برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1471 100 1

انس

/'ons/

مترادف انس: خو، عادت، آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت، دوستی، محبت، وابستگی

برابر پارسی: خو گیری

معنی انس در لغت نامه دهخدا

انس.[ اُ ] (ع مص ) آرام یافتن به چیزی و بی پژمان شدن. (منتهی الارب ). خو گرفتن و آرام گرفتن بچیزی و الفت گرفتن. (غیاث اللغات ). خوگر شدن. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) خرمی و بی پژمانی ضد وحشت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ضد وحشت. (از اقرب الموارد). استئناس. تأنس. (یادداشت مؤلف ). یقال : کیف ابن انسک ؛ یعنی نفسه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ای کیف ترانی فی مصاحبتی ایاک. (ناظم الاطباء). || (اِمص ) خوگرفتگی و مؤانست و الفت و همدمی و مصاحبت و دوستی و مودت و رفاقت و خرمی و بی پژمانی. (از ناظم الاطباء). خوگری. آموختگی. (یادداشت مؤلف ) :
چو نیلوفر انس تو با جوی آب
چو لاله همه جای تودر حجر.
مسعودسعد.
هم بر در مصطفی نکوتر
انس انس و سلو سلمان.
خاقانی.
انس هر کس در این جهان چیزی است
انس خاقانی از جهان خلوت.
خاقانی.
ای سایه نور چشمی و ای ناله انس دل
کاندر یگانگی چو شمایی نیافتم.
خاقانی.
شاهد عقل و انس روح او بود
دیده را از جهان فتوح او بود.
خاقانی.
در مجالس انس بمرتبت معاشرت و مؤانست مخصوص شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 291).
در درون چاه و زندانش بدان و انس گیر
تو یقین دانی که آن گنجیست بی ویرانه ای.
عطار.
جوانی بره پیش بازآمدش
کزو بوی انسی فراز آمدش.
(بوستان ).
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید.
حافظ.
- انس جستن ؛ تفرج. (مصادر زوزنی ).
و رجوع به انس گرفتن شود.
- مجلس انس ؛ محفل دوستانه. مجلس عشق و دوستی. بزم شادی :
فلک ز مجلس انس تو پر ز هایا هوی
زمین ز گریه ٔ خصم تو پر ز هایا های.
انوری.
|| دراصطلاح متصوفه اثر مشاهده ٔ جمال حق در قلب و آن جمال جلال است. (از اصطلاحات صوفیه ضمیمه ٔ تعریفات جرجانی.بدان... کی انس و هیبت دو حالت است از احوال صعالیک طریق حق و آن آن است کی چون حق تعالی بدل بنده تجلی کند بشاهد جلال نصیب وی اندر آن هیبت بود و باز چون ...

معنی انس به فارسی

انس
خوگرفتن ، خوگرفتگی، همخویی، همدمی، خرمی، ضد وحشت، مردم، بشر، واحدش انسی، اناس و اناسی جمع، انس گیرنده، خوگ
( اسم ) مردم آدمیان اناس ناس مقابل جن . یا انس و جن . مردمان و پریان آدمیان و پریان .
لال چند از شاعران فارسی گوی هند و از لکهنوست و به سال ۱۲۶۷ ه. ق . در گذشته است .
قریه ایست در رستاق اعلم در خاک همدان در حوالی در گزین قریه ایست از اعمال در گزین .
آن که پرورده و پرورش یافته در انس و الفت است .
آن که خواهنده و جوینده انس و الفت است . خوگیر .
( مصدر ) ایجاد انس و الفت کردن میان دو یا چند تن ایناس .
الفت داشتن
( مصدر ) انس گرفتن به (با) کسی . الفت یافتن با او استیناس .
انس گیرنده . خو گیر
فیلسوف یونانی و از معاصران و ملازمان سرداران اسکندر مقدونی بود .
پری و آدمی
در بصره است . این قصر به انس بن مالک خادم رسول خدا ( ص ) منسوب است .

معنی انس در فرهنگ معین

انس
(اَ نَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - کسی که بدو انس گیرند. ۲ - گروهی که در یک جا مقیم باشند، ج . آناس .
( اُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) خو گرفتن . ۲ - (اِ مص .) عادت . ۳ - آرامش .
( اِ ) [ ع . ] (اِج .) مردم ، آدمیان .

معنی انس در فرهنگ فارسی عمید

انس
مردم، بشر، انسان.
* انس و جان: آدمی و پری.
۱. کسی که به او انس گرفته شود.
۲. (اسم) گروه بسیار.
۳. (اسم) مردم و قبیله که در یک جا مقیم باشند.
خو گرفتن به همنشینی با کسی، خوگرفتگی، همخویی، همدمی.

انس در دانشنامه اسلامی

انس
معنی إِنسِ: بشر
معنی ءَانَسَ: انس گرفت - ديد
معنی ءَانَسْتُ: انس گرفتم - ديدم
معنی ءَانَسْتُم: انس گرفتيد - ديديد - يافتيد
معنی وُحُوشُ: حیوانات وحشی (کلمه وحوش جمع وحش است ، و اين کلمه به معناي حيواني است که هرگز با انسانها انس نميگيرد ، مانند درندگان و امثال آن )
معنی زَوْجَيْنِ: به معناي هر دو چيزي است که مقابل هم باشند ، يکي فاعل و مؤثر باشد ، ديگري منفعل و متاثر ، از آنکه فاعل است عملي سر زند ، و بر آنکه منفعل است واقع شود ، مانند زن و شوهر و بعضي گفتهاند : اين کلمه به معناي مطلق هر دو چيز متقابل است ، مانند زن و شوهر ، زم...
معنی مُسْتَأْنِسِينَ: أُنس گرفته ها - سرگرم شده ها (َفَإِذَا طَعِمْتُمْ فَـﭑنتَشِرُواْ وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ" يعني بعد از خوردن غذا در منزل پيامبر صلي الله عليه وآله سرگرم سخن گفتن نشويد و پراكنده گرديد )
معنی مُدَّثِّرُ: جامه به خود پیچیده - پتو و رو انداز به خود پیچیده (در اصل متدثر بوده ، که از مصدر تدثر مشتق شده ، و معنايش پيچيدن جامه و پتو و امثال آن به خود در هنگام خواب است ، و خطاب در اين جمله به رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم) است ، که در چنين حالي بوده ، و ل...
معنی لَمْ يَطْمِثْهُنَّ: با آن زنان عمل زناشویی انجام نداده (کلمه طمث که فعل لم يطمث از آن مشتق شده ، به معناي ازاله بکارت و نکاحي است که با خونريزي همراه باشد . و معناي عبارت "لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ "اين است که : حوريان بهشتي دست نخوردهاند ، و قبل ...
معنی تَسْتَأْنِسُواْ: که اجازه بگيريد - که آشنايي دهيد (در جمله "لَا تَدْخُلُواْ بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِکُمْ حَتَّیٰ تَسْتَأْنِسُواْ " يعني وقتي وارد خانه اي مي خواهيد بشويد بجاي ورود ناگهاني با گفتن سلام يا "يا الله" و کلماتي از اين قبيل ورودتان را با أُنس و الفت همراه ک...
معنی يُوزَعُونَ: در جاي خود نگهداري مي شوند به نحوي که با ديگران تداخل نکنند (کلمه يوزعون از ماده وزع به معناي منع است و يا به قول بعضي ديگر ، به معناي حبس ميباشد و معناي آيه به طوري که گفتهاند : اين است که براي سليمان لشکرش جمع شد ، لشکرها که از جن و انس و طير بودند.. ...


انس در دانشنامه ویکی پدیا

انس
انس می تواند به یکی از معناهای زیر به کار رود:
اُنْسْ (تلفظ می شود/ons/) یا صمیمیت
اُنْسْ (تلفظ می شود/ons/) یا اونس، واحد جرم
اِنْسْ (تلفظ می شود/ens/) یا انسان
انس (سرده) (Anas) سرده ای از پرندگان تیرهٔ اردکیان
شهر انس (به آلمانی: Enns (city)) در استان اوبراسترایش با جمعیت ۱۱٬۱۳۹ نفر در کشور اتریش واقع شده است.
اتریش
فهرست شهرهای اتریش
۴۰–۵۰, متن را ببینید
انس (Anas) سرده ای از تیرهٔ اردکیان از زیرتیرهٔ اردک های روی آب چر (Anatinae) است.
Lophonetta specularioides (King 1828) Riley 1914 (Crested ducks)
مرغابی برزیلی (Gmelin 1789) von Boetticher 1929 (Brazilian teals)
آنس دهستان بزرگی از توابع استان ذَمار در کشور یمن. جمعیت این دهستان در حدود ۱۷۴۳۳۷ نفر می باشد. این دهستان دارای قدمتی تاریخی می باشد و در دوران قدیم بنام «أرض الهان ومقری» نامیده می شده است. ساکنان این دهستان از چهار قبیلهٔ مشهور در یمن تشکیل یافته شده است که به شرح زیر می باشند:
قبیلهٔ العنسی.
قبیلهٔ الغشم.
قبیلهٔ الحُماطی.
قبیلهٔ الکَینَعی.
وجه تسمیت این دهستان نسبتاً به آنس بن الهان ابن مالک بن زید بن اوسله بر می گردد. از مشاهیر این دهستان می توان از: «الشیخ الوزیر علی بن احمد بن راجح» و «محسن بن الحسن بن القاسم» نام برد.
انس الخجا (عربی: أنس الخجا‎؛ زادهٔ ۲۸ ژانویهٔ ۱۹۸۰) یک بازیکن فوتبال اهل سوریه است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال الکرامه سوریه و تیم ملی فوتبال سوریه اشاره کرد.
وی همچنین ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با انس

انس در جدول کلمات

انس
خو
انس گرفتن
خو
انس گرفته
مانوس
انس گیرنده
مونس
انس و سازگاری
الفت
انس و عادت
الفت
صفت کسی که زود با دیگران انس می گیرد و با دوستان با مهربانی رفتار می کند
خونگرم
همدم و انس گیرنده
مونس

معنی انس به انگلیسی

familiarity (اسم)
اشنایی ، خودمانی ، انس
fondness (اسم)
علاقه ، انس ، خاطرخواهی

معنی کلمه انس به عربی

انس
الفة
تعود
مولع

انس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سوگند
(ens) انسان
نیک
برابر پارسی: خوکرد (xukard)
برابر واژه ای شایسته برای واژه های عربی انس، الفت و عادت.
این واژه از زبان ایرانی تالشی گرفته شده است.در زبان تاتی یا آذری ایرانی (خوگرد) گویند.
عاطفه
بهترین راه برای فراری دادن انس
حمیدرضا دادگر_فریمان
خو، عادت، آمیزش، الفت، حشر، رابطه، موالفت، موانست، معاشرت، دوستی، محبت، وابستگی
عرفان
نامی منصوب به اصحتب پیامبر اکرم ص به معنی ارامش دهنده و متضاد توحّش بکار برده میشود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• واحد انس   • قیمت طلای 18 عیار   • انس و جن   • پیش بینی قیمت طلا   • انس چیست   • قیمت فروش طلا   • معنی انس   • قیمت هر گرم طلا   • مفهوم انس   • تعریف انس   • معرفی انس   • انس یعنی چی   • انس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انس
کلمه : انس
اشتباه تایپی : hks
آوا : 'ons
نقش : اسم
عکس انس : در گوگل

آیا معنی انس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران