اوزیماندیاس ( Ozymandias ) ، یک سونت از شاعر رومانتیک انگلیسی، پرسی بیش شلی ( ۱۷۹۲ - ۱۸۲۲ ) است که اولین بار در شماره ۱۱ ژانویه ۱۸۱۸ مجله اکزاماینر لندن به چاپ رسید. سال بعد، این شعر در مجموعه شعرهای کوتاه «رزالیند و هلن» اثر پرسی شلی آمد. در سال ۱۸۱۹ در مجموعه دیگر اشعار و نیز پس از مرگش در ۱۸۲۶ دوباره چاپ شد. این شعر را یکی از برجسته ترین اشعار او می دانند.
در روزگار باستان، اوزیماندیاس نام دیگر فرعون شناخته شده مصر، رامسس دوم بود. پرسی شلی سرودن این شعر را در ۱۸۱۷ شروع کرد، کمی پس از آنکه موزه بریتانیا ادعای حق مالکیت بخش بزرگی از مجسمه رامسس دوم را کرد که متعلق به قرن سیزدهم پیش از میلاد بود و با وزن ۷. ۲۵ تن، در سال ۱۸۱۶ در معبد مردگان شهر تبس مصر به دست باستان شناس ایتالیایی، جیووانی باتیستا بلزونی ( ۱۷۷۸ - ۱۸۲۳ ) یافت شده بود. قرار بود این مجسمه را در سال ۱۸۱۸ به انگلیس بیاورند اما انتقال آن تا سال ۱۸۲۱ به طول انجامید. شلی این شعر را در رقابت با دوست شاعر خود، هوراس اسمیت ( ۱۷۷۹ - ۱۸۴۹ ) نوشت که سونتی در همین زمینه سروده بود. شعر اسمیت چند هفته بعد در همان مجله اگزاماینر به چاپ رسید. هر دو شعر به تاریخ و ستمگری زمان می پردازند؛ اینکه تمامی امپراتوری ها و مردان مشهور خواهند مرد و آنچه از خود بر جای گذاشته اند محو شده و به فراموشی سپرده می شود.
IN Egypt's sandy silence, all alone, Stands a gigantic Leg, which far off throws The only shadow that the Desert knows:— "I am great OZYMANDIAS, " saith the stone, "The King of Kings; this mighty City shows "The wonders of my hand. "— The City's gone, — Nought but the Leg remaining to disclose The site of this forgotten Babylon.
We wonder, —and some Hunter may express "Wonder like ours, when thro' the wilderness Where London stood, holding the Wolf in chace, He meets some fragment huge, and stops to guess What powerful but unrecorded race Once dwelt in that annihilated place.

در روزگار باستان، اوزیماندیاس نام دیگر فرعون شناخته شده مصر، رامسس دوم بود. پرسی شلی سرودن این شعر را در ۱۸۱۷ شروع کرد، کمی پس از آنکه موزه بریتانیا ادعای حق مالکیت بخش بزرگی از مجسمه رامسس دوم را کرد که متعلق به قرن سیزدهم پیش از میلاد بود و با وزن ۷. ۲۵ تن، در سال ۱۸۱۶ در معبد مردگان شهر تبس مصر به دست باستان شناس ایتالیایی، جیووانی باتیستا بلزونی ( ۱۷۷۸ - ۱۸۲۳ ) یافت شده بود. قرار بود این مجسمه را در سال ۱۸۱۸ به انگلیس بیاورند اما انتقال آن تا سال ۱۸۲۱ به طول انجامید. شلی این شعر را در رقابت با دوست شاعر خود، هوراس اسمیت ( ۱۷۷۹ - ۱۸۴۹ ) نوشت که سونتی در همین زمینه سروده بود. شعر اسمیت چند هفته بعد در همان مجله اگزاماینر به چاپ رسید. هر دو شعر به تاریخ و ستمگری زمان می پردازند؛ اینکه تمامی امپراتوری ها و مردان مشهور خواهند مرد و آنچه از خود بر جای گذاشته اند محو شده و به فراموشی سپرده می شود.
IN Egypt's sandy silence, all alone, Stands a gigantic Leg, which far off throws The only shadow that the Desert knows:— "I am great OZYMANDIAS, " saith the stone, "The King of Kings; this mighty City shows "The wonders of my hand. "— The City's gone, — Nought but the Leg remaining to disclose The site of this forgotten Babylon.
We wonder, —and some Hunter may express "Wonder like ours, when thro' the wilderness Where London stood, holding the Wolf in chace, He meets some fragment huge, and stops to guess What powerful but unrecorded race Once dwelt in that annihilated place.


wiki: اوزیماندیاس
اوزیماندیاس (بریکینگ بد). اوزیماندیاس ( به انگلیسی: Ozymandias ) چهاردهمین قسمت از فصل پنجم سریال درام - جنایی آمریکایی، بریکینگ بد، و به طور کلی شصتمین قسمت پخش شده از این مجموعه است. این قسمت در تاریخ پانزدهم سپتامبر سال ۲۰۱۳ در ایالات متحده و کانادا از شبکه کابلی ای ام سی به نمایش درآمد.
عمو جک و گروهش آسیبی ندیده اند در حالی که مامور گومز مرده است و هنک شریدر از ناحیه ران مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. والتر وایت به جک التماس می کند که هنک را نکشد و در ازای جان هنک به جک 80 میلیون دلار پول نقد پیشنهاد می دهد. با این وجود، جک هنک را میکشد و افرادش هر هفت بشکه پول را در می آورند و یکی را برای والتر وایت می گذارند. به پیشنهاد تاد، آنها جسی پینکمن را به عنوان گروگان می گیرند تا از او اطلاعاتی در مورد اینکه چقدر به پلیس مبارزه با مواد مخدر آمریکا ( DEA ) گفته است، بگیرند. جسی پس از ضرب و شتم و شکنجه برای کسب اطلاعات، توسط تاد مجبور می شود به او کمک کند تا متافتامین آبی رنگ را بپزد. ماری به اسکایلر می گوید که هنک والت را دستگیر کرده است و اسکایلر موافقت می کند که حقیقت را به والت جونیور بگوید. وقتی به خانه بازمی گردند، متوجه می شوند که والت در حال بستن چمدان هایش است و اصرار می کند که خانواده فوراً بروند. اسکایلر که متوجه مرگ هنک شریدر می شود با چاقو به والتر وایت حمله می کند. والت جونیور در دعوای بعدی از مادرش دفاع می کند و با پلیس تماس می گیرد که همزمان والتر وایت همراه با دخترش هالی از خانه فرار می کند. او پس از بر عهده گرفتن مسئولیت کامل تجارت مواد مخدر طی تماسی با اسکایلر که توسط پلیس شنود می شود، هالی را در ایستگاه آتش نشانی رها می کند و از طریق ارتباط با سائول گودمن هویت جدیدی به دست می آورد. [ ۳]
عنوان اپیزود به شعر "Ozymandias" نوشته پرسی بیش شلی اشاره دارد که میراث در حال فروپاشی یک پادشاه مغرور را بازگو می کند. [ ۴]
↑ جانسن گفته است که اشارات به مرگ مکس ممکن است از سوی ولی - بکت عمدی بوده باشد، اما نه او. [ ۲]
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلفعمو جک و گروهش آسیبی ندیده اند در حالی که مامور گومز مرده است و هنک شریدر از ناحیه ران مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. والتر وایت به جک التماس می کند که هنک را نکشد و در ازای جان هنک به جک 80 میلیون دلار پول نقد پیشنهاد می دهد. با این وجود، جک هنک را میکشد و افرادش هر هفت بشکه پول را در می آورند و یکی را برای والتر وایت می گذارند. به پیشنهاد تاد، آنها جسی پینکمن را به عنوان گروگان می گیرند تا از او اطلاعاتی در مورد اینکه چقدر به پلیس مبارزه با مواد مخدر آمریکا ( DEA ) گفته است، بگیرند. جسی پس از ضرب و شتم و شکنجه برای کسب اطلاعات، توسط تاد مجبور می شود به او کمک کند تا متافتامین آبی رنگ را بپزد. ماری به اسکایلر می گوید که هنک والت را دستگیر کرده است و اسکایلر موافقت می کند که حقیقت را به والت جونیور بگوید. وقتی به خانه بازمی گردند، متوجه می شوند که والت در حال بستن چمدان هایش است و اصرار می کند که خانواده فوراً بروند. اسکایلر که متوجه مرگ هنک شریدر می شود با چاقو به والتر وایت حمله می کند. والت جونیور در دعوای بعدی از مادرش دفاع می کند و با پلیس تماس می گیرد که همزمان والتر وایت همراه با دخترش هالی از خانه فرار می کند. او پس از بر عهده گرفتن مسئولیت کامل تجارت مواد مخدر طی تماسی با اسکایلر که توسط پلیس شنود می شود، هالی را در ایستگاه آتش نشانی رها می کند و از طریق ارتباط با سائول گودمن هویت جدیدی به دست می آورد. [ ۳]
عنوان اپیزود به شعر "Ozymandias" نوشته پرسی بیش شلی اشاره دارد که میراث در حال فروپاشی یک پادشاه مغرور را بازگو می کند. [ ۴]
↑ جانسن گفته است که اشارات به مرگ مکس ممکن است از سوی ولی - بکت عمدی بوده باشد، اما نه او. [ ۲]

wiki: اوزیماندیاس (بریکینگ بد)