برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1659 100 1
شبکه مترجمین ایران

باردار گردیدن

معنی باردار گردیدن در لغت نامه دهخدا

باردار گردیدن. [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) حامله شدن. رجوع به باردار شدن شود: عِلْق ، عَلاقة، عَلَق ، عُلوق ، تَلَقّی ، عُقوق ، عَقَق ؛ باردار گردیدن زن. (منتهی الارب ). رجوع به باردار گشتن و باردار شدن شود: فرعون بر تخت و در خواب بود، هر دو خلوت کردند زن باردار گردید. (قصص الانبیاء ص 90).

معنی باردار گردیدن به فارسی

باردار گردیدن
( مصدر ) باردار شدن

باردار گردیدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی باردار گردیدن   • مفهوم باردار گردیدن   • تعریف باردار گردیدن   • معرفی باردار گردیدن   • باردار گردیدن چیست   • باردار گردیدن یعنی چی   • باردار گردیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باردار گردیدن

کلمه : باردار گردیدن
اشتباه تایپی : fhvnhv 'vndnk
عکس باردار گردیدن : در گوگل

آیا معنی باردار گردیدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )