برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1668 100 1
شبکه مترجمین ایران

باردار شدن


مترادف باردار شدن: حامله شدن، آبستن شدن

معنی باردار شدن در لغت نامه دهخدا

باردار شدن. [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) حامله شدن. بچه در شکم داشتن. دارای جنین شدن. آبستن شدن. بار گرفتن. حمل گرفتن. باردار گشتن. و رجوع به باردار گشتن شود : و چنین گویند که چون آمنه باردار شد آوازی شنید. (قصص الانبیاء ص 214).
اکنون که باد و باغ زناشوهری کنند
از نطفه های باد شود باغ باردار .
خاقانی.
زنی داشتم قانع و سازگار
قضا را شد آن زن ز من باردار.
نظامی.
شد از ابر نیسان صدف باردار
پدیدار شد لؤلؤ شاهوار.
نظامی.

معنی باردار شدن به فارسی

باردار شدن
( مصدر ) ۱ - میوه دار شدن مثمر گردیدن ( درخت ). ۲ - آبستن گردیدن حامله شدن.
[فیزیک] ← باردار کردن

معنی باردار شدن به انگلیسی

fur (فعل)
خزدار کردن ، خز دوختن ، باردار شدن

معنی کلمه باردار شدن به عربی

باردار شدن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آموزش باردار شدن تصویری   • حامله شدن از پشت   • روش بارداری دوقلو   • بهترين روش نزديكي براي پسردار شدن   • روش باردار شدن زن توسط مرد   • مدل نزديكي در بارداري   • آموزش بچه دار شدن تصویری   • حامله شدن دختر باکره   • معنی باردار شدن   • مفهوم باردار شدن   • تعریف باردار شدن   • معرفی باردار شدن   • باردار شدن چیست   • باردار شدن یعنی چی   • باردار شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باردار شدن

کلمه : باردار شدن
اشتباه تایپی : fhvnhv ank
عکس باردار شدن : در گوگل

آیا معنی باردار شدن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )