برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

بادوام

/bAdavAm/

مترادف بادوام: پایدار، پاینده، دیرپا، مستدام ، محکم

متضاد بادوام: بی دوام

برابر پارسی: دیرنده

معنی بادوام در لغت نامه دهخدا

بادوام. [ دَ ] (ص مرکب ) پایدارو استوار و ثابت. (ناظم الاطباء). رجوع به با شود.

معنی بادوام به فارسی

بادوام
( صفت ) ۱ - آنچه که دوام یابد آنچه پاینده باشد . ۲ - با استحکام محکم استوار محکم استوار مقابل بی دوام : این کفش بادوام است .

معنی بادوام در فرهنگ معین

بادوام
(دَ) [ فا - ع . ] (ص مر.) محکم ، استوار.

معنی بادوام در فرهنگ فارسی عمید

بادوام
۱. پایدار، استوار، محکم.
۲. ویژگی آنچه زود فرسوده و نابود نشود.

معنی بادوام به انگلیسی

lasting (صفت)
پایا ، بادوام ، ثابت ، دیرپای ، خالد ، ماندنی ، پاینده
tough (صفت)
سفت ، سخت ، محکم ، شق ، دشوار ، بادوام ، خشن ، زمخت ، شدید ، سر سخت ، با اسطقس ، پی مانند
evergreen (صفت)
بادوام ، همیشه سبز ، بی خزان
hardy (صفت)
جسور ، دلیر ، متهور ، بادوام ، سر سخت ، شکیبا ، بردبار ، پرطاقت ، دلیر نما
bearable (صفت)
تحمل پذیر ، بادوام
perdurable (صفت)
پایدار ، بادوام ، ماندگار ، همیشگی ، ابدی
pukka (صفت)
خوب ، محکم ، بادوام ، تمام عیار
pucka (صفت)
خوب ، محکم ، بادوام ، تمام عیار

معنی کلمه بادوام به عربی

بادوام
جري , ديمومة , شجرة دائمة الخضرة , قابل للتحمل , قاسي

بادوام را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی بادوام   • مفهوم بادوام   • تعریف بادوام   • معرفی بادوام   • بادوام چیست   • بادوام یعنی چی   • بادوام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بادوام

کلمه : بادوام
اشتباه تایپی : fhn,hl
آوا : bAdavAm
نقش : صفت
عکس بادوام : در گوگل

آیا معنی بادوام مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )