برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

اورع

معنی اورع در لغت نامه دهخدا

اورع. [ اَ رَ ] (ع ن تف ) باورع تر. پارساتر.

معنی اورع به فارسی

اورع
باورع تر، پرهی کارتر، پارساتر
( صفت ) با ورع تر پرهیزگارتر پارساتر .
نعت تفضیلی است . باورع تر . پارساتر

معنی اورع در فرهنگ معین

اورع
( اَ رَ) [ ع . ] (ص تف .) پرهیزگارتر، پارساتر.

معنی اورع در فرهنگ فارسی عمید

اورع
باورع تر، پرهیزکارتر، پارساتر.

اورع در دانشنامه اسلامی

اورع
اورع: یعنی پرهیزکار تر.این واژه، در فقه و اصول فقه به کار رفته است ودر پاره اى موارد به جاى آن، واژۀ «اتقی» و«اعدل» نیز به کار رفته است ودر فقه، در باب هاى اجتهاد و تقلید، صلاة و قضا ودر اصول فقه،در موضوع تعادل وتراجیح،از آن سخن رفته است.
۱. اگر دو مرجع تقلید از نظر علمى وفقهى همسان باشند، لیکن یکى اتقی و اورع باشد، در وجوب تقلید از مرجع تقلید پرهیزکار تر، اختلاف است؛ هر چند در بهتر بودن آن اختلافى نیست.
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی،ج ۱، ص ۱۹.    
در صورت تعارض بین دو روایت، در این که ترجیح با روایتى است که راوى آن پرهیزکار تر است یا نه، میان صاحب نظران اصولى اختلاف است. بسیارى از آنان، مورد ترجیح را اختلاف دو قاضی در حکم به خاطر اختلاف روایت دانسته اند که حکم قاضی پرهیزکار تر پذیرفته است، نه اختلاف دو مجتهد.
خراسانی، محمدکاظم، کفایة الاصول، ص ۴۴۳.    
 ۱. ↑ طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی،ج ۱، ص ۱۹.    
...

اورع را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اورع   • مفهوم اورع   • تعریف اورع   • معرفی اورع   • اورع چیست   • اورع یعنی چی   • اورع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اورع

کلمه : اورع
اشتباه تایپی : h,vu
عکس اورع : در گوگل

آیا معنی اورع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )