برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1648 100 1
شبکه مترجمین ایران

اوماج

معنی اوماج در لغت نامه دهخدا

اوماج. (ترکی ، اِ) اماج. (شرفنامه ٔ منیری ). خمیرهای خرد به اندازه ٔ ماشی یا عدسی که از آن آش اماج کنند. (یادداشت مؤلف ). آرد هاله. (صراح ). سخینه. (صراح ). نوعی از آش آرد باشد و باسقاط ثانی (اماج ) هم آمده است. (ناظم الاطباء)(برهان ). و آنرا در بعضی بلاد سلطان سنجری گویند غالباً مخترعه ٔ سلطان سنجر است. (آنندراج ) :
گاه در کاچی شدم گه در اوماج
ساعتی در کاک روزی در کماج.
بسحاق اطعمه.
|| آماج. (آنندراج ).

معنی اوماج به فارسی

اوماج
( اسم ) قسمی آش که با آرد گندم سازند .

معنی اوماج در فرهنگ فارسی عمید

اوماج
= اماج

اوماج را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
اوماج یک واژه ترکی است که از مصدر اوماق چیزی شبیه مالیدن وسط دو کف دست .به این شکل که آرد را کمی خیس کرده و بین دو کف دست آنقدر به هم بمالی تا به شکل قطعاتی ریز به اندازه ی ماش یا عدس در بیاید .که از آن نوعی آش درست می کنند به نام" اوماج آشی "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرز تهیه حلوای اوماج   • سبزی آش اوماج   • آش اوماج تبریز   • طرز تهیه ی اوماج   • اوماج چیست   • طرز تهیه اماج اصفهان   • آش اوماج ارومیه   • طرز تهیه حلوای اوماج تبریزی   • معنی اوماج   • مفهوم اوماج   • تعریف اوماج   • معرفی اوماج   • اوماج یعنی چی   • اوماج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اوماج

کلمه : اوماج
اشتباه تایپی : h,lh[
عکس اوماج : در گوگل

آیا معنی اوماج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )