برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

اهواز

/'ahvAz/

معنی اهواز در لغت نامه دهخدا

اهواز. [ اَهَْ ] (اِخ ) در قدیم شهری بوده است سخت خرم. صاحب حدودالعالم آرد: واندر خوزستان شهری نیست از این خرمتر با نعمتهای بسیار و نهادی نیکو و مردمانی زردروی و گویند... همه طیبی که آنجا بری از هوای وی بوی او برود و اندر کوههای وی مار شکنجست. (حدود العالم ). نه ده است میان بصره و فارس و هریک را نامی است جداگانه و مجموع آن رااهواز خوانند و یکی از آن رامهرمز است و عسکر مکرم و تستر و جندیشابور و سوس و شرق و نهر تیری و ایذج ومناذر. (منتهی الارب ). اهواز جمع عربی کلمه ٔ مفرد هوز (خوز) است. این تسمیه در آغاز فقط بیک قبیله ٔ ساکن این ناحیه اطلاق میشده و ایرانیان تحت نام سوزیان آنرا بعنوان ایالتی برای تعیین ناحیه ٔ قدیم عیلام بکار بردند «از دائرة المعارف اسلام ذیل اهواز» و اکنون به کرسی ایالت خوزستان گفته می شود. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). نام قدیم آن هرمزد اردشیر و پس از آن به سوق الاهواز و در اواخر به ناصری موسوم بود. مرکز استان ششم یعنی خوزستان و مرکز شهرستان اهواز است. بر دو طرف رود کارون و سر راه آهن سرتاسری قرار دارد. شهری است جدید که بر خرابه های شهر قدیمی بنا شده و هوایش بسیار گرم است. طبق سرشماری 1345 هَ. ش. 206375 تن جمعیت دارد. اهواز را بعضی با شهر اگینیس که استرابون از آن نام برده منطبق دانسته اند، لیکن احتمال راجح آنست که اهواز در محل شهر قدیم تاریانا که نئارخوس در مسافرت خود به خلیج فارس در کنار آن لنگر انداخت قرار گرفته و اردشیر اول ساسانی تاریانا را از نو بنا نهاد و آنرا هرمزداردشیر نام کرد. در عصر ساسانیان این شهر علاوه بر نام مذکور به نامهای «رام شهر» و «شهررام » نامیده میشد. اردشیر سد بزرگی بر کارون بنا نهاد و در عصر وی و جانشینانش این شهر رونق و اعتبارفراوان داشت و بجای شوش پایتخت سوزیانا یا خوزستان گردید. پس از تصرف این شهر بدست مسلمانان عرب آنرا اهواز یا سوق الاهواز نام کردند یعنی بازار یا سرزمین خوزیها. این هوزیها یا خوزیها در آغاز نام یک قبیله ٔ جنگجو بود که در این ناحیت سکونت داشت. که بعدها همین سرزمین را به نام آنان خواندند. در دوران امویان وعباسیان نیز این شهر اعتبار و رونق فراوان داشت و مرکز زراعت نیشکر بود تا زمان فتنه ٔ صاحب الزنج یعنی اواخر قرن سوم. هَ. ق. که رو به انح ...

معنی اهواز به فارسی

اهواز
۱ - این نام در آغاز فقط به قبیله ساکن این ناحیه اطلاق میشده . ۲ - سپس این نام را به ناحیه ای که مسکن قبیله فوق بود اطلاق کردند . ایرانیان این ناحیه را سوزیان ( خوزان ) می نامیدند و آن همان ناحیه قدیم عیلام بود . ۳ - مرکز استان ششم ( خوزستان ) که ۳۲۹/٠٠۶ تن جمعیت دارد و آن در کنار رودخانه بزرگ کارون و در مرکز خوزستان واقع شده . راه آهن سرتاسری ایران از پل آهنی که در روی رود کارون ساخته شده میگذرد . توضیح اهواز در زمان ساسانیان [ هرمز اردشیر ] [ رام شهر ] و [ شهر رام ] نامیده می شد . و اعراب آنرا به اهواز بدل کردند . در زمان ناصر الدین شاه آنرا [ ناصری ] و [ ناصریه ] نامیدند . در شهریور ۱۳۱۴ ه. ش . به موجب تصویب نامه هیئت وزیران نام [ ناصری ] به [ اهواز ] بدل گردید .
از ایام عرب است

اهواز در دانشنامه اسلامی

اهواز
اهواز از شهرهای تاریخی شیعه نشین در ایران است. پیشینه تشیع در این شهر به قرن نخست قمری و مهاجرت قبایل شیعی از عراق به آن برمی گردد.
از جمله ویژگی های این شهر حضور خاندان های معروف شیعی از جمله آل مهزیار و آل حضینی و همچنین حضور کارگزاران معروف شیعه، چون عبدالله بن عباس و رفاعه بن شداد است.
وجود وکلای امامان معصوم(ع) در این شهر و عبور امام رضا(ع) از آن در سفر خود به مرو، بر اهمیت آن شهر نزد شیعیان افزوده است.
اهواز از شهرهای جنوب غربی و باستانی ایران بوده که سابقه تشیع در این شهر به عصر امامت امام صادق (علیه السّلام) می رسد. طبق گذاره های تاریخی می توان گفت تاریخ تاسیس حوزه علمیه در اهواز به عصر رضوی باز می گردد. در دوره ابتدایی خاندان های خاصی بیشتر به فراگیری علوم اسلامی پرداخته و جزو علمای آن دوره محسوب می شدند اما بعدها در دوره پیشرفت تعداد علما رو به فزونی نهاد و از اقشار مختلف و خاندان های دیگر تا به امروز در زمره علمای اهواز قرار گرفته اند.
اهواز از شهرهای باستانی ایران و از شهرهای مهم استان خوزستان است و در کتیبه ها از آن نام برده شده است. سابقه تشیع در این شهر به عصر امامت امام صادق (علیه السّلام) می رسد که با حاکم شیعی آن «ابوبجیر» گرایشات شیعی در شهر افزایش یافته و در عصر رضوی، برادر امام رضا (علیه السّلام) موقعیت زمانی و مکانی را مناسب یافته و اهواز را به تصرف خویش درآورده است.
دوره تاسیس و علمای دوره
دوره نخست از حوزه علمیه اهواز به عصر امامت می رسد که در آن جمعی از اصحاب امام رضا (علیه السّلام) تا حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دیده می شود و دامنه آن تا قرن پنجم هجری کشیده شده است.علمای این دوره را می توان در سه خاندان بزرگ به نام های خاندان حسین بن سعید، خاندان مهزیار اهوازی و خاندان عبدالله نجاشی تقسیم بندی کرد.
← خاندان حسین بن سعید
این دوره از اوایل قرن چهاردهم شروع و تا دوره معاصر تداوم می یابد. غالب دانشمندان این دوره سطوح عالی را در حوزه علمیه قم و یا نجف اشرف فراگرفته و پس از تکمیل علوم، جهت نشر معارف الهی در اهواز سکنی ...

اهواز در دانشنامه ویکی پدیا

اهواز
اهواز ( تلفظ راهنما·اطلاعات) یکی از کلان شهرهای ایران است، که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد و به عنوان مرکز استان خوزستان شناخته می شود. جمعیّت این شهرستان طبق سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ حدود ۱٬۳۰۳٬۰۰۰ نفر می باشد (که با احتساب ۴۰۰هزارنفری حاشیهٔ شهر جمعیت این شهر به بالای ۱٬۷۰۰٬۰۰۰نفر می رسد)، که به عنوان هفتمین شهر پرجمعیت ایران به شمار می آید. اهواز در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۶۵ دقیقه طول شرقی، در بخش جلگه ای خوزستان و با ارتفاع ۱۲ متر از سطح دریا واقع شده است.
دانشگاه صنعت نفت اهواز
مؤسسهٔ آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان
دانشکدهٔ صنعت آب و برق خوزستان
دانشگاه آزاد اسلامی اهواز علوم و تحقیقات
دانشگاه پیام نور اهواز
دانشگاه امام حسین اهواز
مرکز آموزش عالی فنی شهید چمران
آموزشکدهٔ فنی و حرفه ای سما
مجتمع آموزش عالی جهاد کشاورزی خوزستان
شهر اهواز با مساحت ۱۸۶۵۰ هکتار، به عنوان یکی از شهرهای وسیع ایران (سومین شهر بزرگ ایران)، محسوب می شود. شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب که بزرگ ترین تولیدکننده نفت ایران به شمار می آید، در اهواز مستقر می باشد، همچنین شرکت ملی حفاری ایران که بزرگ ترین شرکت حفاری کشور محسوب می شود نیز در اهواز متمرکز می باشد. برخی از بزرگترین کارخانه های مادر کشور در این شهر جای دارند. رودخانه کارون پرآب ترین رودخانه ایران، با سرچشمه گرفتن از کوه های بختیاری، با ورود به اهواز، این شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می کند.
کلیفورد باسورث در دانشنامه ایرانیکا و لاکهارت در دانشنامه اسلام، هاینزهایم و مایکل بونر، علی کرم همدانی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و دانشنامه بریتانیکا ولادیمیر مینورسکی و سوات سوجک عبدلمجید ارفعی و جان کورتیس ریشه نام اهواز را برگرفته از قوم خوزی (یا هوزی) می دانند که ساکنان بومی استان خوزستان بوده اند و زبان آن ها تا زمان ساسانیان و حتی تا چند قرن بعد از اسلام زبان رایج در خوزستان بوده است و احتمالاً بازماندگان ایلامی ها بوده اند، که بعدها به لر بزرگ یا بختیاری تغییر یافت. یونانیان به این قوم Ouxioi می گفتند و نام این شهر در نوشته های مسیحیان سریانی بث هوزایی در تلمود بی خوزایی ثبت شده است.
تلاش هایی ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های اهواز

اَهواز مرکز استان خوزستان یکی از ۵ کلانشهر ایران است.
• «ایا بر جان ما ماهر چو بر شطرنج اهوازی/چو ما را شاه مات آید ترا سپری شود بازی» -> ابوسعید ابوالخیر
• «که باشد که پیوند سام سوار/نخواهد ز اهواز تا قندهار» -> فردوسی
• «یک ایوان همه جامهٔ رود و می/بیاورده از پارس و اهواز و ری» -> فردوسی
• «یکی شارستان کرد نوشاد نام/به اهواز گشتند زو شادکام» -> فردوسی
• «بالتوینه در ببد روز هفت/ز روم اندر آمد به اهواز رفت» -> فردوسی
• «برین گونه سرگشته آن هفت مرد/باهواز رفتند تازان چو گرد» -> فردوسی
• «سیوم پارس و اهواز و مرز خزر/ز خاور ورا بود تا باختر» -> فردوسی
• «همه گنجهای سلیح نبرد/به پارس و اهواز و در باز کرد» -> فردوسی
• «چو صد مرد بیرون شد از رومیان/ز ایران و اهواز وز هر میان» -> فردوسی
• «به بیچارگی دست ازان بازداشت/همی گوش و دل سوی اهواز داشت» -> فردوسی
• «ای بلبل خوش نوا سرودی/آهنگ حجاز گیر و اهواز» -> عطار
• «که من از بدر اهوازی هم امروز/بدست آوردهام نثری دلفروز» -> عطار
• «مگر آن کاروان میشد باهواز/بهمراهی ایشان گشت دمساز» -> عطار
• «نه در ششتر یکی دیبا بمانده/نه در اهواز یک زیبا بمانده» -> عطار
• «خزینهٔ علم فرقان است، اگر نه بر هوائی تو/که بردت پس هوازی جز هوا زی شعر اهوازی؟» -> ناصرخسرو
• «نازت ز طریق علم دین باید/نازش چه کنی به شعر اهوازی؟» -> ناصرخسرو
• «بس نمانده ست که فرمان دهد آن شاه که هست/پادشاه از بر قنوج و برن تا اهواز» -> فرخی سیستانی
• «فتح مکران و در پیش کرمان/ری و قزوین و ساوه و اهواز» -> فرخی سیستانی
• «روی سفر نبینم و از دانش/گه در حجاز و گاه در اهوازم» -> مسعود سعد سلمان
• «ای ز لطف تو نسیمی به زمین تاتار/وی ز قهر تو نشانی به هوای اهواز» -> انوری
• «زلف پرچم نگارد اندر چشم/شکل جرارهای اهوازی» -> انوری
• «علم زد بر فراز بام اهواز/خروشان قلزمی جوشان و دروا» -> ملک الشعرای بهار
• «بانی کلک فریدون به قطار از شیراز/بار زد قافله شکر اهواز به من» -> شهریار
• «یک ...

اهواز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هومن دبیر
عبدالمجید ارفعی، دربارهٔ ریشهٔ نام شهر اوز و اهواز چنین نظر داده‌است: �اَوَز دارای یک صورت تحولی است و شکل دیگری است از کلمهٔ اهواز، خوز و خوزستان که این اسم را زمان هخامنشی داشته‌ایم و به ایلامی‌های خوزستان اطلاق می‌شده‌است. این واژه که با فتح الف و واو و سکون ز درست می‌باشد ریشه‌اش در فارسی باستان اووَجَه (uvaja) و اووْجَه (uvja) می‌باشد. از همین کلمه هم خوز آمده‌است (او تبدیل به خو و ج تبدیل به ز) و هم اهواز (او تبدیل به ـَه و ج تبدیل به ز. در اوز، او (uva) خودش مانده و ج تبدیل به ز شده‌است.�
امین کرد
هوز در زبان آريايي به معني خانه يا خانواده هست همونطور که در انگليسي به خانه يا خانواده house ميگويند که همين حالا هم در بين بوميان خوزستان به خانه يا خانواده هوز يا حوش ميگوند احتمالا به علت بازار يا خانه هاي ويلايي يا ديوار گرداگرد اين شهر ان را اهواز يا احواژ يا اهواش گفته اند و کلمه خوز هم دگرگون شده هوز به معني خانه يا خانواده يا خاندان هست
عباسی اهوازی
�اهواز� از کلمه ی� حوش� به معنی �خانه �که جمع آن می شود� احواش� ریشه دارد هنوز در لهجه ی بومیان منطقه لفظ �حوش� به معنی �خانه� کاربرد دارد که بنابه مسائل و رویدادهای تاریخی در منطقه و حضور اعراب در این سرزمین واستحاله ی فرهنگی �احواش� به لفظ� اهواڑ� تبدیل و پس از آن به �اهواز �مبدل می شود و در واقع صدای شین در آخر کلمه ی� احواش� به مرور زمان و برحسب تکرار به صدای� ڑ �تبدیل می شود و� اهواش� به �اهواڑ�و بعدها به� اهواز� تبدیل می شود .
مازیار زنگنه بختیاری
در زبان لری بختیاری به خانه،حوش می گویند
اوزرا(عذرا)
اهواز(اه واز) هر کلمه ایی آخرش آز باشد تورکی است .مثل آراز،آواز،باز،ساز،پیاز(سوغان)،دیاز،ایاز،آی واز(عیوض غلط است)،داز(تاس=طاس)،یاز،راز،نیاز،ناماز...
رامین دهکردی
اهواز(اهوار)
اهواز یا اهوار جمع مکسر هور میباشد.هور در زبان عربی به معنای تالاب می باشد و امروزه نیز تعدادی از شناخته شده ترین تالاب های جهان در این منطقه قرار گرفته اند مانند هورالعظیم و هور دورق.(هور دورق در اواخر حکومت پهلوی(دهه50 شمسی) نامش به تالاب شادگان تغییر داده شد).
از آن جهت این سرزمین را اهوار یا اهواز می نامیدند که به واسطه قرار گرفتن بسیاری از رودخانه های پر آب مانند کارون-دز،کرخه-شط العرب-جراحی و... دشت های این سرزمین همواره پرآب و سرسبز بوده است.اهوار(اهواز) من حیث جغرافیا یی طبیعی بخشی از بین النهرین محسوب میگردد.
رامین
اهواز(اهوار)
اهواز یا اهوار جمع مکسر هور میباشد.هور در زبان عربی به معنای تالاب می باشد و امروزه نیز تعدادی از شناخته شده ترین تالاب های جهان در این منطقه قرار گرفته اند مانند هورالعظیم و هور دورق.(هور دورق در اواخر حکومت پهلوی(دهه50 شمسی) نامش به تالاب شادگان تغییر داده شد).
اهواز (اهوار) به معنای تالاب ها و یا سرزمین تالاب ها میباشد.از آن جهت این سرزمین را اهوار یا اهواز می نامیدند که به واسطه قرار گرفتن بسیاری از رودخانه های پر آب مانند کارون-دز،کرخه-شط العرب-جراحی و... دشت های این سرزمین همواره پرآب و سرسبز بوده است.اهوار(اهواز) من حیث جغرافیا یی طبیعی بخشی از بین النهرین محسوب میگردد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کیانپارس اهواز   • نقشه اهواز   • جاهای دیدنی اهواز   • شهر اهواز   • مردم اهواز   • مناطق اهواز   • اهواز قدیم   • جمعیت اهواز در سال 94   • معنی اهواز   • مفهوم اهواز   • تعریف اهواز   • معرفی اهواز   • اهواز چیست   • اهواز یعنی چی   • اهواز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اهواز

کلمه : اهواز
اشتباه تایپی : hi,hc
آوا : 'ahvAz
نقش : اسم خاص مکان
عکس اهواز : در گوگل

آیا معنی اهواز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )