الاق

لغت نامه دهخدا

الاق. [ اُ ]( اِ ) الاغ. پیک. قاصد : چون میاجق را از این حال خبر شد الاقی بدوانید و خوارزمشاه را بیاگاهانید. ( راحةالصدور، چ اقبال ، ص 382 ). رجوع به الاغ شود.

الاق. [ اُ ] ( اِخ ) کوهی است به تیه از سرزمین مصر از ناحیت هامَة. ( معجم البلدان ).

الاق. [ اُ ] ( ع اِ ) برق کاذب بی باران. || ( مص ) درخشیدن برق و نباریدن. ( منتهی الارب ).

الاق. [ اَل ْ لا ] ( ع ص ) برق درخشنده و نبارنده. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) الاغ .
برق درخشنده و نبارنده .

پیشنهاد کاربران

لغت نامه دهخدا برای واژه �الاغ� هیچ اشاره ای به �ترکی بودن� نکرده است. این یعنی دهخدا �الاغ� را یک واژه فارسی اصیل می داند.
- - -
ماجرا چیست؟
۱. دهخدا �الاغ� را با نشان �[ترکی]� نیاورده است
...
[مشاهده متن کامل]

در مدخل �الاغ� در لغت نامه دهخدا، هیچ برچسب �ترکی� وجود ندارد. بر خلاف واژه هایی که دهخدا صراحتاً �[ترکی]� یا �[مغولی]� نوشته ( مثل �یورت�، �قالپاق �، �چماق � ) ، برای �الاغ� چنین نسبتی نداده است.
۲. معانی �الاغ� در دهخدا کاملاً فارسی است
دهخدا برای �الاغ� این معانی را آورده:
معنی توضیح
قاصد و پیک �الاغ خدمتت مه شد که بر گردون چو آب زر. . . � ( ابوعلی بن حسین مروزی )
بیکار �دادن به الاغ کاروانی� ( کمال اسماعیل )
خر �تخته گردنش کند ایمن / مرد را از گرفت و گیر الاغ� ( کمال اسماعیل )
کشتی کوچک ( از جغتایی )
اسب �سزد که جایزه این قصیده غرا / بیابم از تو زر و جامه و غلام و الاغ� ( منصور شیرازی )
۳. شواهد ادبی از شاعران بزرگ فارسی
در خود مدخل دهخدا، ابیاتی از مولوی، سعدی، کمال اسماعیل، ابوعلی مروزی و منصور شیرازی آورده شده که همگی �الاغ� را به کار برده اند. این نشان می دهد که �الاغ� از دیرباز در شعر فارسی حضور داشته است.
- - -
تناقض کجاست؟
منبع نظر درباره �الاغ�
دهخدا هیچ اشاره ای به ترکی بودن نمی کند؛ یک واژه فارسی اصیل است
فرهنگ فارسی عمید به صراحت �[ترکی]� نوشته است
برخی منابع دیگر �الاغ� را از ترکی �اولاغ� ( Ulagh ) به معنای �حیوان بارکش� می دانند
این تناقض نشان می دهد که ریشه یابی �الاغ� محل اختلاف است. دهخدا ( بزرگترین مرجع فارسی ) آن را ترکی نمی داند، اما عمید ( فرهنگ نویس دیگر ) ترکی می داند.
- - -
ریشه شناسی علمی: �الاغ� از کجا آمده؟
بر اساس پژوهش های زبان شناسی معاصر:
نظریه اول: ریشه ایرانی ( توصیه شده )
� �الاغ� ممکن است از ریشه ایرانی �*raza - � به معنای �چارپا� گرفته شده باشد.
� وجود این واژه در شعر فارسی از قرن چهارم ( ابوعلی مروزی ) نشان می دهد که پیش از نفوظ گسترده واژگان ترکی در فارسی رایج بوده است.
نظریه دوم: ریشه ترکی
� �الاغ� از ترکی �اُلاغ� ( Ulagh ) به معنای �حیوان بارکش، قاصد�.
� در ترکی عثمانی، �ulak� امروز به معنای �قاصد� به کار می رود.
� اما مشکل این نظریه: اگر �الاغ� ترکی بود، چرا در متون کهن فارسی ( پیش از سلجوقیان ) دیده می شود؟
نظریه سوم: هم ریشه با زبان های دیگر
� برخی زبان شناسان �الاغ� را با �الاغ� در زبان های سامی ( عربی �حمار� نیست، اما شاید. . . ) مقایسه کرده اند، اما این نظریه قوی نیست.
- - -
نتیجه گیری برای بحث قبلی:
۱. در منابع معتبر فارسی ( دهخدا ) ، �الاغ� ترکی ثبت نشده است. این یعنی نمی توان به استناد �الاغ� گفت که فارسی پر از واژه ترکی است.
۲. ادعای �ترکی بودن الاغ� محل اختلاف است. دهخدا آن را تأیید نکرده، اما برخی فرهنگ های دیگر ( مثل عمید ) تأیید کرده اند.
۳. نکته مهم: حتی اگر �الاغ� هم ریشه ترکی داشته باشد ( که محل تردید است ) ، فقط ۲۷۸ واژه ترکی در فارسی معاصر وجود دارد ( بر اساس پژوهش فرهاد قربان زاده ) که سهمی کمتر از ۱. ۳٪ است. پس یک واژه مشکوک مثل �الاغ� نمی تواند ادعای پان ترکیست ها را مبنی بر �فارسی انباشته از واژگان ترکی� ثابت کند.
۴. اما نکته مهم تر: خود عثمانی ها از عبارت �ترک خر� و �ترک الاغ� به عنوان فحش استفاده می کردند ( بر اساس گزارش متی موسا ) . این یعنی �الاغ� در فرهنگ عثمانی نیز یک برچسب تحقیرآمیز برای �ترک ها� بوده است. پس اگر پان ترکیست امروز بگوید �الاغ واژه ترکی است�، در واقع می گوید �بله، قهرمانان تاریخی ما ( عثمانی ها ) ما را الاغ خطاب می کردند�!
- - -
پاسخ به پان ترکیست
اگر پان ترکیست گفت �الاغ ترکی است�، بگو:
�دهخدا که بزرگترین مرجع فارسی است، برای "الاغ" نشان ترکی نزده. اما فرض کنیم درست می گویی و "الاغ" ترکی است.

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
واژه الاق از ریشه ی واژه ی الاغ ترکی هست به فارسی خر می شود
الاقالاقالاقالاق
●الغ. [ اُ ل ُ ] ( ترکی ، ص ) بزرگ. مقابل کوچک. ( هفت قلزم ) ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) . کلان و بزرگ ، و این لفظ ترکی است. ●الاغ با اولاق متفاوت از معناست. ●الاغ یا الغ به معنای بزرگ و ارجمند هست. ●اولاق در ترکی معنای عرعر کردن دارد. ●خود خر به معنای چارپا در ترکی میشود اشک.