برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

باب کردن


مترادف باب کردن: متداول کردن، رایج کردن، رواج دادن

متضاد باب کردن: منسوخ کردن

معنی باب کردن در لغت نامه دهخدا

باب کردن. [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مرسوم کردن. مد کردن. روائی دادن.رایج کردن. متداول کردن. تبویب. رجوع به باب شود.

معنی باب کردن به فارسی

باب کردن
مرسوم کردن

معنی باب کردن به انگلیسی

introduce (فعل)
اشنا کردن ، نشان دادن ، معرفی کردن ، مرسوم کردن ، باب کردن

معنی کلمه باب کردن به عربی

باب کردن
قدم

باب کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• غارت وچپاول   • نوعی رقص ایرانی   • معنی باب کردن   • مفهوم باب کردن   • تعریف باب کردن   • معرفی باب کردن   • باب کردن چیست   • باب کردن یعنی چی   • باب کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باب کردن

کلمه : باب کردن
اشتباه تایپی : fhf ;vnk
عکس باب کردن : در گوگل

آیا معنی باب کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )