ایقاق

لغت نامه دهخدا

ایقاق. ( مغولی ، اِ ) هرزه گوی. ( آنندراج ). ایغاغ. نمام. سخن چین. ساعی. ( فرهنگ فارسی معین ) : و فرمود که با آن جماعت بگوئید که از روی استحقاق و یاسای چنگیزخان که ایقاق کذاب را بکشند تا دیگر کسان اعتبار گیرند. ( جهانگشای جوینی ). || به آواز درآوردن سگ. ( آنندراج بنقل فرهنگ وصاف ).

فرهنگ فارسی

(صفت ) نمام سصخن چین ساعی .

پیشنهاد کاربران

واژه فارسی تاجیکی، سمرقندی: ایقاق، ایغاق - Aygoq ، اگرچه در کتب سمرقندی اشتباه مینویسند و شکل درست آن اَیغاغ و با الف مفتوح است، به معنی بی حیا، بی شرم، بی فکر، که شوره پشت هم گفته میشود. ( وی آدم ایغاق بوده است، ما نفهمیدیم، به تو گفتم ایغاقی نکن.
...
[مشاهده متن کامل]

حافظ اینگونه گفته:
گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن
دهان گشاده شقایق چو مردم اَیغاغ ( بیشرم )