برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1400 100 1

انطباق

/'entebAq/

مترادف انطباق: برابری، وفق، یکسانی

برابر پارسی: همانندی، برابری، یکسانی، همسانی، همتایی، سازش

معنی انطباق در لغت نامه دهخدا

انطباق. [ اِ طِ ] (ع مص ) موافق و برابر شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بهم پیوستن. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || (اِمص ) بهم پیوستگی. (ناظم الاطباء). || برابری. یکسانی.

معنی انطباق به فارسی

انطباق
برابرشدن، یکسان گشتن، برابرشدن چیزی باچیزدیگر
۱ - ( مصدر ) برابر شدن با یکسان گشتن با راست آمدن با برابر بودن با . ۲ -( اسم ) برابری یکسانی . جمع : انطباقات.
[conformance] [مهندسی مخابرات] مطابقت دادن مشخصات هر دستگاه مخابراتی با استانداردهای منتشرشده
[social adaptation] [روان شناسی] سازگاری با ضرورت ها و محدودیت ها و آداب و رسوم اجتماعی
[sensory adaptation] [روان شناسی] کاهش پاسخ دهندگی گیرنده یا دستگاه حسی به دنبال تحریک طولانی مدت
[conformance testing/ conformance test, conformity testing] [مهندسی مخابرات] آزمون مطابقت عملکرد یک دستگاه با استانداردهای لازم
[accommodation] [روان شناسی] سازگار کردن طرحوارۀ ذهنی برای انطباق اطلاعات کسب شده ازطریق تجربه
[assimilation] [روان شناسی] در نظریۀ تحول شناختی پیاژه، فرایند انضمام اطلاعات در ساختارهای ازپیش موجودِ شناختی، بدون تعدیل آن ساختارها
[document of compliance , DOC, certificate of compliance] [حمل ونقل دریایی] مدرکی که پس از حصول اطمینان از انطباق سامانۀ مدیریت ایمنی شرکت کشتی رانی با الزامات آیین نامۀ بین المللی مدیریت ایمنی صادر میشود

معنی انطباق در فرهنگ معین

انطباق
(اِ طِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) برابر شدن ، یکسان گشتن . ۲ - (اِمص .) برابری ، یکسانی . ج . انطباقات .

معنی انطباق در فرهنگ فارسی عمید

انطباق
موافق شدن، برابر شدن، یکسان گشتن، برابر شدن چیزی با چیز دیگر، با شرایط خود را وفق دادن.

انطباق در دانشنامه ویکی پدیا

انطباق
انطباق (انگلیسی: Compliance) یک فیلم در سبک مهیج و شهوانی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این فیلم جایزه هیئت ملی بازبینی فیلم برای بهترین بازیگر نقش مکمل زن را از آن خود کرده است.
۲۱ ژانویه ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-01-۲۱) (Sundance)
۱۷ اوت ۲۰۱۲ (۲۰۱۲-08-۱۷)
عکس انطباق


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با انطباق

معنی انطباق به انگلیسی

coincidence (اسم)
تصادف ، توافق ، انطباق ، اقتران ، همرویداد
adaptation (اسم)
تطبیق ، توافق ، انطباق ، اقتباس
conformity (اسم)
متابعت ، انطباق ، مطابقت ، پیروی ، هم نوایی ، پیروی از رسوم یا عقاید
synchrony (اسم)
هم اهنگی ، انطباق ، هم زمانی ، هم عصری ، تقارن ، همگاهی
synchronism (اسم)
انطباق ، هم زمانی ، ایجاد همزمانی ، هم وقتی ، همگاهی
parallax (اسم)
انطباق ، اختلاف منظر
self-identity (اسم)
انطباق ، همانندی ، شباهت تام

معنی کلمه انطباق به عربی

انطباق
تکيف , صدفة
حشمة

انطباق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
همنهشتی
جمشید احمدی
انطباق = همسازشی/ همسازش
منطبق = همساز
تطبیق = همسازی
هومن دبیر
برهم نهی
علی باقری
انطباق، سازش با محیط :روندی که بر اساس آن، فرد یا گروه، امکان ادامه کار و زندگی در یک محیط خاص را می یابد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انطباق در نقشه کشی صنعتی   • عدم انطباق   • انطباق در روانشناسی   • معنی تطبیق   • انطباق به انگلیسی   • منطبق   • انتباق   • معنی انطباق   • مفهوم انطباق   • تعریف انطباق   • معرفی انطباق   • انطباق چیست   • انطباق یعنی چی   • انطباق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انطباق
کلمه : انطباق
اشتباه تایپی : hkxfhr
آوا : 'entebAq
نقش : اسم
عکس انطباق : در گوگل

آیا معنی انطباق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )