروش

/bArfuruS/

معنی بارفروش در لغت نامه دهخدا

بارفروش. [ ف ُ ] (نف مرکب ) آنکه در میدانی واسطه ٔ فروش میوه و خواربار و دیگر محصولات آورده ٔ زارع یا چاروادار و یا ساربان است. آنکه بار دیگران را فروشد و خود نخرد و واسطه ٔ فروشنده و خریدار باشد.

بارفروش. [ ف ُ ] (اِخ ) بارفروش ده. بابل. مامطیر. در قدیم دهی بوده و بارهائی که با کشتی از حاجی ترخان به بندر مشهدسر می آوردند به آن دیه حمل نموده و میفروخته اند لهذا این قریه موسوم به بارفروش ده شده. بتدریج جماعتی از تجار در آن ساکن شدند و آباد شد و در این وقت آبادی زیاد دارد و در تاریخ مازندران مسطور است که در زمان خلفای ثلاثه حضرت امام حسن بن علی (ع ) به تسخیر مازندران تشریف آورده در یکی از اماکن متنزهه ٔ آن که آبگیرها و شکوفه ها و گلها و مرغ ها و بقعه ٔ مرتفع داشت فرمود بقعة طیبه ماء و طیر و در آن وقت آبادانی آن مختصر بود و در عهد محمدبن خالد بازار و عمارت یافت. در سال صد و شصت مازیاربن قارن مسجد جامع بنیاد کرد و همانا که بارفروش اکنون آن محل است که شهری آباد شده و چون اطرافش جنگل است باره و برج برنمیتابد و مشتمل است بر مساجد وعمارات و مدارس و دکاکین و سراها و بیوتات. جمعیت آن زیاد و از ساری بدریا نزدیکتر است... در خارج شهر میدانی است اخضر موسوم به سبزه میدان و مردابی وسیع در آنجا واقع و در وسط مرداب زمینی مشتمل بر عمارات عالیه ٔ رفیع و بدیع معروف به بحر ارم ، اصل بنای آن ازسلاطین صفویه و آبادیش از پادشاهان قاجاریه است. (مرآت البلدان ج 2 صص 42-43). شهری از مازندران در کنار دریای اکفوده. (ناظم الاطباء). ناحیه ای است در مازندران ، حد شمالی بحر خزر، غربی آمل ، جنوبی کوههای سوادکوه و شرقی ساری. رود بابل از مغرب آن میگذرد، مرکز شهر بارفروش (بابل ) در 42 درجه و 52 دقیقه ٔ طول شرقی و 32 درجه و 36 دقیقه ٔ عرض شمالی ، در اراضی پستی در مشرق رود بابل بنا شده ، فاصله ٔ آن از دریا 250 هزار گز و از مهمترین شهرهای مازندران است. جمعیت آن در فصل زمستان در حدود 70000 تن ، در تابستان به علت گرماو موقعیت باتلاقی آن کم میشود. شهر نسبةً وسیع است وقدیمترین بنای آن امامزاده قاسم متعلق به هزار سال قبل است و اهالی آن را کلاغ مسجد مینامند. رجوع به مرآت البلدان ج 1 ص 155 و سفرنامه ٔ مازندران و استرابادرابینو و بابُل و بارفروش ده و بابل و مام ...

معنی بارفروش به فارسی

[ گویش مازنی ] /baar froosh de/ بار فروش
ابن صفر . بارفروشی معروف به شیخ کبیر اوراست حاشیه هائی چند بر کتب درسی و حدیقه الشیعه و جز آن

معنی بارفروش در فرهنگ معین

بارفروش
(فُ) (ص فا.) آن که تره بار را کلی فروشد.

معنی بارفروش در فرهنگ فارسی عمید

بارفروش
کسی که انواع تره بار را به صورت عمده و زیاد خرید و فروش می کند.

بارفروش در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:بابل، شهر

بارفروش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
میوه فروش کالا فروش خشکه بار فروش هم جز بار فروش شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهرستان بابل   • نام حضرت حوا   • نقشه شهر بابل   • جمعیت بابل در سال 94   • تمدن بابل   • جمعیت شهرستان ساری   • مرکز پنسیلوانیا   • بابل عراق   • معنی بارفروش   • مفهوم بارفروش   • تعریف بارفروش   • معرفی بارفروش   • بارفروش چیست   • بارفروش یعنی چی   • بارفروش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بارفروش

کلمه : بارفروش
اشتباه تایپی : fhvtv,a
آوا : bArfuruS
نقش : اسم
عکس بارفروش : در گوگل

آیا معنی بارفروش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )