واژه دموکراسی از لغت یونانی دموکراتیا گرفته شده ، و از دو بخش دمو و کراتوس تشکیل شده است.
دمو به معنای مردم و کراتوس به مفهوم حکوت می باشد معنای تحت لفظی آن یعنی حکومت مردم برمردم، به عبارت دیگر این نظام از طریق انتخابات ، مردم نقش ها را به حاکمان واگذار می نمایند.
دمو به معنای مردم و کراتوس به مفهوم حکوت می باشد معنای تحت لفظی آن یعنی حکومت مردم برمردم، به عبارت دیگر این نظام از طریق انتخابات ، مردم نقش ها را به حاکمان واگذار می نمایند.
اینجا چه خبره؟
نگارنده: احمد لطفی
مقدمه:
بارها خودکشی افراد گوناگون ، مخصوصا" جوانان سوخته نسل ، و اخبار مربوط به آنها را در جامعه دیده، شنیده، و یا از رسانه های محلی و ملی مورد مطالعه ، و مُداقنه قرار گرفته شده است. اما هیچ زمانی آسیبهای روانی و اجتماعی و کجروی های گوناگون به این وقاهت و بحران کنونی نرسیده است.
... [مشاهده متن کامل]
رابطه ی معاش و معاد؛
در باره ی معاش و معاد و رابطه ی آن باهمدیگر، الان که جامعه شدیدترین مشکلات را دارد، به واقع بیشتر متوجه می شویم . زمانی که کار برای جوانان ایجاد نشد، زمانی که اعتماد به نفس برای تشکیل خانواده را در آنها پرورش ندادیم . زمانی که از خود و خانواده ی خویش غافل شدیم. برخی جوانان ، حتی دین خود را عوض کردند، برخی به دام اعتیاد گرفتار شدند، جمعی برای بدست اوردن لقمه نانی، به تن فروشی یا صیغه ی این و آن در آمدند. برخی به کشورهای خارجی از دست بیکاری و بدبختی مهاجرت کردند. فرار مغزها در جامعه بوجود آمد. و. . . .
این بچه های دیروز، و آوارگان و آسیب دیدگان و آفت زدگان امروز، مگر فرزندان از این کشور، و این ملت نبودند، چه شد با عمر و احساسات و اخلاق و مذهب و حرّیت و انسانیت آنها بازی شد، آیا به هوش نیامدیم، که سیری ناپذیری در ثروت و قدرت چه به روزمان آورد.
ظریفی گفت؛ به جوانی که در ماه رمضان حُرمت این ماه را نگه نمی داشت، وقتی که اورا را نصیحت کردند، حرمت این ماه را باید نگهداشت، آن جوان در پاسخ گفت؛ " رمضان کیلویی چند است"؟
و قتی به دختر بی حجاب و عمر باخته ای می گویی چرا هنجارها و ارزشهای جامعه ات را رعایت نمی کنی ؟ پاسخ می دهد پوشیده بودم ، لختم کردند. یعنی عزتم و حجب و حیایم را کشتند، آن قدر درس خواندم ولی کار ی در خور شاءن و منزلتم به من ندادند، و. . .
بسیاری از دختران و و پسران جوان اگر کار می داشتند، آماده ی تشکیل خانواده می شدند و سن ازدواج سالخورده نمی شد. آنها براثر بی توجهی، راه های بن بست ضد اجتماعی را در پیش گرفتند و دچار بی هویتی و افسردگی و بیهودگی شدند. حاصل این ناکامی ها این بود، که کسی به نیازها و امور جوانان توجه مناسبی به عمل نیاوردند.
از افراط و تفریط های ما نسل جوان به ستوه آمدند.
در حق کسی که از دیگری کمک خواست، در جواب تقاضای آن مددجو، انتظاری شیطانی، در پشت محبتهای کاذب مدکار نهفته بود.
قدیمها مادر بزرگها داستان آسیابان و زن فقیر و بیوه ای که سه تا فرزند داشت، چنان می گفتند؛" وقتی زن مستضعف از آسیابان کمک خواست تا آسیابان کمی آرد به او بدهد، تا بچه ها را سیر کند ، فوری آسیابان گفت؛ باید در مقابل این کمک من، بامن همبستر شوی. "
و یا آسیابانی که به آخرین پادشاه نگون بخت ساسانی، نانی داد ولی در زمانی که پادشاه به خواب رفته بود، به طمع اموالش، شبانه اورا کشت و تنش را به آب انداخت.
این ها نمونه هایی از آسیبپذیری رفتاری در جامعه ی ماست، که نیاز به اصلاح و رو آوردن به منش حضرت علی ( ع ) دارد، که بدون مزد به جامعه ی خویش کمک نمود.
خاضعانه از مسئولین و مردم متمکن تقاضامندم، نسل جوان را دریابید ، گرچه خیلی هم دیر شده است.
بنده به عنوان یک معلم کوچک پیشنهاد می کنم، " وزارت خانواده" را تاءسیس کنید، بنیان خانواده را از سستی و بدبختی نجات دهید. اساس یک کشور موفق ، در گرو خانواده ها و نسل سالم آن جامعه است. اگر حد و رسم هنجارها و ارزشها دقیق تبیین گردد، و از مدرسه تا دانشگاه برای زندگی و شغل و ازدواج جوانان برنامه می داشتیم. شاهد نسلی افسار گسیخته، نا امید، پرخاشگر و دین گریز و هنجار شکن نبودیم. گرچه همه ی ما در جفایی که به حق جوانانمان کرده ایم، متهمیم.
اگر مسئولان ما در رسیدن به قدرت و ثروت توان رعایت تعادل و حس دیگر خواهی و نجات انسان به ویژه جامعه ی خود را در سرلوحه ی زندگی قرار می دادند، و از پارتی بازی و کوتوله پروری پرهیز می کردند شایسته سالاران ما جامعه را از نکبت نجات می دادند. درخانه اگر کس هست
یک حرف بس است
به همین سخنان کوتاه بسنده می کنم، که پیامبر اسلام فرموده است؛ خیر الکلام قَلَّ و دَلَّ
یعنی؛ " بهترین کلام آن است که کوتاه و دلالت کننده باشد. "