برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1396 100 1

اغماء

/'eqmA/

برابر پارسی: از خود بیخود شدن، بیهوشی

معنی اغماء در لغت نامه دهخدا

اغماء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غَمی ، بمعنی بیهوش و آسمان خانه و آنچه بالای آسمان خانه باشد از چوب وخاک و جز آن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اَغمِیَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

اغماء. [اِ ] (ع مص ) بیهوش گردانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). حالت بی حسی بر شخص عارض شدن و بصیغه ٔ مجهول استعمال شود: اغمی علی المریض ؛ عرض له ما وقف به حسه. (از اقرب الموارد). بی هوش شدن. (تاج المصادر بیهقی ). و فی الحدیث : «قال عبداﷲبن رواحه و مریض للنبی (ص ) اغمی علی ّ ثلاثا کیف اصنع بالصلوة، فقال (ص )صل صلوة یومک الذی افقت فانه یجزیک ». (منتهی الارب ).و قوله علیه السلام : «فان اغمی علیکم ؛ ای فان اغمی علیکم یومکم او لیلتکم فلم تروا الهلال فاتموا شعبان ». (ناظم الاطباء). || پیوسته ابر گردیدن روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پیوسته ابر بودن روز. و به این معنی نیز بصیغه ٔ مجهول استعمال شود:اغمی یومنا؛ دام غیمه. (از اقرب الموارد). || پوشیدن ابر هلال را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پوشیدن ابر هلال شب را: اغمی لیلتنا (مجهولاً)؛ غم ّ هلالها. (از اقرب الموارد). || پوشیده و مشتبه شدن خبر. و در تمام معانی مذکور بصیغه ٔ مجهول استعمال شود. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گنگ و مستور ماندن خبر: اغمی الخبر (مجهولا)؛ استعجم و خفی. (از اقرب الموارد). پوشیدن خبر بر کسی. (از تاج المصادر بیهقی ). || (حامص ) بیهوشی. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی. بیهوشی. حالت بیهوشی ویژه در بیماری. (از ناظم الاطباء). بی خودی. بی خویشتنی. (یادداشت بخط مؤلف ). || در اصطلاح فقیهان ، بیماریی است که بر دماغ یا قلب عارض شده وبر اثر آن قوای مدرکه و قوای محرکه ای که افعال ارادی و آثار انسانی از آن بوجود می آید، تعطیل می گردد و این تفسیر بیماری غشی را نیز شامل می شود. و در اصطلاح طبیبان چنین است که اگر تعطیل قوای مزبور بر اثر ضعف قلب بود و داخلی باشد که منفذی نیاید، آن را غشی نامند و اگر بر اثر امتلاء پرده های دماغ از بلغم غلیظ باشد، آن را بخصوص اغماء نامند. ولی مؤلف جامعالرموز گوید: اغماء ضعف قوی ̍ بعلت غلبه ٔ درد است و این تفسیر غش را هم شامل میشود. و در حدودالامراض آمده است. و گاه اغماء بر صر ...

معنی اغماء به انگلیسی

coma (اسم)
اغماء ، بیهشی ، سبات
comatose (صفت)
اغماء ، بی هوش ، بیهش

معنی کلمه اغماء به عربی

اغماء
غيبوبة , فاقد الوعي

اغماء را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
کما
ابلیس
شنیدن،دیدن بدون کنترل بر دیگر حس ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سريال اغماء   • عوارض کما   • اغما چیست   • مشکلات بعد از کما   • تفاوت اغما و کما   • دانلود سریال اغماء   • تفاوت icu و ccu   • چه بیمارانی به ای سی یو میروند   • معنی اغماء   • مفهوم اغماء   • تعریف اغماء   • معرفی اغماء   • اغماء چیست   • اغماء یعنی چی   • اغماء یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اغماء
کلمه : اغماء
اشتباه تایپی : hylhء
آوا : 'eqmA
نقش : اسم
عکس اغماء : در گوگل

آیا معنی اغماء مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )