برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

ایجاب

/'ijAb/

برابر پارسی: پذیرفتن

معنی ایجاب در لغت نامه دهخدا

ایجاب. (ع مص ) فرض کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || لازم گردانیدن. (آنندراج ) (از اقرب الموارد). یقال اوجب لک البیع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). لازم کردن. (غیاث اللغات ). || طپانیدن دل کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یقال : اوجب اﷲ قلبه. (منتهی الارب ). || کاری کردن که بسبب آن بهشت یا دوزخ واجب گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || یک بار خوردن در شباروزی.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || واقع ساختن نسبت. (تعریفات ). || ثابت و مقرر نمودن. (غیاث اللغات ). || ضد سلب.مقابل سلب. تقابل. قبول کردن. پذیرفتن :
صوفی و عشق در حدیث هنوز
سلب و ایجاب و لایجوز و یجوز.
سنائی.
خالق از وی بدو جهان خوشنود
دعوت خلق را در او ایجاب.
سوزنی.
ملک صفات وزیرا ملک نشان صدرا
به تست قلب من ابریزو سلب من ایجاب.
خاقانی.
ملتمسات ومطالبات که از آن طرف رفتی دقایق ایجاب و انجاز محفوظ داشتی. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ شعار ص 35). سلطان ملتمس او بایجاب مقرون داشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). متوقعات ایشان از حضرت بایجاب مقرون گشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- حروف ایجاب ؛ حروفی هستند که در جواب آیند. چون : نعم. بلی. هان. آری و...
|| در علم حقوق اعلام تعهد و یا اعلام تملیک (در عقد تملیکی ) را ایجاب گویند و اعلام پذیرفتن را قبول. این تعریف فقط در عقود معاملاتی است مثلا درنکاح ایجاب نه صرفاً اعلام تعهد است نه صرفاً اعلام تملیک. اظهار تعهد را ایجاب و پذیرفتن آنرا قبول نامند. مجموع دو رضای متوافق علت وجودی عقد است. جزء اخیر این علت را «قبول » و جزء دیگرش را «ایجاب » میگویند. (از فرهنگ حقوقی لنگرودی ). الفاظ و اشاراتی که بوسیله ٔ آن انشاء معامله میشود، گویند. چنانکه در قانون مدنی این دو کلمه معنی استعمال شده است و بموجب آن پس از توافق بایع و مشتری در بیع و قیمت آن عقد بایجاب و قبول واقع میشود. رجوع به حقوق مدنی منصورالسلطنه ٔ عدل ص 116 و قانون مدنی شود. || مستمری.وظیفت : سپاهیان راایجاب و انعام زیادت کنم و پیران را حرمت دارم. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 76). منذر... ملک عرب به وی ارزانی داشت و زی ...

معنی ایجاب به فارسی

ایجاب
واجب کردن، لازم گردانیدن، لازم کردن بیع، پذیرفتن، مقابل نفی یاسلب
۱ - (مصدر) واجب کردن لازم کردن مقابل نفی سلب . ۲ - پذیرفتن . ۳ - اعلام تعهد یا اعلام تملیک ( عقد تملیکی ) مقابل قبول ۴ - حکم بثبوت ربط قضیه مقابل سلب .
در دستور زبان عربی کلماتی مانند بلی و نعم را گویند

معنی ایجاب در فرهنگ معین

ایجاب
[ ع . ] (مص م .) ۱ - واجب کردن ، لازم گردانیدن . ۲ - پذیرفتن . ۳ - طرف عقد واقع شدن .

معنی ایجاب در فرهنگ فارسی عمید

ایجاب
۱. اقتضا کردن.
۲. (حقوق) لازم کردن بیع.
۳. پذیرفتن.
۴. [مقابلِ سلب] (منطق) حکم به ثبوت محمول برای موضوع.

ایجاب در دانشنامه اسلامی

ایجاب
ایجاب مقابل قبول است.
ایجاب مقابل قبول است و به تعبیر دیگر ایجاب در بیع یا عقد دیگر چیزی است که قبل از قبول ذکر می شود مانند: «بعت».
و در کتاب المهذب و المغنی آورد: ایجاب آن است که مالک بگوید: «بعتک أو ملکتک» و نظیر این دو لفظ.
و به بیانی دقیق تر ایجاب انشای مقصد اصلی عقد می باشد مثلا در بیع انشای تملیک عین بعوض در اجاره تملیک منفعت بعوض، در نکاح انشای تزویج ... و هکذا و قبول انشای رضا به ایجاب است.

ایجاب مقابل قبول است.
ایجاب مقابل قبول است و به تعبیر دیگر ایجاب در بیع یا عقد دیگر چیزی است که قبل از قبول ذکر می شود مانند: «بعت».
تعریفات جرجانی، ص۳۵.
 ۱. ↑ تعریفات جرجانی، ص۳۵.۲. ↑ المهذب (ابو اسحاق شیرازی)، ج۱، ص۲۵۷.۳. ↑ المغنی (ابن قدامه)، ج۳، ص۵۶۰.

منبع
جابری عرب لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۵۹-۶۰. رده های این صفحه : عقود | فقه | معاملات































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
ایجاب احدی المقدمتین یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای موجبه بودن یکی از دو مقدمه قیاس است.
یکی از شرایط عمومی اشکال اربعه، سالبه نبودن هر دو مقدمه است، زیرا از ملاحظه شرایط اختصاصی هر شکل چنین استفاده می شود که در هر شکلی حتماً یکی از دو مقدمه باید موجبه باشد، چون در شکل اول، موجبه بودن صغرا شرط است، در شکل دوم هم باید یکی از دو مقدمه موجبه باشد و دیگری سالبه و در شکل سوم هم که موجبه بودن صغرا شرط است. در شکل چهارم نیز م ...


ایجاب در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنای واجب کردن و لازم کردن و پذیرفتن؛ دربرابر سلب) در دو معنی به کار می رود: ۱. معنی عام: ایجاد نسبت وجودی بین دو چیز است. این معنی در قضیه های حملیه و شرطیه صادق است؛ ۲. معنی خاص: حکم کردن به وجود محمول برای موضوع در قضیه های حملیه است، چنان که در قضیۀ «انسان متفکر است» تفکر برای انسان اثبات می گردد، یا حکم به وجود تفکر برای انسان می شود.

معنی ایجاب به انگلیسی

exigency (اسم)
اضطرار ، ضرورت ، ایجاب
requirement (اسم)
الزام ، تقاضا ، نیاز ، ایجاب ، نیازمندی ، احتیاج ، التزام ، مقرره ، دربایست
need (اسم)
نیاز ، ایجاب ، لزوم ، نیازمندی ، نیستی ، احتیاج ، بایستگی ، حاجت

معنی کلمه ایجاب به عربی

ایجاب
ضرورة , متطلب
استوجب

ایجاب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجید ابراهیمی پور
پیشنهاد داد و ستد (در برابر �قبول�، به معنی پذیرش پیشنهاد داد و ستد)
علی صداقت آرزو
واجب کردن،واجب دانستن
ابراهیم
طلبیدن، طلب عقد کردن.
علی حیدر
در روابط قراردادی قصد انشای اعلام‌شده طرف مبتکر راه ،خواه متضمن مفهوم پیشنهادی انشاء خواه متضمن قبول باشد را ایجاب می گویند. اولین قصد انشا وسیله اعلام = ایجاب
فرتاش
نفی کردن= نایستن
ایجاب کردن و تایید کردن= هایستن
نفی= نایش
ایجاب و تایید=هایش
مثبت= های، برای نمونه: مثبت 2 برابر است با های 2
منفی= نای
از این کارواژه ها می توان واژگان هایمند و هایسته و... را ساخت. برای نمونه: مثبت بودن این قطب آهنربا= هایستگی این قطب آهنربا.
هیوا آردین

• ایجاب (فقه)، از اصطلاحات فقهی، به معنای ذکر ‌چیزی قبل از قبول مانند بعت
• ایجاب (حقوق خصوصی)، از اصطلاحات حقوقی، به معنای اعلام اراده‌ یک شخص به شخص دیگر برای انعقاد قرارداد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ایجاب یعنی چه   • معنی سلبی   • ایجاب در حقوق   • ایجاب و قبول در نکاح   • ایجاب و قبول در قانون مدنی   • ایجاب چیست   • تعریف ایجاب و قبول   • معنی ایجاب   • مفهوم ایجاب   • معرفی ایجاب   • ایجاب یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی ایجاب

کلمه : ایجاب
اشتباه تایپی : hd[hf
آوا : 'ijAb
نقش : اسم
عکس ایجاب : در گوگل

آیا معنی ایجاب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )