انگیز

/~angiz/
شبکه مترجمین ایران

فارسی به انگلیسی

cause, motive

لغت نامه دهخدا

انگیز. [ اَ ] ( اِ ) ریشه فعل انگیزیدن ، آنچه باعث انگیزش و تحریک باشد. محرک. انگیزه. ( فرهنگ فارسی معین ) : گمان می برم که قصه دمنه انگیزحسودان باشد. ( انوار سهیلی از فرهنگ فارسی معین ).
آنکه می کشت مرا غمزه خونریز تو بود
گرچه او کشت ولیکن همه انگیز تو بود.
؟
|| نوعی از ناز غریبه که شهوت را برانگیزد. ( آنندراج ) :
ز اندام ایاز شوخ خونریز
مقشر می کندبادام انگیز.
زلالی ( از آنندراج ).
|| برانگیخته. بلندساخته. برخیزانیده. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). || حرکت قوت شهویه. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || در ترکیب بجای نعت فاعلی ( انگیزنده )می نشیند: آتش انگیز، آرزوانگیز، آشوب انگیز، ابرانگیز( جنگل ابرانگیز )، اسرارانگیز، اسف انگیز، اشتهاانگیز، بادانگیز ( نفاخ )، بارانگیز، بهجت نگیز، بیم انگیز، تب انگیز، ترس انگیز، حزن انگیز، حسدانگیز، حسرت انگیز، حیرت انگیز، خاطرانگیز، خشم انگیز، خصومت انگیز، خیال انگیز، دشمن انگیز، دل انگیز، دوست انگیز ( که بود از پدر دوست انگیزتر. نظامی )، دولت انگیز، دهشت انگیز، راحت انگیز، رأفت انگیز، رشگ انگیز، رعب انگیز ، رغبت انگیز، رقت انگیز، روح انگیز، رونق انگیز، سپاه انگیز، سرعت انگیز، سرورانگیز، شادی انگیز، شب انگیز، شرانگیز، شرم انگیز، شفقت انگیز، شکارانگیز، شگفت انگیز، شماتت انگیز، شورانگیز، شهوت انگیز، طرب انگیز،عبرت انگیز، عشق انگیز، غبارانگیز، غضب انگیز، غم انگیز، فرح انگیز ، فسادانگیز، گردانگیز، غیرت انگیز، فتنه انگیز، گمان انگیز، لشکرانگیز، مسرت انگیز، ملال انگیز، ملالت انگیز، ملامت انگیز، ملک انگیز، مهرانگیز، نخچیرانگیز، نخوت انگیز، نشاطانگیز، نفخ انگیز، نفرت انگیز، وحشت انگیز، وهم انگیز، هراس انگیز، هول انگیز، هیجان انگیز. رجوع به همین کلمات در جای خود شود.

انگیز. [ اَ ] ( اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان سراب است که 148 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) آنچه باعث انگیزش و تحریک باشد محرک انگیزه : (گمان میبرم که قص. دمنه انگیز حسودان باشد . ) (انوار سهیلی ). ۲ - ( اسم ) در ترکیب بجای اسم فاعل نشیند اسف انگیز شور انگیز غم انگیز فتنه انگیز .
دهی از بخش مرکزی شهرستان سراب است . آب از چشمه سار . محصول : غلات حبوب .

فرهنگ معین

( اَ ) ۱ - (اِ. ) آن چه که باعث انگیزش و تحریک باشد، محرک ، انگیزه . ۲ - (اِفا. ) در ترکیب به جای اسم فاعل نشیند: اسف انگیز، غم انگیز، شورانگیز.

فرهنگ عمید

۱. = انگیختن
۲. انگیزنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): اسب انگیز، اسف انگیز، شورانگیز، طرب انگیز، غم انگیز، فتنه انگیز.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] انگیزه.

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۸°۱′۲۷″ شمالی ۴۷°۲۳′۴۹″ شرقی / ۳۸٫۰۲۴۱۷°شمالی ۴۷٫۳۹۶۹۴°شرقی / 38.02417; 47.39694انگیز یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان رازلیق بخش مرکزی شهرستان سراب واقع شده است.
جمعیت روستاهای شهرستان سراب
گزارش تخلف یا اشتباه در معنی

پیشنهاد کاربران

شور انگیز، راهانگیز، انگیزه، خاطره انگیز، رود انگیز، روح انگیز، خواب انگیز، راه انگیز، روز انگیز، شب انگیز ، رود انگیز، خاک انگیز، وطن انگیز، کوشا انگیز، رام انگیز، سرو انگیز ، تراش انگیز، شور انگیزه و. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شگفت انگیز خیال انگیز هراس انگیز دل انگیز روح انگیز سرعت انگیز نشاط انگیز تاسف انگیز غم انگیز
هیجان انگیز رقت انگیز
خیال انگیز:چیزی که با خیال واندیشه برمی انگیزد•
خیال انگیز :چیزی که باعث تخیل میشود

هیجان انگیز : آنچه انسان را به هیجان می آورد.
غم انگیز :آنچه انسان را اندوگین میکند.
دل انگیر:آنچه خشایند دل انسان است.
شگفت انگیز، دل انگیز، هیجان انگیز ، مهر انگیز، روح انگیز، شور انگیز، خاطره انگیز خیال انگیز، نشاط انگیز
خاطره انگیز:یعنی درذهن من به انوان خاطره ی خوش به یادم میاید
تحسین آمیز :همراه با ستایش وافرین
خیال انگیز، شور انگیز، دل انگیز، غم انگیز، هیجان انگیز، شگفت انگیز، 👆👽
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما