اوشن

فرهنگ اسم ها

اسم: آوشن (دختر) (فارسی)
معنی: آویشن، گیاهی علفی و معطر از خانواده نعناع با شاخه های فراوان و گلهای سفید یا صورتی
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم فارسی

لغت نامه دهخدا

( آوشن ) آوشن. [ ش َ ] ( اِ ) آویشن. اَوشن. یَوشن. سَعتر.و اینکه بعض فرهنگ نویسان کاکوتی را مرادف دیگر این کلمه آورده اند غلط است ، چه کاکوتی گیاه دیگری است.
اوشن. [ اَ ش َ ] ( ع اِ ) آنکه با دیگری بیامیزد و بنشیند با وی و بخورد طعام وی را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). آنکه بنزد کس آید و بر سفره او نشیند و با وی طعام خورد. ( از اقرب الموارد ).

اوشن. [ اِ ش ِ ] ( اِ ) کاکوتی و آن گیاهی است که بعربی سعتر بری خوانند. ( هفت قلزم ). آویشن.

فرهنگ فارسی

( آوشن ) ( اسم ) نوعی گیاه از تیر. نعناعیان با گلهای سفید یا گلی برگهای کوچک متقابل بیضوی و نوک تیز بدرازی یک سانتیمتر صعتر سعتر پودین. صحرایی یا آویشن شیرازی یا آویشن کوهی مزرنگوش وحشی
آویشن، آویشه، اویشن، آوشین، اوشین، اوشن: سعتر، گیاهی صحرائی ومعطرشبیه نعناع که درطب بکارمی رود
کاکوتی و آن گیاهی است که بعربی سعتربری خوانند .

فرهنگ معین

( آوشن ) (شَ ) ( اِ. ) آویشن .

فرهنگ عمید

( آوشن ) = آویشن

گویش مازنی

/ooshen/ ارشمک

دانشنامه عمومی

آوشن. آوشن ( به ارمنی: Ավշեն ) یک روستا در ارمنستان است که در استان آراگاتسوتن واقع شده است. در کیلومتری شمال آشتاراک، مرکز استان آراگاتسوتن واقع شده است. [ ۲]
آوشن ۲۷۷ نفر جمعیت دارد و در ارتفاع متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.
عکس آوشنعکس آوشنعکس آوشن
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

اوشناوشناوشناوشن
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان