برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1395 100 1

الحاح کردن

معنی الحاح کردن در لغت نامه دهخدا

الحاح کردن. [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ستیزه کردن در سؤال و خواستن چیزی. الحاف. ستیهیدن. رجوع به اِلحاح شود : اگر ما [ معتصم ] دوش پس از الحاح که کردی ترا اجابتی کردیم در باب قاسم ، بباید دانست که آن مرد چاکرزاده ٔ خاندان ماست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 174). سبکتکین الحاح میکرد و میترسانیدشان. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 204). و بعیب نداشته اند در هیچ روزگار که اندر چنین کارهای بزرگ با نام الحاح کنند. (تاریخ بیهقی ). اکنون چون خداوند الحاح میکند بی ادبی باشد سخن ناگفتن. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 495).

معنی الحاح کردن به فارسی

الحاح کردن
ستیزه کردن در سوال و خواستن چیزی .

الحاح کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی الحاح کردن   • مفهوم الحاح کردن   • تعریف الحاح کردن   • معرفی الحاح کردن   • الحاح کردن چیست   • الحاح کردن یعنی چی   • الحاح کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی الحاح کردن
کلمه : الحاح کردن
اشتباه تایپی : hgphp ;vnk
عکس الحاح کردن : در گوگل

آیا معنی الحاح کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )